کشانده شدن هنر موسیقی به زیر زمین ها در دولت نهم
واژه موسیقی فاخر از زمان دولت نهم و آن هم در اختتامیه جشنواره موسیقی فجر از سخنان گهربار وزیر فرهنگ و ارشاد و اسلامی بود.بعد از آن ماجرا یاداشت ها نوشتند و سفسطه ها آراییدن که موسیقی فاخر چنان است و چنان نیست!و هر که به مصداق ذهنیت خود حدیثی روایت کرد تا صحبت ناپخته و احساسی وزیر فرهنگ را فرهنگی جلوه دهد.غافل از اینکه که هنر فاخر وغیر فاخر نمی شناسد؛البته به لطف حضور آقای صفار هرندی ،گوش مردم پر شد از آهنگ های زیر زمینی و کامپیوتری مانند "ساسی مانکن" و"جیگلی " و غیره .
تنها اينترنت و ديگر هيچ
به هر حال رشد بی رویه گروههای موسیقی زیر زمینی و گسترش آهنگ های این گرههای در میان اقشار مختلف جامعه در دولت نهم به یقین نشان از نبود فضای مناسب برای اجرای گروههای موسیقی جوان است؛چرا که موسیقی زیر زمینی در ایران به نوعی از موسیقی گفته می شود که مجوز رسمی از دستگاهها رسمی کشور دریافت نکرده اند ؛در صورتی که تعریف بین اللملی آن به نوعی از موسیقی گفته می شود که تمایلی برای حضور در صحنه و اجرای زنده را ندارند؛یعنی بر خلاف گرههای زیر مینی ایرانی !بر هر حال در این گزارش قرار است در پاراگراف های کوتاه و جدی نگاه گذرا به این نوع از موسیقی بیندازیم که در دهه اخیر و به ویژه در چند سال اخیر دغدعه بسیاری از جوانان ایرانی شده است.
اینترنت تنها وسیله ارتباط این گروهها با یکدیگر و تنها بازار معرفی محصولاتشان است. این آلبومهای زیرزمینی و معترضانه به سادگی در اتاق اغلب جوانان پیدا میشوند. کیفیت کار بسیاری از این گروهها هنوز پائین و سطحی است اما هر کدام از این گروههای زیرزمینی علاقمندان خود را دارند. علاقمندانی که به ضبط موسیقی مورد علاقه خود یعنی رپ، راک یا هویمتال در یک اتاق ساده با یک هدست معمولی رضایت میدهند.
دلایل فعالیت گروهها موسیقی زیر زمینی در دولت نهم را در یک نگاه دقیق تر می توان عمدتا سه موضوع را دلیل اصلی فعالیتهای زیرزمینی و مخفی دانست ؛ "توقیف"،"تقلب" و"توهم" .
"توقیف" یا ممنوعیت عامل اساسی و اصلی فعالیتهای پنهانی و زیرزمینی در طول تاریخ بوده است و "تقلب" یا دگرنمایی و فریب را نیز به عنوان جوانترین عامل ( در بین عوامل سه گانه ) می توان نام برد که وجودش مربوط به همین یکی دو قرن اخیر و رواج شاخه های فکری و سیاسی و اجتماعی بوده ومبتنی بر فریب و مظلوم نمایی و مخالف خوانی دروغین و کسب محبوبیت و جذب پیروان و جلب توجهات و نگاهها در حال و حالتی غیر واقعی و ناراستین است.دلیل سوم،"توهم" و خیالپردازی است که خود بزرگ بینی و غلط نگاری و خویش شیفتگی ها مولد و زاینده آن و خودسانسوری و توهم توطئه و... مولد و زائیده آن هستند .
سه سال اخیر برای ما شاید سالهای امید موسیقی زیر مینی بود؛البته دلایل رشد این نوع موسیقی را قبلا نوشتیم.محسن نامجو، آبجیز، کیوسک و حتی بعضی از صداهایی که در بین صداهای آزاردهنده و ضعیفی که به عنوان موسیقی رپ میشنویم ما را نسبت به آینده موسیقی باکلام ایران امیدوارتر میکند. گرچه تقریبا همهاینها بهجز آلبوم "ترنج" محسن نامجو که آن هم مجوز ارشاد ندارد، زیرزمینیاند. ولی قبل از این هم صداهایی از این دست در موسیقی ما بوده است که تعداد انگشتشماری مثل "اوهام" توانستهاند در ذائقهافرادی که به صورت جدی موسیقی را پیگیری میکنند تاثیرگذار باشند. حالا در طی سه سال اخیر این همه اتفاق را حتی با عنوان "زیرزمینی" باید مثبت شمرد و باید فضای را فراهم کرد که این گروهها موسیقی خود را به روی زمین بیاورند تا موسیقی گوشخراش لوس آنجلسی در ذهن علاقه مندان به موسیقی رخنه نکند؛به یقین خسارت های فرهنگی و اینکه منجر به بی هویتی یک نسل و به مرور یک جامعه می شود غیر قابل جبران است. مگر نه اینکه "نازی نازی نازگل من" یا "تف به مرامت عوضی" هم زیرزمینیاست یا همه صداهایی که از خارج از ایران شنیده میشوند غیرمجاز، ولی به واقع این کجا و آن کجا؟
هفت خوان مجوز؛دليلي براي زير زميني شدن
گروه 127 یکی دیگر از گره های موسیقی زیر مینی بنام است.127 اصلا به فکر مجوز گرفتن نیست. اعضای گروه در فضای زیرزمینمانندی در شهرک اکباتان تهران تمرین میکنند. ناتوانی در بالا و پایین کردن پله ها ی وزارت ارشاد برای کسب مجوز یکی دیگر از دلایلی است که 127 را از گرفتن مجوز مایوس می کند.همچنین آنها می گویند:اگر به همین کاری که میکنیم مجوز بدهند قبول داریم. میدانید ما اصلا حالش را نداریم که برای گرفتن مجوز از پلهها بالا و پایین برویم و بگوییم آقا جان مادرت به ما مجوز بده. این به نظر من خیلی عجیب است. به همین خاطر تا الان سراغش نرفتهایم. چرا باید اینکار را بکنیم؟ فکر نمیکنم کاری که ما میکنیم به کسی لطمهای بزند.
گروه کیوسکی از دیگر گروه ههای موسیقی است. ترانههای تولید شده کیوسک نشان دهنده سرخوردگی و خستگی قشر مرفه و یا حداقل متوسط رو به بالای جامعه است. ترانه آدم معمولی به خوبی این خستگی را نشان میدهد: « نمی خام عاشق بشم اگه آخرش جداییه... نمیخوام پولدار باشم اگه قیمتش رهاییه ... .نمیخوام زندگیمو به پای شهرت بریزم.... دوست دارم خودم باشم یه آدم معمولی» ریشه یابی این فرآیند به تغیر و تحولات سبکهای زندگیهای امروز متوجه میشود. آدمهای طماع که قانع شدن برایشان در حکم آرزویی محال درآمده است. هرچه میدوند کمتر میرسند و میایستند و دستی در موهای خود میکنند و به تمام ناکامیها و نرسیدنها فکر میکنند.
مضمون هاي سياسي -اجتماعي
مضمونهای مورد اشاره در ترانههای کیوسک نگاههایی اجتماعی – سیاسی و فرهنگی از شرایط زیستی- شهری جامعه ارایه میدهند، مفهومهای مدی که با شکلگیری ادبیات جامعه مدنی تبدیل به فرهنگ گفتمانی و غالب گروههای روشنفکر و جریانات متفاوت از نیازهای اصلی و مورد تقاضای جامعه شد. کیوسک نیز همین راه را تاکنون پیموده است. زبان لخت انتقاد با طرحهایی کاملا «رو» و قابل مصداق، خصوصیت بارز این گروه است. ایهام مورد استفاده در ترانههای کیوسک همگی ایهامهایی نزدیک هستند که مخاطب ترانهها را خیلی سریع به مقصود مورد اشاره، راهنمایی میکند. در ترانه روزمرگی این مساله نمود بارز دارد: « خوشبختی یعنی یه مرد خیکی، حساب بانکی، ماشین مشکی... ازدواج شکل یه زن چاقه، دستپخت عالی، جهیزیه کامل... خانواده یعنی چندتا بچه لوس، آخرهفته جاده چالوس... عشق یعنی دختر شریک بابا، عروسی که کردی بیا سهمتو بردار...» این مصداقهای رو، گاهی در ترانههای این گروه به شوری میزند.
........
با اين همه تفاسير مي توان نتيجه گرفت كه بهتر است به همه گروههاي موسيقي اجازه فعاليت داد نه اينكه با قوانين سليقه اي،بسياري از گروهها را به سمت فعاليتهاي پنهاني كشاند.

