تبليغاتX
راست پنجگاه

 

گزارشي از فعاليت‌هاي بهروز مبصري، پژوهشگر، آرشيودار و نوازنده سه تار:

گنجينه‌هاي پراكنده

مفهوم آرشيو و آرشيوداري همزمان با ورود دستگاه‌هاي ضبط صوت يعني در دهه 1330 پديدار مي‌شود. بهروز مبصري از جمله هنرمنداني است كه نزد محمدرضا لطفي و مهدي كماليان ساز سه‌تار و تار را فراگرفته است. محل زندگي‌اش از سال 1363 در شهرستان ساوه است و به گفته خويش براي گردآوري يك آرشيو موسيقي در حيطه فرهنگ اصيل چه روز‌ها كه مسير تهران - ساوه در زماني كه اين جاده به <جاده مرگ> معروف شده بود را نپيموده و چه بهاي سنگيني به خاطر بعضي از آرشيوها نپرداخته است؛ هر چند از بهاي سنگين سخن به ميان نمي‌آورد.

با اين حال در خانه‌اش به روي علا‌قه‌مندان و هنرجويان موسيقي باز است و در حد بضاعت شاگرداني را تربيت كرده و آرشيو موسيقي‌اش را بدون ترس در اختيار نسل علا‌قه‌مند قرار مي‌دهد. ‌زماني از وي مي‌خواهيم براي مفهوم آرشيو در موسيقي تعريفي بگويد، سخن را اينگونه آغاز مي‌كند: لغت آرشيو لا‌تين است. در زبان فارسي به معناي گنجينه است. اين مفهوم از سال 1285 رايج مي‌شود؛ يعني از زمان ورود صفحات سنگي كه اغلب آنها در دست خانواده‌هاي اعيان و اشراف بوده است. ‌

سال1330 و پديد آمدن مفهوم آرشيو

مبصري در ادامه صحبت‌هاي خود اشاره مي‌كند كه حتي بعد از پديد آمدن صفحات سنگي ما، آرشيوي جمع نشده است. به گفته اين پژوهشگر، مفهوم دقيق كلمه آرشيو از دهه 1330 پديدار مي‌شود و تا قبل از آن از آرشيوداران خبري نبود. در اين زمان موسيقيدانان بزرگ زمان قاجاريه مرحوم و شاگردان آنها پير شده بودند. در اين شرايط عده‌اي به فكر توليد و ضبط موسيقي شاگردان پير برآمدند. ‌

وي در توصيف شرايط آن زمان به صداوسيما اشاره مي‌كند كه تازه شروع به كار كرده بود و در عرصه‌اي غير از فرهنگ اصيل و ملي فعاليت داشت. وي خاطرنشان مي‌كند: صداوسيما در آن روزها بيشتر بر مبناي توليد موسيقي روز به شيوه غربي كار مي‌كرد؛ در نتيجه موسيقي در حوزه فرهنگ اصيل به دست فراموشي سپرده مي‌شود. در اين شرايط عده‌اي معدود جمع شدند و با هزينه‌هاي گزاف آن دوره به ضبط موسيقي اصيل با هزينه شخصي پرداختند. ‌

آرشيو سنگي در اين سال‌ها در دست خانواده اعيان واشراف است؛ چرا كه اولين صفحه كه در ايران به فروش مي‌رسد دانه‌اي 15 تومان بوده است. وي در پاسخ به اين پرسش مبني بر چگونگي تفكر اعيان و اشراف براي جمع‌آوري آرشيو موسيقي مي‌گويد: در شرايطي كه قيمت صفحه‌هاي سنگي گران بود، فقط خانواده‌هاي اعيان و اشراف و موزيسين‌هايي كه در خدمت دربار و اشراف بودند مي‌توانستند آنها را تهيه و استفاده كنند. همچنين اين قشر باسواد بودند. به فرض مثال سيداحمد خان ساوه‌اي در خدمت خاندان مستوفي‌الممالك بوده است كه به دليل شش دوره نخست‌وزيري يكي از آرشيوداران بزرگ به شمار مي‌آيد؛ بنابراين، اين عده هم اشرف بودند و هم اشراف. ‌

بهروز مبصري كه در حال حاضر عضو شوراي مركزي صداوسيماي استان مركزي است، سير جمع‌آوري صفحات سنگي را طبق تحقيقات امير منصور 2000 عدد مي‌داند كه ممكن است رسد از 2000 عدد است، 100 هزار عدد تكثير شده باشد. وي در ادامه درباره اينكه اين صفحات سنگي اكنون در دست چه كساني هستند، اظهار مي‌كند: شهرام اعتمادي( 400 عدد)، آقاي حسني، امير منصور، آقاي عبدا... زاده در بروجرد (1000)، آقاي رفعتي كه شاگرد علي‌اكبرخان شهنازي و از محضر وزيري استفاده كرده است (1000)، ابراهيم گلشن و آقاي شادروان كه 3000 صفحه سنگي دارد كه بزرگترين آرشيو صفحه سنگي در ايران است. البته آرشيوهاي پراكنده نيز در خانواده‌هاي مختلف وجود دارد. ‌

وي كه اولين گروه بانوان موسيقي در سطح استان مركزي را راه انداخته است، مي‌افزايد: آنچه در شناخت صفحات سنگي مهم است شناسايي عنوان‌بندي‌ها و مشخصات صفحه است؛ يعني مشخصاتي از قبيل زمان و مكان ثبت، اسم و آرم تجاري كمپاني، شماره قالب و شماره صفحه بايد رعايت شود. در اين حيطه براي اولين بار امير منصور شروع به كار كرده‌اند. اما برخلا‌ف اين روند، اغلب آرشيوداران ديگر بيشتر به دنبال محتواي صفحات هستند. اينكه نوازنده و خواننده چه كسي است. ‌

مبصري روند آرشيوداري را تا سال‌هاي 1325 به روند بالا‌توصيف مي‌كند تا اينكه اولين ضبط‌صوت توسط قباد ظفر وارد، شاگرد حبيب سماعي، وارد شد. اين ضبط صوت اكاتكت آمريكايي بوده است و نوار آن سيمي است؛ دونمونه از ضبط‌ها موجود است، يكي دست سيد حسين موسوي است و ديگري دست مرحوم دلشاد‌فر. ‌

وي با اشاره به سال‌هاي 1330 و آمدن اولين نوارهاي ريل به ايران اشاره مي‌كند و ادامه مي‌دهد: دور نوارهاي ريل با صفحات سنگي فرق مي‌كرد. از آرشيودارهاي نوارهاي ريل مي‌توانيم آقاي هوده‌اي كه از شاگردان درويش خان بوده است را نام ببريم. آرشيو وي به دليل فراموشي پراكنده مي‌شود. به گفته مهدي كماليان، وي درويش خان نرم است. به نوعي مي‌توان آن را اولين آرشيودار نام برد. نوارهاي ريل ايشان به دليل اطلا‌عات از هنر موسيقي مشخصات كامل داشته و عنوان‌بندي شده بود. ‌

گسترش نظام آرشيوداري پس از دهه 30

مبصري سال‌هاي پس دهه 30 را سال‌هاي گسترش نظام آرشيوداري عنوان مي‌كند و خاطرنشان مي‌دارد: از دهه 1330 به بعد آرشيو‌ها بزرگ مي‌شوند؛ چرا كه رسانه راديو داراي آرشيو مي‌شود، موسيقي توليدي مي‌شود و توليد آن از حيطه موسيقي اصيل بيرون مي‌آيد؛ به همين خاطر آرشيو موسيقي اصيل به دست هنردوستان مي‌افتد. به فرض مثال از دهه 30 تا 1357 شايد در طي اين 27 سال، 27 مصاحبه شاخص با هنرمندان اصيل نداريم. به جز برنامه <گلچين هفته> كه دو تا مصاحبه با اديب خوانساري، احمد عبادي دو تا، از علي‌اكبرخان شهنازي و پايور هر كدام يك مصاحبه است. آن هم در برنامه گلچين هفته بنا به دلا‌يلي در سال 1354 شروع مي‌شود. ‌

 

وي پاسخ اين سوال كه چرا خود هنرمندان موسيقي فعاليت‌هاي آرشيوداري را از سر نگرفتند، تصريح مي‌كند: زماني كه ساختار اجتماعي ايران در خدمت سيستم‌هاي غربي قرار مي‌گيرد و صداوسيما به عنوان ابزار حكومتي استفاده مي‌شود، جايي براي هنرمندان اصيل باقي نمي‌ماند و هنرمنداني مانند ني داوود، سليمان اميرقاسمي خانه‌نشين مي‌شوند. در اين شرايط قاعدتا از نظر تاريخي وظيفه بر دوش افرادي مي‌افتد كه احساس مسووليت‌پذيري فرهنگي دارند ؛ به فرض مثال شخصي مانند مهدي كماليان آثاري از نورعلي‌خان برومند، فرتن، هرمزي و اميري فلا‌ح ضبط مي‌كند و آن را در خانه نگهداري مي‌كند. مثلا‌از اميري فلا‌ح يك عدد مصاحبه آن هم در شب ميخك نقره‌اي فرخزاد بيشتر نمانده است. ‌

هنردوستان و جمع‌آوري رديف‌هاي موسيقي

به گفته مبصري، هدف هنردوستان فقط نگهداري رديف بوده است. مثلا‌رديف ميرزا عبدا... به روايت نورعليخان برومند متكي به روايت اسماعيل خان قهرماني كه كماليان آن را ضبط مي‌كند. رديف هفت دستگاه موسيقي اسماعيلخان قهرماني در سال 1331 رديف ميرزاعبدا... با تار پنج سيم در منزل آقا محمد مجرد ايراني ضبط مي‌شود كه دو نسخه موجود است يكي دست احمد نكوزاد و ديگري دست محمد برومند است. دور اين نوارها با ضبط صوت‌هاي فعلي مطابقت نمي‌كند. آقاي لطفي گفته‌اند كه دستگاه شور آن با رديف نورعليخان برومند مطابقت نمي‌كند. نسخه اصلي اين نوار اكنون در آمريكا است. اين اولين رديف بوده كه از ميرزا عبدا... توسط شاگردش اسماعيل خان قهرماني ضبط مي‌شود. بعد از آن برومند اين كار را انجام مي‌دهد. رديف ميرزا حسين قلي خان هم به روايت فرزندش علي‌اكبرخان شهنازي توسط وزارت فرهنگ و هنر ضبط و نت‌نويسي مي‌شود. رديف عبدا... خان دوامي توسط شاگردانش ضبط مي‌شود. اما يكسري رديف هم بوده است كه به صورت غيررسمي ضبط مي‌شود مانند رديف فخام‌الدوله بهزادي از شاگردان خوب ميرزا حسين قلي بود كه يك نسخه آن دست آقاي كماليان بوده است. اكنون انتشارات <باربد> چند نوار آن را منتشر كرده و بقيه آن مانده است. رديف ميرزا عبدا... به روايت <منتظم الحكما> كه به‌وسيله خودشان نت نويسي شده و از طرف وزارت فرهنگ و هنر با حمايت دكتر مهدي بركشلي چاپ شده است. رديف سعيد هرمزي متكي به رديف درويش خان و ميرزا حسين قلي كه توسط آقاي كماليان در منزل ضبط شده است. رديف فروتن با كمك فوزيه مجد و كماليان ضبط شده است. رديف حبيب سماعي به روايت قباد ظفر و نورعلي برومند كه متاسفانه پاره‌اي از آن به صورت مجلسي ضبط شده است. رديف طاهرزاده به روايت خوش اكنون بخشي از آن توسط انتشارات ماهور عرضه شده است. رديف طاهرزاده به روايت نورعليخان برومند كه ضبط نشده و فقط دستگاه ماهور آن توسط آقاي شجريان ضبط شده است و بخشي از آن با صداي علي‌اكبرگلپايگاني و تار برومند هست كه از طريق يونسكو چاپ شده است. رديف ميرزا عبدا... به روايت مجيد كياني كه براي سنتور نوشته شده است. رديف مجلسي مهرتاش به روايت محمدرضا شجريان است. رديف آقاي كسايي سال 1341 در راديو اصفهان ضبط كرده است. رديف روح‌انگيز با صداي خودش، رديف اديب خوانساري با تار ابراهيم سرخوش، رديف ابراهيم بوذري كه ديگر بايد منتشر شود. حد فاصل سال‌هاي 1330 تا 1357 اين رديف‌ها ضبط مي‌شود. اين رديف همه توسط هنردوستان ضبط مي‌شود و فقط همان رديف حسن كسايي كه توسط ارگاني مانند راديو ضبط مي‌شود. ‌

وي نقش مردم عادي در نظام آرشيوداري را اينگونه توصيف مي‌كند: از سال‌هاي 1340 به بعد به دليل رفاه اقتصادي مردم نوار ضبط صوت خريدند و هر كس به فراخور خود قسمتي از موسيقي را ضبط مي‌كند. مثلا‌در سال 1350 به مدت 17 ساعت از سليمان اميرقاسمي به همراه ساز هرمزي به صورت خصوصي نوار ضبط شده است. به عنوان مثال تنها بداهه نوازي كه از برومند ضبط شده، با صداي قوامي است كه در دستگاه سه گاه است وشايد كار آقاي مشحون باشد. سه تار آقا محمد مجرد ايراني سه ضبط شده است. ‌

وي در ادامه صحبت‌هاي خود به آرشيو اميري فيروز كوهي اشاره مي‌كند و مي‌افزايد: يكي از بهترين آرشيودارهاي موسيقي امير فيروزكوهي(شاعر) است. اين آرشيو اكنون نزد دخترشان است. در مقدمه كتاب حسن مشحون آدم‌هايي كه به خانه پدرش مي‌آيند را اينگونه معرفي مي‌كند. مثلا‌آن پيرمرد كه صداي تق‌تق عصايش مي‌آمد (حاج آقا محمد ايراني)، آن پيرمرد نابينا كه شاگردش دست وي را مي‌گرفت و اين طرف و آن طرف مي‌برد (برومند و گلپايگاني)، آن پيرمرد كه كيسه‌اي زير كتش آويزان بود (هرمزي)، آن پيرمرد كه سل داشت و زماني كه مي‌خواند سحر مي‌كرد (سليمان اميرقاسمي.) نسل جوان فعلي از اين اسامي اطلا‌عاتي ندارد؛ البته در چاپ جديد اين اسامي نوشته شده است. تمام اين هنرمندان به منزل فيروز كوهي آمد و رفت داشتند. حتي نوار 45 دقيقه‌اي رضا محجوبي كه پشت پرده ضبط شده و مخاطب آن <ماه خانم> است در خانه ايشان است. ‌

اين مدرس سه تار مي‌گويد: از سال‌هاي 1330 موسيقي به دو بخش تقسيم مي‌شود؛ يكي بخش حيطه فرهنگ اصيل است كه در راديو وتلويزيون جايگاهي ندارند و ديگري بخشي پايگاه اجتماعي. بسياري از هنرمندان مانند مرحوم آقاسي، دلكش پايگاه اجتماعي قوي تر از قمر تاج و اديب داشتند. در اين سال‌ها بعضي از هنرمندان كه در حيطه پايگاه اجتماعي مردمي بودند وارد حيطه فرهنگ اصيل مي‌شوند مانند پريسا كه در ابتدا جاز مي‌خوانده است. برعكس بعضي از هنرمندان از پايگاه هنري وارد پايگاه اجتماعي شدند مانند ايرج، گلپايگاني، جمال وفايي و... ‌

وي هنرمندان را حافظان موسيقي محلي در اين سال‌ها مي‌داند و ياد‌آوري مي‌كند: در عرصه موسيقي محلي خود هنرمندان شروع به فعاليت مي‌كنند. اين قشر داراي پايگاه اجتماعي برگرفته از خاطرات قومي هستند. مانند ستارزاده كه اولين دوتارنوازان ترك است كه فارسي خوانده و رسم و رسومات منطقه ترك زبان دره‌گز را مطرح كرده است. همچنين عباس وفايي تصنيف‌هاي عاشقانه را به لهجه كرماني مي‌خواند. آرشيو اين دسته به همراه آرشيو يكسري از خواننده‌هاي لا‌له‌زاري در دست سيد حسين موسوي است. ‌

سال 1357 و شروع تغيير ساختارهاي اجتماعي

سال 1357 با تغيير ساختارهاي اجتماعي و شروع انقلا‌ب و به نوعي احياي فرهنگ كهن به سرعت زياد در راس امور فعاليت‌هاي فرهنگي قرار مي‌گيرد. بهروز مبصري بيان مي‌كند: از اين تاريخ به بعد ‌

هم در بخش سنتي و هم در بخش كلا‌سيك، آرشيو كدبندي و تخصصي مي‌شود. به فرض مثال ويولنيست‌ها صرفا آثار ويولون جمع مي‌كنند. همچنين تحولي كه در شيوه نوازندگي و خود سازها مي‌شود منجر به تقسيم‌بندي كوچك‌تر آرشيوها مي‌شود. مثلا‌ني‌نوازها، تارنوازها و... ‌

اين عضو پژوهشگران خانه موسيقي از شروع فعاليت‌هاي استاني صداوسيما به فال نيك ياد مي‌كند و مي‌گويد: اين فعاليت منجر به جمع‌آوري بهترين آرشيو موسيقي محلي مي‌شود. اما چند سال پس از انقلا‌ب دوباره حيطه موسيقي از فرهنگ اصيل به طرف پايگاه اجتماعي كشيده مي‌شود؛ يكي از دلا‌يل عمده آن به خاطر در راس قرار نگرفتن هنرمندان درجه يك- از دهه 80 به بعد- در توليد موسيقي به دليل هزينه بالا‌در صداوسيما است؛ البته توليدات موسيقي سنتي به دست هنرمندان جوان مي‌افتد. ‌

وي آرشيو‌هاي پس از انقلا‌ب را در سه دسته يعني آرشيو نوازنده ها، صداوسيما و پايگاه‌هاي اينترنتي طبقه‌بندي مي‌كند و هنرمنداني كه آرشيو قوي دارند را اينگونه نام مي‌برد: فرهاد موسوي‌زاده كه آرشيو خوبي دارد. تمام گلچين هفته را ضبط كرده است از اولين شاگردهايي بوده است كه از زير دست لطفي بيرون مي‌آيد. بهترين تار يحيي، آرشيوسازهاي آقاي كماليان دست ايشان است. دست چپ ايشان به دليل نوازندگي يك بند انگشت از دست راست بلندتر است. درويش رضا منظمي از اولين كمانچه نوزاهاي گروه شيدا بود كه آرشيو خوبي جمع‌آوري كرده است. افشارنيا، طلوعي هم آرشيو خوبي دارند. شهرام اعتمادي كه 400 صفحه سنگي ناياب دارد و نوازنده تار است. رضا رضايي (خواننده) در بخش آواز آرشيو دارد. محمد موسوي(نوازنده ني) و حسن ناهيد به دليل همكاري با پايور و راديو آرشيو خوبي دارد. اما هوشنگ ابتهاج مهم‌ترين هنرمند و شاعري است كه آرشيو قوي و بي‌نظيري دارد. ايشان سال‌هاي سال مسوول پخش راديو و برنامه گل‌ها بوده است. صفحات فنوگراف سيد رحيم دست اين هنرمند است. همچنين خود ايشان هم فنوگراف، صفحات سنگي بي‌نظير و نوارهاي ريل بيشماري دارد. آرشيو ايشان در عرصه كدگذاري به صورت تخصصي‌تر است به فرض مثال موسيقي اركسترال، كار، سنتي و... جداگانه است. ابتهاج تنها هنرمندي است كه آرشيو وي با آرشيو صداوسيما پهلو به پهلو است. رامين جزايري، ميلا‌د كيايي، علي تجويدي است. يكي از بهترين آرشيوهاي ويولن دست بهمن بوستان است. آقاي كماليان آرشيو خوبي دارد كه كم است. همچنين عليرضا ميرعلينقي از بهترين آرشيوداران پس از انقلا‌ب است. ‌

تخصصي شدن آرشيوها پس از انقلا‌ب

وي ويژگي‌هاي آرشيوهاي پس از انقلا‌ب را تخصصي بودن، عنوان و بيان مي‌كند. آرشيو پس از انقلا‌ب به دليل كثرت توسط نوازنده‌ها كدبندي يا همان تخصصي شد. خواننده‌ها در اين بخش ظاهراً به دليل كم بودن خواننده‌ها كمتر فعاليت داشته‌اند. صداوسيما فعال مي‌شود و هنرمندان تا سال 1380 جمع مي‌شوند. هنرمندان درجه يك تا دهه 80 در صداوسيما كار مي‌كنند اما بعد از آن به دليل كسري بودجه كنار مي‌روند. اما هنرمندان در بخش موسيقي محلي به دليل تامين بودن مالي هنوز همكاري خود را با صداوسيما دارند. ‌

علت جمع‌آوري آرشيو را مي‌توان در يك جمله خلا‌صه كرد كه هنرجويان و پژوهشگران به راحتي بتوانند به آثار بازمانده و قديمي دسترسي پيدا كنند. اما متاسفانه عرصه موسيقي ما از نبود چنين مركزي رنج مي‌برد. مبصري در اين زمينه مي‌گويد: آرشيوهاي موسيقي بنا به دلا‌يلي به دليل در حاشيه نبودن موسيقي تمركزگرايي نشده است. يكي از دلا‌يل سردرگمي هنرجويان به دليل متمركز نشدن آرشيوهاي موسيقي است. عدم تمركزگرايي يكي از دلا‌يل رشد نكردن هنرجويان موسيقي و به‌واسطه آن پيشرفت نكردن خود موسيقي است. به فرض مثال هنرجويان مي‌خواهند ببينند كه از ميرزا حسينقلي چه آثاري وجود دارد. هنرجو بعد از گوش دادن آثار مي‌گويد كه: چرا تند مي‌زند؟ اصلي وجود داشته است كه به دليل محدود بودن زمان صفحات سنگي نوازنده‌ها تند مي‌زدند وحتي اين اصل را به هنرجويان درس مي‌دادند؛ در صورتي كه اينگونه نبوده است. بلكه به خاطر همراهي كردن سازهاي مضرابي از نظر قدرت صوت با سازهاي كششي تكنيك نواختن تند و سريع مي‌شود. حتي دومينكو- سفير فرانسه- زماني كه از كنار اتاق علي‌اكبرخان شهنازي رد مي‌شود، فكر مي‌كند كه كمانچه مي‌نوازد. يعني اين‌قدر سريع مي‌زند كه صداي تار مانند صداي كمانچه است. بعضي‌ها معتقدند به خاطر آمدن صفحات سنگي و تكنولوژي تكنيك سرعت نوازندگي تند شده است؛ در صورتي كه تكنيك نوازندگي به دليل اكو، بلندگو پايين مي‌آيد و مضراب ريز عملا‌حذف مي‌شود. ‌

وي براي رهايي از اين مشكلا‌ت مي‌گويد: امروزه چندين ارگان و متولي موسيقي داريم؛ مركزموسيقي، انجمن موسيقي، خانه موسيقي و... هر كدام از اينها ساز خود را مي‌زنند كه نتيجه آن سردرگمي هنرجويان است. پيشنهاد مي‌كنم مركز واحدي براي جمع‌آوري آرشيوها به صورت تخصصي داير شود. اين كار هم منجر به پيشرفت موسيقي، بالا‌رفتن تكنيك نوازندگي، شيوه‌هاي نوازندگي بهتر و شفاف شدن مضراب هنرجويان مي‌شود. هنرمندان شاخصي مانند لطفي، پايور، شجريان، ظريف بايد دور هم جمع شوند و به هيات دولت پيشنهاد بدهند كه يك آرشيو به عنوان <مركز آرشيو موسيقي ايران> جمع‌آوري شود. ‌

به گفته اين نوازنده سه تار و معلم موسيقي، تا سال‌هاي 1357 همه نوع موسيقي جمع مي‌شده است. اما در دوره فعلي به دليل كثرت نوازنده‌ها و گسترش ارتباطات بايد آرشيوها تخصصي شود؛ البته اتوماتيك‌وار اين كار در حال انجام شدن است. آرشيودار با شناخت نسبت به موسيقي منطقه‌اي مي‌تواند آرشيو بهتري جمع‌آوري كند. ‌

بهروز مبصري در پايان صحبت‌هاي خود كيفيت را در آرشيودار اصيل مي‌داند نه كميت را و خاطرنشان مي‌كند: شناخت از موسيقي منجر به جمع‌آوري موسيقي در حيطه فرهنگ اصيل مي‌شود. تعداد كمي از آرشيوداراني كه نسبت به موسيقي شناخت دارند در حال حاضر به انگشتان يك دست نمي‌رسد.

با تشکر از دوستان عزیزم آقایان فرید دهدزی،سجاد پوقناد و علی نجفی که مرا  تهیه این گزارش همراهی کردند.

منبع:روزنامه اعتماد ملی

http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=54134&Title=گنجينه‌هاي پراكنده ‌- [آمن خادمي]

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 17:32 |