تبليغاتX
راست پنجگاه

 

در مجلس رندان خبری نیست که نیست

 

در روزهایی که التهاب خبر کنسرت شهرام ناظری و حاشیه پر رنگ آن در مجموعه ورزشی انقلاب گوش فلک را کر کرده بود،مجید ناظم پور۲۳ شهریور در سمیناری یک روزه ،در شهر اصفهان به بررسی تاریخچه 5 هزار ساله ساز عود پرداخت.

1-     با اینکه اصفهان به پایتخت فرهنگی ایران معروف است؛اما از آن شور و حال خبری نبود که نبود .متاسفانه حتی دست اندرکاران این برنامه با اصول اولیه مانند درست بودن وسایل قبل از اجرا،ساکت بودن محیط  و... برگزاری یک سمینار آشنایی نداشتند.

 

۲- همچنین برای این برنامه هیچ گونه تبلیغاتی صورت نگرفته بود.حتی در ورودی موزه هنرهای معاصراصفهان که این سمینار در آن برگزار شد یک پلاکارد تبلیغاتی به چشم نمی خورد.

 

۳-     هیچ نوازنده زنی تاکنون در شهر اصفهان به صحنه نرفته است .ناظم پورقرار بود نیم ساعت پایانی این سمیناررا به اتفاق همسرش به دو نوازی دف و عود بپردازد که با مخالفت شدید شهرداری اصفهان مواجه و بلاخره ناظم پور به تنهایی به صحنه رفت.

 

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت 16:29 |

 

قفل سکوت بردهان افکارعمومی!

 

 کنسرت شهرام ناظری در حالی برگزار می شود که همه هنرمندان نسبت به سخت بودن روند اجراهای صحنه ای اعتراض دارند؛حتی آنهایی که تریبون فراگیرصدا وسیما  دارند و به اصطلاح هنرمندان" خودی" به حساب می آیند بیانیه های شدید لحنی در اعتراض به وضعیت فرهنگی (عدم مجوز کنسرت)منتشر کردند.

 

1-  دادن مجوز کنسرت به شهرام ناظری-آن هم در فضای بازکه مشکلات عدیده ای به دنبال دارد- نشان ازذهن سامان یافته و آگاه برافکار عمومی است.یعنی همان ذهن حساب شده ای که  دو سال مانده به کابینه خاتمی تبلیغات زیرزمینی را برای حکومت احمدی نژاد فراهم کرد،برای تغییر دادن افکارهنرمندان به یکباره مجوز چنین کنسرتی را طی چند روز صادر می کند.

 

2-      البته این دولت سال گذشته در کمال ناباوری نیز تمهیدات کنسرت محمدرضا شجریان را فراهم کرد؛آن هم در شرایطی که انگشت "دگماتیسم" به سوی این کابینه نشانه رفته بود.لابد  ذهن پویا،خلاق و لجباز آقای شجریان در آن شرایط به مانند روزی بود که به صدا وسیما رفت.وی آن روز به جای اصرار بر"بداهه خوانی و بداهه نوازی" کاست خود را برای پخش ارائه داد وموضوع عجیب نشان ندادن ساز،با حرکتی نسنجیده تا به امروزطبیعی جلوه می کند.

 

3-      وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی زمانی که بر مسند ریاست تکیه زد،بعد از 5 ماه بلاخره "فقط و فقط"(برخلاف مسجد جامعی که هر روز به جشنواره موسیقی سر می زد) در اختتامیه جشنواره ظاهر(نه حاضر)شد وشعار حمایت از موسیقی فاخررا سر داد.اما از طرف دیگر شاهدیم که متولیان به ظاهر فرهنگی  به "اکبر گلپایگانی" که قرار بود به همراه کیوان ساکت در تخت جمشید کنسرت دهد،،مجوزنمی دهند.از طرف دیگر مجوز کنسرت "رضا صادقی"  صادر می شود.حال منظور وزیر از موسیقی فاخر چیست،معلوم نیست!!

 

4-      ناگفته معلوم است که کنسرت رضا صادقی مخاطبان خاص خود را دارد.صد البته باید همه نوع موسیقی در جامعه وجود داشته باشد تا انتخاب واقعی و آگاهانه باشد.اما به یقین  پاسخگویی به مخاطبان موسیقی" رضا صاددقی" بس راحت و آسانترازمخاطبان گلپایگانی که با اشعار سعدی،حافظ ،مشیری،مولانا و...انس دارند.

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت 22:41 |

 ای بی خبران راه نه آن است، نه این!

چندی پیش تعدادي از نمايندگاني مجلس  در تذكري به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار جلوگيري از همخواني آوازخواني زنان شدند. سيدنظام مولاهويزه( نماينده دشت آزادگان)، ستار هدايتخواه(  بوير احمد)، حميد زنگنه ( اهواز)، سيدهادي طباطبايي ( ايذه)، عباسعلي اختري ( تهران)، كمال دانشيار( ماهشهر)، محمد تقي كاوياني پور( نهاوند )و قدرت الله ايماني (خرم آباد) در اين خصوص به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تذكر دادند.

 در این مقوله زیاد نوشته اند؛به خصوص کسانی که  صرفا دنباله رو بحث هایی "فمینستی" بوده اند.متاسفانه در این روند اصول های منطقی و ساختاری فدای حاشیه های می شوند که در این جامعه حرف نخست را می زند.

1-     نداشتن امکان حضور بانوان در عرصه آواز خوانی به مرورزمان(سه دهه از آن گذشته است) منجر به فراموشی بسیاری از گوشه موسیقی می شود که فقط صدای چپ کودک زنانه از عهده آنها بر می آید؛چرا که آهنگسازان قطعه را با توجه به وسعت و محدودیت صدای مردان می نویسند.

2-     این نوع آهنگسازی متاسفانه به مرور زمان نیز صدای زنان را بم می کند و پدیده "بم خوانی" را چنان امروزه رایج می کند.

3-     با نگاهی گذرا به اسامی نمایندگان  می توان روحیه "قومی- قبیله ای" راکاملا حس کرد که در سطح قوم خود- نه در مقیاس کشوری- قابل احترام است .همین!

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 15:24 |

 

داوود گنجه رفت /حمید رضا نوربخش آمد

 

حمید رضا نوربخش در جلسه هیات مدیره خانه موسیقی با 5 رای موافق، یک رای ممتنع و یک رای مخالف به عنوان مدیرعامل خانه معرفی شد.یعنی  داوود گنجه ای رفت و نوربخش آمد.گنجه ای دلایل رد این مسئولیت و نپذیرفتن ادامه مسئولیت مدیریت عاملی خانه موسیقی اینگونه بیان می کند.

 

*  اعتقاد راسخ دارم که هیچ بنایی پایدار نمی ماند؛ چه بهتر  افراد در اوج قدرت و توانایی به خاطر نیل به اهداف والاتر مسئولیت خود را به افراد با انگیزه و جوان بسپارند تا برای نسل های بعد سرمایه هایی به وجود بیاید ...مابهتر دیدم که مدیرعاملی خانه را به جوانی با ایمان،پرتوان و با برنامه بسپاریم ومن امیدوارم در این انتخاب، هیات مدیره اشتباه نکرده باشد.

 

1-  داوود گنجه ای صحبت از ایمان و توان و برنامه ریز کرده اند؛ که ادبیات بس جالب (البته نه دور از ذهن)را به کار برده اند .....

2- از ایمان سخن گفته اند. اینکه این "ادبیات حاشیه ای" را برای خشنودی چه کسانی به زبان آورده اند،خود جای سوال دارد؟؟چند صباحی است که دیگرآن ادبیات صریح  را حتی ازداریوش پیرنیاکان هم نمی شنویم .شما اگر ربطی بین" ایمان و مدیریت "پیدا کردید ، به ما هم بگویید(ما هر چه کتاب های دکتر مطهری و شریعتی و سروش را گشته ایم ،یافت می نشود، جسته ایم ما)

 

3-" توانمندی و برنامه ریزی"دیگر مولفه هایی است که برشمرده اند.صد البته  این دو، حرف نخست موفقیت را ایفا می کند اما با شرط و شروطها...

 

4- به طور یقین منظور آقای گنجه ای به نوعی از "توانمندی و برنامه ریزی" برنمی گردد که آقای نوربخش سال گذشته در روند برگزاری کنسرت آقای شجریان انجام داده اند؟؟.......ما هم بی صبرانه منتظر برنامه های مدیر عامل جدید خانه موسیقی هستیم..........

 

5- پایان اینکه گنجه ای گفته است:.دوست دارم خدماتم در خفا و به دور از ریا و تملق ارائه شود و این موضوع را توفیقی برای خودم می دانم که بتوانم گرهی از گره های همنوعانم بگشایم.مولفه های دوری از "ریا ،تملق و خلوت گزیدن " به گفته حافظ "ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.......

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 2:53 |

کاش در حبشه متولد می شدم

 

بلاخره معلوم نيست اپراي "مانا و ماني" حسين دهلوي اجرا مي شود يا نه؟؟؟؟در دولت قبل قرار بود وزير وقت(احمد مسجد جامعي)براي اجراي اين اپرا به دهلوي زنگ بزند و ما هم  نوشتيم:"اپراي مانا و ماني در انتظار تلفن وزير!

البته همه می دانستیم صحبت مسجدجامعی ،با توجه به حضور در جشنواره و حضور رییس جمهور، هیجان کاذبی بیش نبود.

به گفته دهلوی، قرار است مهرماه امسال اين اثر به مناسبت روز جهاني كودك از تلويزيون جمهوري اسلامي پخش شود كه در صورت  چنين امكان محالي،  بايد كابينه نهم و برنامه هاي فرهنگي آن را جدي گرفت و خرسند وسپاس گزار بود از تمام کسانی که بر خلاف ما به پای صندوق های  رای رفتند!!!!!!

 

1-     بلاخره مسئولان فرهنگي كشور ما هم فهميده اند، زبان نصيحت براي كودكان اين دوره كارساز نيست و تازه  يادشان افتاده است كه با برنامه هاي فرهنگي بايد الگوسازي كرد.

 

2-     علي رهبري زمان ورود به ايران قرار بود اين اپرا را با تمام مشكلات نظير نيازمند بودن به يك اركستر كامل،داشتن صداي زن(سوپرانو)،هزينه هاي سرسام آور و........اجرا كند. اما دست تقدير (مسئولیت پذیری علمای کیهانی !!!)همچنان برقراربود تا حسين دهلوي هر روز آرزو كند:"كاش در حبشه به دنيا آمده بودم".

 

3-     در كشوري كه وزير فرهنگ وارشادش درست كردن  آبليمو و آبغوره را از موارد علاقه مندی های خود مي داند و تهيه اين دو را نيازمند مهارت و تخصص مي داند(گفت و گوي در برنامه تلويزيوني صندلي داغ) بر خلاف عرصه فرهنگ که نیازمند تخصص نیست(خبرگزاری ایسنا) جاي تعجب دارد که اپرای حسین دهلوی اجرا شود.اگر اینگونه شد؛ باید در محاسبات خودمان درباره مسئولان این کابینه تجدید نظر کنیم............

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 19:39 |

 

آقای وزیر حتما مزاح می فرمایید

چند روز پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته اند که عرصه فرهنگ تنها عرصه ای است كه بحث و صحبت درباره‌ آن نياز به تخصص چنداني ندارد!.!!!!

1-     بله!کشوری که نکوست از وزیرش پیداست .....................

 

2-     در سایه چنین تفکری است که فیلم هایی چون زن بدلی،شام عروسی،سوغات فرنگ ،ازدواج به سبک ایرانی و.... روز به روز زیاد می شود و در آن ذره ایی از حس مسئولیت پذیری کارگردان هایی چون مرحوم علی حاتمی،عباس کیارستمی،ابراهیم حاتمی کیا دیده نمی شود(حوزه سینما در تخصص من نیست و اسامی بر اساس مطالعه پراکنده من است)

 

3-     ایشان گفته اند:  با افتخار اعلام مي‌كنم  امروز مديريت فرهنگي، برخلاف مصالح اعتقادي، اخلاقي، قانوني و شرعي كشور نيست؛راست می گویند مدیریت فرهنگی غیر از "خود فرهنگ "به تمام  حاشیه ها توجهی اساسی و غیرقابل انکار دارند.....دست مریزاد دارد!

 

4-     در پایان می توان گفت با این تفکر دیگر مسئله حرام و حلال بودن موسیقی نیز جای هیچ بحثی ندارد؛چرا که هر" ناآگاهی" چنان امروز می تواند از حرام بودن و حلال بودنش سخن بگوید.

 

 

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت 20:13 |