|
یوسف پوریا - تارساز پیشکسوت گفت : سازسازان نجار نیستند | |
| ساز "یحیی" پس از دویست سال هنوز از نظر فیزیک و ظرایف تکنیکی به عنوان کامل ترین ساز تار ، الگوی سازسازن است و هنوز کسی نتوانسته "تار"ی فراتر از آن بسازد. | |
|
یوسف پوریا سازنده پیسکسوت تار با بیان این مطلب گفت : هنر سازسازی در ایران در مقایسه با کشورهای غربی از پیشرفت قابل ملاحظه ای برخورداربوده است به گونه ای که ایران با داشتن 500 سازنده خوب ساز(که هم اینک عضو کانون سازندگان ساز خانه موسیقی هستند) از دیگر کشورها سفارش ساخت ساز می گیرد. پوریا با اشاره به اینکه هنرساز سازی هم می تواند به صنعت تبدیل شودخاطرنشان کرد : هنرسازندگی ساز به دلیل تقاضای زیاد جامعه می تواند صرفا صنعتی شده و به تولید انبوه برسد. اما اینگونه سازها طبعا مناسب هنرجویان مرحله مبتدی و مقدماتی خواهدبود. وی با اشاره به عدم شناخت بسیاری از مردم با ظرایف کاری سازسازان گفت : هنر"ساز سازی" با حرفه نجاری تفاوت دارد؛همانطور که من نمی توانم حتی یک چهارپایه بسازم ،یک نجارهم نمی تواند سازبه معنای واقعی آن بسازد. عضو هیات مدیره کانون سازندگان ساز خانه موسیقی ادامه داد : نجاری حرفه ای شریف است اما درحال حاضر عده ای برای زیر سوال بردن ارزش کار سازندگان ساز به آنها "نجار"می گویند درصورتی که اغلب سازندگان ساز دارای تحصیلات آکادمیک و عالیه هستند. این سازساز مشکل سازندگان را برگرفته ازمشکل اصلی موسیقی دانست وتصریح کرد : موسیقی ما درگذشته "مات " بوده و الان "مات تر"شده است . برای بهبودی وضعیت موسیقی باید رفتار استاد و شاگرد محبت آمیز باشد. کتاب های هنرستان ها بازنویسی و اصول موسیقی به درستی به هنرجویان تعلیم داده شود |
|
فردی شجاع با حوزه علمیه صحبت کند فقط یک فردشجاع و بادرایت می تواند مشکل اصلی هنر موسیقی را حل کند. | |
|
فوادحجازی،آهنگساز،با بیان این مطلب گفت :درحال حاضرهمه مسئولان به فکر حفظ میزریاست خود هستند وگوش کسی به اصلی ترین مشکل موسیقی که همان مقوله "بودن "یا"نبودن" است،بدهکار نیست. وی ادامه داد:هرساله جشنواره یا نشست هایی با موضوع "آسیب شناسی موسیقی "...برگزارمی شودکه تاثیرکاربردی دراصل ماجرا نمی کند.به طور یقین تا زمانی که موضوع اصلی به طور شفاف مطرح نشود نباید از دیگرمشکلات سخن گفت . به گفته حجازی،مشخص شدن تکلیف موسیقی وبه خصوص موسیقی پاپ نیازمند درایت وشجاعت فرد یا گروهی آگاه نسبت به کارکردهای مفید هنر موسیقی در جامعه است . وی تصریح کرد:هنرموسیقی نیازمندعلمایی چون مرحوم مطهری،شهید بهشتی و یا شهید رجایی است که با حوزه علیمه قم ارتباط برقرار کنند ومشکل اصلی هنرموسیقی را مطرح کنند که آیا موسیقی باشد یا نباشد؟؛در این صورت است که هم تکلیف هنرمندان این عرصه مشخص می شود وهم می توان این هنررا به درستی آسیب شناسی کرد. این آهنگساز با اشاره به اینکه"شترسواری دولا دولا"نمی شود،خاطرنشان کرد:مشکل موسیقی یک مشکل زیربنایی است .تا زمانی که زیربنا درست ومحکم نشود پرداختن به حاشیه ها و مشکلاتی که به دنبال زیربنا بوجودمی آید،کار بیهوده ای و باطلی است و ره به جایی نمی برد! این هنرمنددر ادامه صحبت های خود گفت :اکنون به اشعار اخوان ثالث،شفیع کدکنی، ابتهاج ،فریدون مشیری و... مجوز نمی دهند.ازطرف دیگرشاهدیم که به اشعاردرجه چندم دیگر مجوز داده می شود.اگرملاک فعالیت موسیقایی ارائه آثاراصیل است پس چرا بدین نحوبرخورد می کنند واگر ملاک هایی مولفه هایی دیگری است چرا شفاف سازی نمی کنند؟ فواد حجازی در پایان گفت:همه می دانندمشکل از کجاست؟اما می ترسند که همین "آب باریکه ای"که برای امرارمعاش هست را ازدست بدهند! |
آموزشگاههای به گل نشسته!
انسان نسبت به هر آنچه از آن منع شود ،حریص تر می شود.این سخن مصداق ملموس علل رشد آموزشگاههای آزاد موسیقی در چند سال اخیر است .آمدن سیدمحمد خاتمی در سال 1376 آغازگر مقولهای است که میتوان از آن به "انقلاب در انقلاب" یاد کرد. به طور معمول انقلاب مرحله دوم به دلیل تحولات سریع و هیجانی و به خصوص محدویت بی رویه برای قدرتمند شدن پایه های دولت جدید در زمان وقوع انقلاب زودتر اتفاق می افتد؛البته به بلوغ رسیدن نسلی که دغدغه ها،معیارها و تعصبات نسل انقلاب را نداشت در تسریع این امر نیز تاثیر بسزایی داشت.
رشد صعودی و کمی آموزشگاههای آزاد موسیقی در اوایل انقلاب دوم شروع شد و از سال 1378 شدت بیشتری گرفت؛به گونه ای که این رشد در تهران از20 ،30 به 200 آموزشگاه رسید که این آمار به گفته سوسن اصلانی (دهلوی)هم جای خوشحالی دارد و هم جای نگرانی!
خوشحالی از این جهت که وجدان خفته مردم در عرصه توجه به هنر موسیقی بعد از دو دهه بیدار شده و برنامه ریزی برای آینده فرزندانشان به اوج خود رسیده است .این روند چنان گسترده شده که زیداله طلوعی از آن به "دوران طلایی آموزش" یاد می کند و می گوید: بیشتر وقت اساتید موسیقی به جای فعالیت های صحنه ای و تولید اثر درگیر آموزش و تدریس موسیقی شده است.
البته مثل همیشه مقوله نگرانی دامنه وسیع تری را به خود اختصاص می دهد ؛نگرانی از فعالیت قشری دلال صفت و سودجو که از هر استقبال و رکودی نهایت استفاده می کنند.از سلیقه بودن روش و محتوای آموزش در تمام سیستم های آموزشی موسیقی اعم از آموزشگاههای آزاد ،مراکز علمی و کاربردی ،هنرستان ها و حتی دانشگاهها .ازپافشاری و بهتر است بگوییم تعصب بیش از اندازه بر شیوه شفاهی آموزش موسیقی ایرانی که دخل و تصرف در منابع آموزشی را به اوج خود رسانده است .حذف رشته معلمی موسیقی و کمبود معلم موسیقی و .....
گزارش زیر پاسخ هنرمندان و دست اندرکاران مسند نه چندان قدرتمند هنر موسیقی با موضوع "وضعیت آموزشگا ههای موسیقی " و "راهکارها"است.با نگاهی کوتاه و نه چندان عمیق به پاسخ بعضی از این دوستان می توان پی برد که با وجود چنین دلسوزان قدر باید گفت که "ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی/ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست". بعضی از دوستان فعالیت مراکز علمی و کاربردی را نهی کرده ؛در صورتی که خود در مراکز تدریس می کنند.سلیقه ای بودن سیستم آموزش موسیقی از موارد عمده ای است که بدان اشاره شد ؛در حالی که این مقوله زمانی که در قالب روش های آکادمیک و کتبی و نه شفاهی مطرح می شود با بدترین توهین و برخود توسط بعضی از همین دوستان نفی شده و غلط پنداشته می شود.
به طور یقین ساماندهی وضعیت آموزشگاههای موسیقی با شعاری صحبت کردن به بیراهه کشانده می شود.یکصدایی هنرمندان و خواستن و تلاش آنها شاید بتواند راهگشای برخی از مشکلات باشد.نظارت و حمایت دولت شاید در برهه ای به ظاهر و کوتاه مدت مشکلات را حل کند اما بدون برنامه ریزی خود هنرمندان و کسانی که دغدغه هنر و فرهنگ پارسی را دارند راه به جایی نخواهیم برد!
محمدسریر:مانع فعالیت های آموزشگاههای موسیقی نباشیم
سریر می گوید:به جای محدودیت و ممانعت از فعالیت آموزشگاههای موسیقی بهتر است با مولفه هایی چون آموزش صحیح به مدرسان و برگزاری آزمون و دوره های تخصصی ،سطح این مراکز آموزشی راارتقا دهیم.
محمد سریر ،رییس هیات مدیره کانون مدرسان خانه موسیقی رشد آموزشگاههای موسیقی را در یک دهه اخیر خوب ارزیابی می کند و آن را نشان از علاقه جوان ها به فراگیری موسیقی و سلامتی جامعه می داند که باید به فال نیک گرفته شود؛البته او همچنان معتقد است که جای مانع شدن از رشد این آموزشگاهها باید به دنبال ارتقا و توسعه فنی این مکان های آموزشی باشیم.
با این حال سریر می افزوید:اگرچه این رشد به خودی خود خوب است اما به دلیل شکافی که طی یک دوره درعرصه هنر موسیقی رخ داد ،جامعه مدرسان موسیقی نتوانست پاسخگوی تقاضا مخاطبان برای یادگیری باشد
وی در ادامه از ساماندهی فعالیت آموزشگاهها در آینده ای نه چندان دور خبر می دهد و تصریح می کند:مرکز گسترش آموزشگاهها وزارت فرهنگ و ارشاد با همکاری خانه موسیقی برنامه ای را برای ساماندهی فعالیت آموزشگاههای موسیقی ترتیب داده است .در این برنامه مدرسان آموزشگاهها با روش های مناسب و مختلف برای آموزش هنرجویان آشنا می شوند.
این مدرس درادامه صحبت های خود دادن مجوز به مراکز علمی و کاربردی را منوط به پشت سرگذاشتن شرایط ویژه می داند و می گوید:این مجوز هم اکنون به دو دسته داده می شود؛کسانی که صلاحیت علمی ،آکادمیک و در عین حال تجربی داشته باشند . دیگر کسانی که افراد شناخته شده ای در حوزه فعالیت خود باشند؛البته از این افراد هم آزمونی گرفته می شود.
محمد سریر معتقد است که شرایط مجوز دادن به این مراکز باید سخت تر باشد ؛چراکه این مراکز بر خلاف آموزشگاههای موسیقی که به صورت آزاد کار می کنند ، به هنرجویان مدرک دانشگاهی می دهد.
آذر هاشمی:فارغ التحصیلان موسیقی آینده کاری غیر از تدریس ندارند
نایب رئیس کانون مدرسان خانه موسیقی به مانند بیشتر هنرمندان دغدغه مسائل زیربنایی موسیقی را دارد و رشد آموزشگاههای موسیقی ر ناشی از بی توجهی به این مسائل می داند و می گوید: هم اکنون وجود مشکلاتی مانند نبود کار برای فارغ التحصیلان موسیقی از مشکلات عمده این عرصه محسوب می شود ؛بنابراین در چنین شرایطی فارغ التحصیلان به دلیل نا کافی بودن زمان آموزش خود(سه سال در هنرستان) و غلط بودن شیوه های آموزشی از سواد کافی در این عرصه برخوردار نیستند و کاری غیر از تدریس در آموزشگاهها نمی توانند انجام بدهند.
وی به رشد بی رویه آموزشگاههای کشور اشاره می کند و تصریح می کند:متاسفانه این رشد بی رویه به ضررموسیقی و موسیقیدان تمام شده است ؛به طوری که بدین واسطه هم شهریه آموزش موسیقی کم شده و هم عرصه آموزش موسیقی با آشفتگی و بی برنامه گی همراه شده است.
این نوازنده سنتور می گوید :هنرستان ها پایه آموزشی هنر موسیقی محسوب می شود؛بنابراین باید بر نوع فعالیت اساتید موسیقی و متد آموزشی در این مرحله توجه اساسی کرد تا آینده ای پربار به لحاظ فراوانی مدرس موسیقی داشته باشیم.
رییس هنرستان دختران :رشته آموزش موسیقی نداریم
رویا حلاج - نوازنده سنتورو رییس هنرستان دختران در این باره مقوله کمبود مدرس موسیقی را از علل عمده آشفتگی وضعیت عنوان می کند و می گوید: در شرایط کنونی شاهدیم که هرساله بر تعداد فارغ التحصیلان موسیقی اضافه می شود که این عده هم کاری به غیر از تدریس در آموزشگاههای موسیقی ندارند . این محدودیت در انتخاب شغل یک معضل اساسی و قابل تامل هم در عرصه آموزش هنر موسیقی و هم در عرصه ساماندهی نیروی جوان محسوب می شود.
وی ادامه می دهد :قبلا در رشته هایی مختلفی چون موزیکو لوژی،نوازندگی ،آهنگسازی و آموزش موسیقی دانشجو تربیت می شد ،اما متاسفانه در حال حاضر رشته های موسیقی به نوازندگی سازهای ایرانی و خارجی در مقطع کارشناسی و آهنگسازی در مقطع کارشناسی ارشد خلاصه شده است.
حلاج همانند هاشمی مشکلات بوجود آمده ناشی از رشد آموزشگاهها را زیربنایی ارزیابی و اظهار می کند:د برای آینده کاری فارغ التحصیلان برنامه ریزی اساسی کند.به فرض مثال این فارغ التحصیلان موسیقی می توانند در ارکسترهای تازه تاسیس که به این هدف تشکیل می شوند یا در کارهای اجرایی مشغول به کار شوند.
جلال ذوالفنون: رشته ای دانشگاهی برای تربیت مربی دایر شود
جلال ذوالفنون - نوازنده سه تار،کمبود معلم موسیقی را آنقدر شدید می داند که خواستار تاسیس یک رشته دانشگاهی برای تربیت مربی موسیقی شده است و گوید: برای ارتقاء کیفیت و توازن کمی بین هنرجویان و هنرآموزان ،ایجاد این رشته دانشگاهی ضرورت دارد.
این نوازنده سه تار با تاکید بر شکافی دو دهه ای سد راه هنر موسیقی، خاطرنشان می کند: متاسفانه در برهه ای از زمان موانع زیادی برای فعالان هنرموسیقی بوجود آمد که این موانع در سال های بعد برداشته شد؛ درحالی که به علت شکاف و خلاء چندین ساله ،مربی به تعداد کافی تربیت نشده بود.
ذوالفنون با اشاره به تبعات شکاف دو دهه ای آموزش موسیقی ، ادامه می دهد: در این شرایط هر کس با هر توانی که داشت به عرصه تدریس و آموزش موسیقی روی آورد ؛ در صورتی که بسیاری از این افراد از لحاظ علمی و اخلاقی صلاحیت لازم و کافی را نداشتند.
این نوازنده سه تارنقش مردم را برای نظارت بر وضعیت آموزشگاههای موسیقی مهم و تاثیرگذار می دانست و اظهار می دارد : هرچند در دوسال اخیر روند نظارت بر آموزشگاههای موسیقی با برگزاری آزمون های تخصصی و سختگیری در دادن مجور بیشتر احساس می شود ، اما باید نقش نهایی واساسی را با آگاهی دادن و یادآوری تبعات آموزش غیرحرفه ای و سطح پایین، به مردم واگذارکنیم.
به گفته این هنرمند ، آموزشگاههای موسیقی ما اکنون در دو طیف متفاوت فعالیت دارند، دسته ای که بار فرهنگی داشته وهنر موسیقی را اشاعه می دهند - که طبیعتا با مشکلات زیادی مواجه اند- و دسته دیگر که تعداد آنها هم کم نیست ، فقط به فکر درآمدزایی و سودجویی اند.
رضا مهدوی:موافق نظارت بر آموزشگاهها به شیوه غربی نیستم!
نظارت بر آموزشگاهها ی موسیقی یکی از بحث های فراگیری است که تمام کسانی که به نوعی در راس کارهای اجرایی هستند بدان اشاره می کنند؛البته مهدوی آموزش هنرهای شرقی استاندارد پذیر نمی داند ؛ به همین خاطر موافق نظارت بر کلاس های آموزشی به شیوه غربی نیست.
رضا مهدوی می گوید : تنوع و فراوانی سیستم ، شیوه ها و سبک های آموزش هنری از لحاظ فرهنگی از موارد حسن فرهنگ های مللی مانند مملکت ماست ؛به همین خاطر من موافق نظارت بر کلاس ها و اینکه هر استادی به شاگرد خود چه درس بدهد و چه درس ندهد، نیستم.
مهدوی می افزاید : شیوه استاندارد سازی متعلق به جامعه غربی است که در صورت تحقق از پویایی موسیقی ما کاسته می شود؛ این در حالی است که خود غربی ها اخیرا نیز سعی در تغییر روش آموزشی خود بر اساس کشورهای شرقی داشته اند.
به گفته این مدرس، آزادی عمل در تدریس باید مختص به استادان و نه شاگردان باشد و هر شاگردی تا زمانی که به مقام استادی ، اجتهاد و خلاقیت نرسیده باشد ،باید شیوه استاد خود را انتقال دهد .در این شرایط باید جلوی افرادی گرفته شود که تابع هیچ امری نیستند و طبق شیوه های ابداعی نه چندان درست خود به هنرجو درس می دهند.
این موسیقیدان ، تصحیح شیوه آموزش را" زمان بر" می داند و خاطر نشان می کند : خوشبختانه در چند سال اخیرو با مدیریت جدید مدیر کل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های هنری نگاهی همه جانبه به مقوله آموزش موسیقی حس می شود ؛البته این موضوع از مقوله هایی است که یک شبه نمی توان آن را اصلاح کرد ؛چرا که بحث آموزش مانند فرآیند تولید یک کارخانه نیست و برای اصلاح اینگونه موارد به زمان نیاز است .
وی با تاکید بر اینکه باید تعداد آموزشگاههای ذی صلاح موسیقی با حفظ رعایت شیوه و سبک های متنوع زیاد شود ، تصریح می کند : دانشگاهها و مراکز علمی و کاربری منجر به تحویل دادن نسلی فسیل شده ،نوازنده های کم تجربه وآدم آهنی وار به جامعه موسیقی می شود ؛در حالی که آموزشگاههای مو سیقی و محافل خصوصی منجر به استاد پروری می شد و معمولا در قدیم هر استادی به شاگرد خود "دست نوشته " می داد که طبق آن درجه شاگرد سنجیده می شودو در بین اهل فن و جامعه مورد احترام واقع می شد.
مهدوی که مجوزآموزشگاه اش را در دهه 70 دریافت کرده است ، گفت : دولت با دادن وام هایی با درصد بهره کم ، دفاع از حقوق آموزشگاهها برای تعطیل نشدن ، دادن بودجه برای تاسیس کتابخانه های تخصصی ،برگزاری کارگاههای آموزشی برای بازآفرینی و نیز حمایت شهرداری با معافیت مالیاتی ویژه برای نصب تابلو، می تواند منجر به توسعه این آموزشگاهها و پرورش یک نسل خلاق به طور آزاد شود.
رضا مهدوی در پایان صحبت های خود آموزش در ملک های اجاره ای ، حق التدریس بسیار پایین ودارا نبودن شرایط موسسات فرهنگی چند منظوره راازمهمترین مشکلات آموزشگاههای موسیقی برشمرد.
کیوان ساکت:مردم بر آموزشگاهها نظارت کنند
به گفته کیوان ساکت ، مردم نقشی مهم و انکار نشدنی برای جلوگیری ازگسترش آموزشگاههای موسیقی بدون صلاحیت دارند.
وی با اشاره به اینکه رشد آموزشگاههای موسیقی از علاقه مندی خانواده ها نسبت به یادگیری فرزندانشان به هنر موسیقی حکایت دارد ، می گوید : متاسفانه این علاقه به دست آدم های بدون صلاحیت سپرده وبعد از مدتی منجر به زدگی ،آشفتگی و دلسردی هنرجویان مبدل می شود.
ساکت می افزاید : خانه موسیقی ومرکز گسترش فعالیت های هنری می توانند نقش عمده ای برای نظارت بر این آموزشگاهها داشته باشند،اما مهمترین و بهترین نقش را مردم باید ایفا کنند؛چرا که آنها نقش اصلی را برای مراجعه به این مکان ها ایفا می کنند.
به گفته این مدیر آموزشگاه موسیقی ، مردم بعد از تحقیق درباره سابقه آموزشگاه،خوشنام بودن کسانی که در آن تدریس می کنند ، تجربه مند بودن مدرسان و... می توانند فرزندان خود رابرای آموزش بهتر به دست آنها بسپارند.
آهنگساز آلبوم های "شرق اندوه"،"شبی با خورشید" و ... خاطرنشان می کند : تربیت نسل آینده هنری باید هم برای خانواده های علاقه مند به فرهنگ این مملکت و هم برای دست اندرکاران امور هنری اولویت نخست راداشته باشد؛چرا که تربیت هنری جزو مقوله هایی است که در صورت غلط بودن منجر به نابودی انرژی،استعدادوریشه های فرهنگی یک جامعه خواهد شد.
این نوازنده تار و سه تار،فضای بسیاری از آموزشگاهها را غیرفرهنگی و غیرحرفه ای ارزیابی و تصریح می کند : مهمترین هدف تاسیس یک آموزشگاه هنری باید اشاعه فرهنگ موسیقایی باشد؛البته این هدف را با مراجعه به آموزشگاهها و دیدن محیط ،فضا ،اساتید و حتی دکوراسیون آموزشگاه می توان حس کرد.
وی به گسترش تقاضا برای گرفتن مجوز آموزشگاههای موسیقی اشاره و بیان می کند : نظارت بر این روند در حال حاضر می تواند به صورت دقیق تری اجرا شود؛البته همیشه باید این مسئله را مد نظر داشته باشیم که نظارت پس از دادن مجوزمهم و حیاتی است.همچنین نقش مردم از طریق رسانه ها همیشه به آنها بازگو شود.
کیوان ساکت در پایان صحبت های خود می گوید : متد آموزشی که در بیشتر آموزشگاهها ارائه می شود بر مبنای متد هنرستان است که باید برای بازنگری آن فکر و برنامه ریزی اساسی شود.
بهناز ذاکری:رشد آموزشگاهها قارچی بوده است!
به عقیده بهناز ذاکریٰ آموزشگاههای موسیقی رشدی قارچ گونه داشته که این رشدکمی متناسب با رشد کیفی نبوده است.
این آهنگساز و نوازنده سنتور،می گوید : ظاهرا رشد آموزشگاههای موسیقی در برهه کنونی مفید و قابل بحث ارزیابی می شود ، اما این رشد به علت موازی نشدن با رشد کیفی مانند قارچی است که هرجایی روییده وبه آموزش اصولی ضربه زده است.
ذاکری می افزاید : متاسفانه برخی افرادمجوز آموزشگاههای موسیقی را اجاره می دهند و همین موضوع تبعات منفی برای آموزش موسیقی به دنبال داردچرا که این آموزشگاه هامدرسان درجه پایین را در مقابل حق التدریس اندک و پایین استخدام می کنندودرنتیجه به رکن اصلی هنر یعنی آموزش لطمه زده و هیجان نسل علاقه مند به این هنر را از بین می برند.
این مدیرآموزشگاه با اشاره به اینکه مدیریت آموزشگاهها موسیقی مانند مدیریت سوپرمارکت نیست ،خاطرنشان می کند : اکنون به هرخیابان که قدم بگذاری دهها آموزشگاهها موسیقی مانند سوپرمارکت تاسیس شده است ؛ درصورتی که مدیریت یک آموزشگاه موسیقی نیازبه مولفه هایی چون تجربه ، مدیریت ،آگاهی از علم موسیقی ، دلسوز بودن و ... دارد .
سرپرست گروه موسیقی "گلبانگ " مشکل آموزشگاهها را از نگاه مدیران نوسان های مالی عنوان می کند وادامه می دهد : مقوله برآوری هزینه ها یکی از مشکلات مهم در عرصه آموزشگاههای موسیقی است . به طور معمول آموزشگاهها موسیقی ملک های اجاره ای است که درصد عمده ای از درآمد باید صرف اجاره ،هرینه آب،گاز، برق، مالیات و ... شو؛به همین خاطربسیاری از آموزشگاههای خوب به خاطر عدم بازگشت هرینه ها ،آموزشگاهها خود را تعطیل می کنند و یا به آموزش درجه پایین تر روی می آورند.
هادی منتظری:مجوز آموزشگاهها استیجاری لغو شود
هادی منتظری- نوازنده کمانچه ،می گوید: افراد سودجو با اجاره آموزشگاه های موسیقی و استخدام مدرسان کم تجربه بدون توجه به ارزش های معنوی واهمیت آموزش صحیح و اصولی ، در صدد درآمد بیشتر هستند .
این هنرمند می افزاید : اگرچه طی چند سال اخیر نظارت هایی به صورت برگزاری آزمون ، دایر کردن کارگاههای آموزشی و تخصصی از طرف مرکز گسترش فعالیت های هنری و خانه موسیقی بر روند فعالیت های آموزشگاههای کشوراعمال شده است ،اما در عمل می بینیم که افراد بدون صلاحیت در این آموزشگاهها هنوز مشغول به کار هستند.
وی ادامه می دهد : متاسفانه بیشتر این افراد به دلیل نداشتن تجربه کافی ،توانمندی برای انتقال دانش خود ( البته اگر دانشی داشته باشند) و مهمتر از همه نداشتن سواد آکادمیک ،منجر به سرگردانی هنرجویان و در نهایت زدگی آنها از یادگیری هنر موسیقی می شوند.
این هنرمند تبعات استفاده از مدرسان را اینگونه برمی شمرد : به تبع گماردن این افراد ناپخته و بی تجربه منجر به جذب هنرجو با شهریه پایین و همچنین تعلق گرفتن درصد زیادی از این مقدار به آموزشگاه می شود؛با این توصیفات یا باید مجوز این آموزشگاهها لغو شود یا کلاس ها و کارگاههایی برای این مدرسان برگزار شود تا به درجه رضایت بخشی در عرصه آموزش برسند.
هادی منتظری روند رشد کمی آموزشگاههای موسیقی را کاذب معرفی کرد ومی گوید:رشد آموزشگاهها موسیقی ممکن است نشان از توسعه علاقه جوانان به هنر موسیقی باشد ،اما از طرفی دیگر شاهدیم که این رشد هیچ بازخورد ونتیجه ای در پی نداشته است.
مدیر عامل خانه موسیقی:آموزشگاهها سطح بالا روز به روز کمتر می شود
به گفته کامبیز روشن روان مهمترین مشکل آموزشگاههای آزاد موسیقی ملک های اجاره ای است که مسئو لان می توانند با دادن وام های کم بهره این مشکل را حل کنند.
وی در همین زمینه می گوید : مهمترین مشکل آموزشگاههای موسیقی آزاد ، اجاره ای بودن ملک هاست ؛این معضل بزرگ باعث از بین رفتن امنیت فکری هنرمندان و مدرسان ، کم شدن هنرجو در صورت تغییر مکان و تهدید از طرف سازمان هایی چون شهرداری ، اماکن و وزارت ارشاد می شود.
روشن روان می افزاید: وزارت فرهنگ و ارشاد با تخصیص بودجه ای به صورت وام های با بهره کم برای آموزشگاههای در جه یک هنری ، با کیفیت و حتی نیازمند ، می تواند بسیاری از مشکلات این حوزه را برطرف کند.
این آهنگساز مشکلات فرا روی آموزشگاههای سطح بالای موسیقی را منجر به تعطیل شدن آنها می داند و خاطرنشان می کند:ما دو نوع آموزشگاه موسیقی داریم ؛هدف بعضی از این آموزشگاهها ارائه دیدگاههای فرهنگی و توسعه هنر موسیقی است و عده ای دیگر نگاه تجاری دارند و برای بقا دست به کارهای ناخوشایند و غیر فرهنگی چون فروش ساز،سی دی،ترجمه و ... می زنند.
ارفع اطرایی:آشفتگی آموزشگاهها موسیقی طبیعی است
این مدرس هنرستان می گوید :زمانی که وضعیت مراکز دانشگاهی موسیقی آشفته است، آشفتگی آموزشگاه های موجود نیز امری طبیعی است.
اطرایی نظارت بر مراکز آموزشی را ه طور کلی نامحسوس عنوان می کند و می افزید:متاسفانه کنترل آموزشگاهها فقط محدود به صدور کارت تدریس و مجوز آموزشگاهها شده است ؛در صورتی که کار اصلی سازمان هایی چون خانه موسیقی ،انجمن موسیقی ،وزارت ارشاد و ... تازه بعد از دادن مجوز شرروع می شود.
این مدرس روش آموزش موسیقی را در ایران سلیقه ای می داندو حکایت از مشاهدات تلخ می کند .این هنرمند بیان می کند:در جشنواره سراسری موسیقی به این نتیجه تلخ رسیدیم که بعضی از اساتید برای گسترش روش خود، شاگردانی را تربیت کرده و به نقاط مختلف کشور می فرستند.
وی می گوید:گسترش آموزشگاههای موسیقی ناشی از استقبال خانواده های ایرانی نسبت به یادگیری فرزندانشان به هنر موسیقی است واین مساله متاسفانه زمینه سودجویی افرادی را به وجودآورده است.
این نوازنده سنتور روش تدریس در بسیاری از آموزشگاههای موسیقی را ضعیف ارزیابی می کند و ادامه می دهد:به فرض مثال آیا می توان ساز تار را سه ماهه یاد گرفت؟آیا یادگیری ویلن در شش ماه آمکان پذیر است؟این مسائل از جمله مواردی است که آموزشگاههای موسیقی هرروز برای تبلیغ کار خود استفاده می کنند؛در صورتی که آموزش موسیقی یک مقوله کاملا انفرادی است و بر اساس استعداد شاگرد و توان انتقال معلم تعریف می شود.
ارفع اطرایی در پایان خواستار تشکیل یک شورای نظارت گسترده می شود و اظهار می کند :باید شواری متشکل از تمام نهادهای آموزش موسیقی چون هنرستان، دانشگاه ، آموزشگاه و... تشکیل شود و در آن شورا منتخبی از تمام سلیقه ها برای متد درسی در نظر گرفته شود.
زیداله طلوعی:دهه 70 دوران طلایی آموزش است
زید الله طلوعی با اشاره به اهداف احتمالی مجوز آموزشگاهها می گوید:ممکن است هدف وزارت فرهنگ و ارشاد برای مجوز بی رویه به آموزشگاههای موسیقی ایجاد بازارکار برای فارغ التحصیلان موسیقی باشد؛در صورتی که این روند به علت عدم نظارت کیفی و مستمر بعد از گرفتن مجوز، به مهمترین پایه توسعه اصولی موسیقی وبویژه به آموزش ضربه ای مهلک زده است.
مدیر مسئول یک آموزشگاه موسیقی می افزاید : اکنون بسیاری از این آموزشگاهها به جای آموزش به مرکز خرید تبدل شده اند و معلوم نیست کسانی که به آنها مجوز تاسیس آموزشگاه و برگزاری کلاس داده اند ،چرا پاسخگوی اینگونه رفتارهای دلال مآبانه و سودجویانه نیستند
این موسیقیدان ، دهه 70 به بعدرا دوران طلایی آموزش به لحاظ کمی می داندو خاطرنشان می کند:اساتید فعلی هر کدام 100 شاگرد و شاگرد آنهانیزهرکدام شاگردانی دارند؛ به تبع از این دوره می توان دوره طلایی آموزش و رفاه مدرسان موسیقی یاد کرد.
به گفته این هنرمند، برای هر شاگرد باید حداقل یک ساعت وقت گذاشت.اما متاسفانه الان هر استادی بیش از 30 شاگرد دارد که برای هرشاگرد فقط 10تا 20 دقیقه وقت می گذارد ؛در صورتی که با این زمان کم نمی توان به یک آموزش استاندارد و آینده دار فکر کرد.
وی شرایط ورود به عرصه آموزش را اینگونه برمی شمرد: یک فارغ التحصیل موسیقی قبل از انجام هر کاری باید تجربه صحنه داشته باشد .همچنین وجود عواملی چون حسن شهرت و اخلاق برای ایمان آوردن شاگرد به او،رسیدن به بالاترین حد تکنیک و آگاهی و .... برای فعالیت در عرصه آموزشی وی امری ضروری ولازم است.
سوسن صلانی:روش تدریس در آموزشگاهها به مانند هنرستان شود
سوسن اصلانی با اشاره به کیفیت مطلوب روش تدریس موسیقی در هنرستان ها از متدآموزشی آموزشگاهها انتقاد می کند و ادامه می دهد:به علت وجودناهماهنگی درآموزشگاه ها، هر مدرسی دوست دارد روش خاص خود را(خواه غلط ،خواه درست) اعمال کند.
این نوازنده سنتورمی افزاید افزود: متد آموزش آموزشگاههای موسیقی باید به مانند هنرستان ها از انسجام کیفی برخوردار شود.ممکن است از آموزشگاههای موسیقی نوازنده خوب بیرون بیاید ،اما این نوازنده ها به تمام اصول موسیقایی چون تئوری ،سلفژ و ... آشنا نیستند ؛به تبع همین روند او را بی سواد و روند آموزشی وی را در مقاطع عالی تحت تاثیر قرار می دهد.
این موسیقیدان از موسیقی به عنوان غذای روح یاد و خاطرنشان می کند:همیشه هنرمندانی که کارهای برجسته و درجه یک می کنند در این جامعه کمترموردتوجه قرار می گیرند.من امیدوارم درمبحث آموزشگاههای موسیقی شاهد چنین روند نا عادلانه ای نباشیم.
مهدی آذرسینا :مردم می توانند بهترین مرجع نظارتی آموزشگاهها باشند
به نظر مهدی آذرسینا ،مردم بواسطه شناخت خود از موسیقی ، می توانند بهترین نظارت کننده بر آموزشگاههای آزاد باشند.
این آهنگساز و نوازنده کمانچه خاطرنشان می کند: صدا و سیما ، آموزش و پرورش و وزارت ارشاد سهم بسزایی در آگاهی دادن به مردم و نسل آینده دارند؛ بنابراین نظارت اصلی در آن شرایط به عهده مردم است.
آذرسینا می افزاید:این مسئولیت در شرایط فعلی به عهده خانه موسیقی است ؛ البته این روند باید با آموزش و آگاهی همراه باشد؛ به تبع تا زمانی که صدا وسیما پشتیبان موسیقی جدی نباشد راه به جایی نمی بریم و برنامه ها به بن بست کشیده می شود
وی ادامه می دهد :کم شدن و سخت بودن فعالیت موسیقایی هنرمندان این عرصه چون برگزاری کنسرت و تولید نوار منجر به گرایش بیش از اندازه هنرمندان به تاسیس آموزشگاه و تدریس شده است.
آذرسینا این روند گسترده را مفید ارزیابی می کند ومی گوید :رشد آموزشگاه های موسیقی به طورکلی مفید و ثمر بخش است؛اما به طور جزیی باید بررسی شود که در این آموزشگاهها چه کسانی تدریس می کنند؟روند آموزش به چه نحوی است ؟و...
مصطفی پورتراب:تدریس و اجرای موسیقی دو مقوله متفاوت است
هر هنرمندی که خوب ساز می زند الزاما نمی تواند یک مدرس خوب باشد و باید یک مرکز تربیت معلم برای آموزش موسیقی تاسیس شود.
به گفته مصطفی کمال پورتراب - مدرس دانشگاه وآهنگساز " ، کمبود معلم یکی از عوامل مهم و ساختاری است که آموزش موسیقی را در چند سال آخردوره عالی با مشکلات عمده مواجه کرده است ، بنابراین باید به فکر تاسیس یک مرکز تربیت معلم موسیقی باشیم.
پورتراب با اشاره به این نکته که معلم باید توان انتقال اطلاعات به شاگرد را داشته باشد،خاطرنشان می کند : قبل از انقلاب سیاست های خاصی برای کنترل آموزشگاههای موسیقی سراسرکشور در نظر گرفته بودند؛ مثلا هر ساله مدرسان از تمام کشور به بهانه مصاحبه به تهران کشانده می شدند وضعف آنها گوشزد می شد.این ضعف ها باید تا سال دیگر ازبین می رفت و از این طریق آموزشگاه ها مدام در حال پیشرفت و ترقی بودند که از آن میان می توان به آموزشگاه حسن کامکار اشاره کرد.
وی برنامه های مرکز گسترش آموزش هنری و خانه موسیقی در این خصوص ثمربخش نمی داند و ادامه می دهد : متاسفانه تعداد متخصصان خانه موسیقی انگشت شمارند؛ البته همین تعداد کم نیز به علت دل مشغولی های فراوان نمی توانند نظارت دقیقی به همه آموزشگاه های موسیقی داشته باشند.
این مدرس پیشکسوت در ادامه صحبت های خود ، وضعیت کتاب های آموزش موسیقی را اسفبار عنوان می کند و می افزاید: اکنون هرکه زبان انگلیسی می داند به فکر ترجمه کتاب موسیقی می افتد؛در صورتی که آگاهی از اصطلاحات یک رشته برای ترجمه یک اثربسیار ضروری است
.مصطفی پورتراب در پایان ادامه می دهد:کتابی با عنوان "تئوری بنیادی موسیقی " چند سال پیش کتاب سال شد.اما همین کتاب حاوی غلط محتوایی بسیاری بود که در نسخه های بعدی برطرف شد.
جلیل عندلیبی:آموزشگاه ها به دست بچه استادها افتاده است
جلیل عندلیبی - سرپرست ارکستر موسیقی سنتی مولانا - می گوید: بیشتر آموزشگاههای موسیقی به روش بچه استادهایی که در هیچ سیستم آموزشی تجربه ای ندارند می چرخد .
وی علاوه برعدم نظارت کیفی بر آموزشگاه ها روند نظارتی بعضی از سازمان های دیگر را نادرست و غلط می داند و اظهار می دارد : نظارت برخی از سازمان ها در حقیقت نظارت نیست بلکه دخالت است و بیشتر به فکر گرفتن پول هستند تا بهبودی مکان های آموزشی!
این آهنگساز بر سخت بودن مولفه های یک مدرس تاکید و خاطر نشان می کند:آموزش موسیقی برخلاف آموزش سایر علوم به صورت انفرادی است و هرکسی نمی تواند در این عرصه پای بگذارد؛به تبع هرنوازنده و آهنگساز خوبی نیز برای ورود به این عرصه باید تجربه اجرا،انتقال تجربه و ...را در خود تقویت کند.
ملیحه سعیدی :نرخ دوغ و دوشاب یکی است
ملیحه سعیدی می گوید:کمبود و حتی نبود مدرس خوب موسیقی از معضلات عمده آموزشگاههای موسیقی کشور محسوب می شود که حل این معضل بدون سرمایه گذاری دربخش فرهنگ غیر ممکن خواهد بود.
به اعتقاد سعیدی ، کسی که تازه فارغ التحصیل شده است به سادگی نمی تواند آنچه به درست یا غلط به وی آموزش داده اند را به هنرجوانتقال دهد؛چرا که تدریس مقوله ای است که در دراز مدت و با تجربه و خطا به روندی ثمربخش مبدل می شود.
وی با اشاره به اینکه باید برای تجربه اندوزی فارغ التحصیلان تمهیدات خاص اندیشیده شود ،ادامه می دهد : در قدیم کسانی که از هنرستان ها فارغ التحصیل می شدند در مدارس عمومی به دانش آموزان سرود تعلیم می دادند .این منجر به کسب تجربه برای آن فارغ التحصیل و آشنایی دانش آموزان با هنر موسیقی می شد.
به گفته این موسیقیدان ،وجود تمهیدات و روش هایی از این قبیل نه تنها باعث آشنایی با سازها می شد ،بلکه به کسانی که در آینده می خواهند رشته موسیقی را ادامه دهند آگاهی می داد.به علاوه به توسعه موسیقی در میان عامه مردم در آینده ختم می شد
سرپرست گروه موسیقی "نی ریز" رشد کمی آموزشگاههای موسیقی درجه پایین را منجر به عدم مراجعه هنرجویان به آموزشگاههای سطح بالا می داند و خاطرنشان می کند: این آموزشگاهها که اغلب سطح علمی مدرسان آن درجه پایین است ، معمولا شهریه کمی از هنرجو می گیرند.همچنین درصد کمی از این پول به مدرس می دهند ؛البته مدرسان این آموزشگاهها به دلیل نداشتن تجربه و سواد کافی معمولا به این شرایط به راحتی تن می دهند .
ملیحه سعیدی در پایان صحبت های خود می گوید :باید تفاوتی بین آنکه سالهای سال در این عرصه خون دل خورده و آنکه تازه قدم به عرصه گذاشته ،وجود داشته باشد و نرخ دوغ و دوشاب یکسان نباشد.
تاسیس مراکز دانشگاهی علمی و کاربردی د به گفته حسین دهلوی یکی دیگر از دلایل آشفتگی وضعیت مراکز آموزشی موسیقی محسوب می شود .
حسین دهلوی: دانشگاه های علمی و کاربردی محل خدید و فروش مدرک است
به اعتقاد دهلوی دانشگاههای علمی و کاربردی موسیقی فقط با هدف خرید و فروش مدرک تاسیس شده اند.
حسین دهلوی می گوید : آموزش در موسیقی و بواسطه آن ارائه مدرک باید با وسواس و دقت خاصی در نظر گرفته شود ، اما متاسفانه در چند سال اخیر، برخی آموزشگاههای آزاد به نام دانشگاه علمی و کاربردی به صورت کاملا نا آگاهانه مدرک فوق دیپلم و لیسانس موسیقی را به هرکسی تقدیم می کنند.
این آهنگساز می افزاید : ادامه این روند منجر به مدرک گرفتن آدم هایی می شود که صلاحیت علمی و عملی ندارند و عده ای دیگر ،که شاید با استعداد باشند،را به علت بی سوادی و کم تجربه گی به گمراهی می کشانند.
خالق اپرای مانا و مانی بازرسی و نظارت دائم بر دانشکده های موسیقی و به خصوص دانشگاههای علمی و کاربردی را ضروری می داندو خاطرنشان می کند : به طبع کسانی می توانند نظارت درست و استانداردی انجام دهند که در وهله اول خود از علم موسیقی آگاهی داشته باشند ؛چراکه در غیر این صورت نظارت درستی بردروس ارائه شده ،به عمل نمی آید.
وی نقش صدا و سیما و دانشگاههای موسیقی را در ارائه و توسعه موسیقی هنری را مهم ارزیابی می کند و اظهار می دارد : آموزش و رسانه دو مولفه بنیادی برای توسعه و فراگیری موسیقی جدی در عصر حاضرمحسوب می شود ؛اما در کشور ما این دو پایه اساسی در کار خود می لنگند.
علی معافی: دانشگاه تهران سه اتاق تمرین پیانو دارد
به نظر می رسد که اهداف دانشگاه جامع علمی کاربردی هم در حال تغییر است، در ابتدای تاسیس این دانشگاه قرار نبود که ما معافیت تحصیلی داشته باشیم، مدرک گرا باشیم و خیلی مسائل دیگر،قراربود ما یک سری آموزش های کوتاه مدت کاربردی داشته بایم و تکنسین های موسیقی، صدا و...تربیت کنیم ، اما از آنجا که در کشور ما بیش از هر مساله دیگری به مدرک اهمیت داده می شود، اهداف این ارگان هم تا حدی تغییر یافت و شبیه به دیگر مراکز آموزشی شد؛ این در حالی است که وظیفه دانشگاه جامع تربیت نیروهای متخصص بود.
علی معافی در ادامه صحبت های خود می گوید : حق موسیقی در مقایسه با دیگر رشته های دانشگاهی تضییع شده و حمایت از موسیقی در بهترین حالت در حد حمایت معنوی باقی می ماند.
مدیر کنسرواتوار تهران می افزاید : باعث تاسف است که اصلی ترین مرکز آموزش آکادمیک و دانشگاهی موسیقی ایران – دانشگاه تهران- تنها دو کلاس درس و سه اتاق تمرین پیانو دارد.
معافی آموزش را جدا از مسایل دیگر آموزشی نمی داند و خاطر نشان می کند: آموزش موسیقی مقوله ای جدا از دیگر مسائل آموزشی کشور نیست وآموزش موسیقی هم باید همگام با نیازهای جامعه پیش برود.هنوز این نیازها به شکل دقیق کارشناسی نشده است، ما هنوز به شکل آکادمیک به آموزش موسقی نواحی نپرداخته ایم، مگر اینکه دانشجوی دوره کارشناسی ارشد، برای پایان نامه اش مثلا روی دوتار خراسان کار کند، وگرنه ما در دانشگاه ها با فقدان آموزشی موسیقی نواحی روبرو هستیم.
وی در ادامه می گوید : زمانی که هدف از آموزش مشخص باشد، کارها بسیار سریع تر پیش می رود،درحالی که ما توقعمان در آموزش در هر مکانی یکی است. من بارها و بارها روی این مساله تاکید کرده ام که هر فضای آموزشی باید مختصات خاص خود را داشته باشد. قرار نیست تمام موسسات آموزشی اتنوموزیکولوگ و تئوریسین موسیقی تربیت کنند، بلکه باید مکان های آموزشی هم باشند که به شکل تخصصی به تربیت خواننده و نوازنده و آهنگساز بپردازند.
بسیاری از دانشجویان ما زمانی که مشغول به تحصیل هستند، دائم برایشان این سوالات پیش می آید که بعد از اتمام تحصیلات چه کارمی کنند؟ بازار کاری خواهند داشت؟ و...اغلب خانواده های آنها، رشته شان را به عنوان رشته ای داشنگاهی نمی پذیرند و مشکلات فرهنگی به طور غیر مستقیم روی آموزش موسیقی تاثیر می گذارد.
معافی که در حال حاضر مدیریت موسسه ای را به عهده دارد که در آن دوره های پودمانی ارائه می شود، در ادامه اشاره می کند : پودمان و دوره های پودمانی در همه جای دنیا وجود دارداما دوره های پودمانی موسیقی و دوره های کنسرواتواری با هم تفاوت دارد، در نقاط مختلف دنیا دوره های کنسرواتواری چهار ساله است، در حالی که دوره های پودمانی اغلب دو سال و نیم طول می کشد. دوره های کنسرواتواری به مراتب تخصصی تر از دوره های پودمانی هستند، اما آنچه در دوره های پودمانی اهمیت پیدا می کند، اطلاعاتی است که پیوسته فرد با آنها سر و کار دارد و به آنها نیازمند است. در واقع کابردی بودن این دوره ها مهم ترین شاخصه آنهاست.
وی می افزاید: دیگر این روزها برای افرادی که در زمینه آموزش آکادمیک موسیقی فعالیت می کنند، واضح است که این شغل نه تنها سودی به همراه ندارد، بلکه در اغلب موارد موجب ضرر است. کار فرهنگی نه تنها در ایران، بلکه در همه جای دنیا نیاز به حمایت دولتی دارد. ما هدف اصلی مان پس از آموزش موسیقی ، شرکت کردن گروه های کنسرواتوار تهران در جشنواره های معتبر جهانی است، اما با کدام بودجه؟
رامین آزاد آور:آموزش موسیقی آکادمیک در ایران باید به روز باشد
رامین آزادآور - رئیس آکادمی موسیقی می گوید : ما در ایران عادت کرده ایم که ماموریت خود را فقط در راه اندازی موسسه بدانیم و هیچ اقدامی برای پیشرفته کردن و به روز کردن امکانات موسسه انجام ندهیم در حالی که آموزش ، به خصوص آموزش موسیقی روندی است که در تمام دنیا رو به رشد است و هر روز متدهای تازه و پیشرفته تری ارائه می شود.
رئیس کمیته تخصصی موسیقی دانشگاه جامع علمی کاربردی می افزاید: آموزش موسیقی در ایران به شکل آکادمیک مشکلاتی داشته است که با اصلاح روند در چند سال اخیر به نظر می رسد که در حال پیشرفت است. این روند با اضافه شدن دیگر مراکز آموزش عالی در کنار دانشگاه هنر و دانشگاه تهران،قابل ارزیابی است ولی نکته اصلی اینجاست که روند آموزشی باید دائما به روز شود.
وی با اشاره به نوپا بودن فعالیت های بخش خصوصی در زمینه آموزش آکادمیک موسیقی تصریح می کند: خوشبختانه روند آموزش در بخش های نوپایی همچون دانشگاه جامع علمی کاربردی بسیار مثبت است، اما طبیعی است که مشکلاتی هم وجود داشته باشد، مهم ترین مشکلی که ما داریم، مشکل بخش نظارتی است، متاسفانه بسیاری از افرادی که در زمینه اجرایی و آموزشی موسیقی کوچکترین سابقه ای نداشتند، در طول این چند ساله موسسه ای تاسیس کرده اند و این موسسات هم از سوی دانشگاه جامع و وزارت علوم تایید شده اند و دانشجویانی هم به واسطه این گونه مجوزها وارد این دانشگاه ها شده اند، در حالی که فضا، فضای آموزش آکادمیک موسیقی نبوده است.
این آهنگساز و نوازنده سازهای مضرابی خاطر نشان می کند: خوشبختانه در حال حاضر دانشگاه جامع طرحی را تصویب کرده است که از این پس باید تمام استادان باید اعضای هیات علمی باشند وموسسین مراکز حتما باید دارای سابقه فعالیت اجرایی در زمینه موسیقی باشند و تا ماه گذشته پرونده تمام مراکزآموزشی کشور بررسی شده است. با این تغییرات بسیار امیدوارم که شرایط آموزش موسیقی بیش از پیش بهتر شود.
رئیس آکادمی موسیقی تهران در پایان یادآوری می کند: برخوردهای ما در زمینه آموزش و ورود سیستم های جدید آموزشی برخوردهایی است با غرض ورزی که خاصه کشورهای جهان سوم است. انگار خود موسیقیدانان هم نمی خواهند از پیله سیستم های غلط آموزشی و سنتی بیرون بیایند.
|
گزارشی از مراسم بزرگداشت استاد علی تجویدی؛ رفتم که رفتم ! مراسم بزرگداشت مرحوم استاد علی تجویدی همزمان با چهلمین روز در گذشتش شب گذشته با حضور تعداد زیادی از علاقه مندان ، هنرمندان و مسئولان فرهنگی در تالار وحدت برگزار شد . | |
|
این مراسم با قرائت قرآن توسط کریم منصوری (قاری بین المللی و برجسته ) آغاز شد و بعد ازآن مجری برنامه (ژاله صادقیان) با خواندن این دوبیت شعر، برنامه را آغاز کرد: در اوج به معراج شدن جای اسف نیست / تردید مکن مرگ هماورد هدف نیست بر نامه سربسته غنچه خبری بود / کاینک نفسی بهر تماشا و تلف نیست در ادامه برنامه، مجری مطلبی توصیفی از آخرین روزها و لحظه های حیات استاد تجویدی خواند وسپس ، نماهنگی از فعالیت های استاد پخش و چند تکنوازی و برنامه موسیقی به اجرا درآمد.
ابتدا، بهرنگ آزاده ، جوانترین شاگرد علی تجویدی ، به بداهه نوازی ویلن در دستگاه سه گاه پرداخت.بعد از این برنامه نماهنگی از طرف سازمان صدا و سیما به خانواده تجویدی تقدیم شد .آهنگساز این نماهنگ مزدا انصاری بود و محمد عبدالحسینی آن را خوانده بود . دراین نماهنگ که نمایی کلی از زندگی استاد تجویدی را به تصویر کشیده بود .از پدراستاد ، هادی خان تجویدی، که شاگرد کمال الملک بوده وبرخی از هنرمندان برجسته از جمله استاد ابوالحسن صبا یاد شده بود. در ادامه این برنامه شعری از بیژن ترقی با مضمون ؛آن آتش خاموش را بردارو آهنگی بزن / بر تار و پود جان ما چنگی بزن چنگی بزن....قرائت شد. برنامه بعدی اجرای کیوان ساکت با دکلمه "مریم واعظ پور" بود که در دستگاه دشتی نواخته شد .ابر می بارد و من می شوم از یار جدا /چون کنم دل به چنین روز به دلدار جدا / ابر و باران و من و یار ستادیم به وداع / من جدا گریه کنم ، ابر جدا ، یار جدا..... نوید مصطفی پور با اجرای "چهارمضراب و آواز" در دستگاه سه گاه فضایی روحانی به محفل بخشید و مخاطبان همزمان با تکنوازی ویلن این نوازنده جوان می خواندند ؛از برت دامن کشان / رفتم ای نا مهربان / با من آزرده دل / کی تو گشتی مهربان / رفتم که رفتم .... اجرای قطعه معروف "بهار مست " ساخته تجویدی از دیگر بخش های این برنامه بود که توسط "علی اصغر شاه زیدی" با همراهی ویولن وتنبک اجرا شد . همایون خرم یکی از سخنرانان این برنامه بود .وی از علی تجویدی به عنوان هنرمندی بزرگ یاد کرد و گفت : کسی که می خواهد به این درجه دست پیدا کند نیازمند یک سلوک خاص است . باید به مدرسه خاصی برود ، نزد اساتید صاحب سبک کسب فیض کند.در کارش پشتکار داشته باشد تا به درجه استادی برسد. مهمتر از همه این مراحل ، برای رهروان یک نیروی محرکه به نام " عشق" لازم است که یک موهبت الهی است . خرم با شعر ،هر چه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل مانم از آن /ادامه داد:تجویدی یک استاد هنرمند است ؛چرا که کارهایش بر اساس آموخته های اوست و معجونی به نام "عشق" در دل کارهای آن موج می زند. این آهنگساز و نوازنده ویلن گفت : تجویدی قبل از ویلن فلوت می زده است. وی دوره علمی موسیقی را با همین ساز نزد مرحوم ظهیرالدینی یاد گرفت اما این ساز نتوانست روح پرهیاهوی این هنرمند را راضی کند ؛بنابراین به دنبال یادگیری ویلن رفت !
این هنرمند افزود :تجویدی یادگیری ویلن در ابتدا نزد سپهری آموخت .بعد از آن به مدت دو سال و نیم ردیف های "حسین یاحقی" را فراگرفت .پس از آن نزد ابوالحسن صبا رفت و هفت سال شاگردی وی را کرد. خرم با این توصیف که علی تجویدی همه مراحل سلوک را طی کرد ، گفت : او کار در رادیو ، سازشناسی، هارمونی ، آهنگسازی ، بداهه نوازی و ... سرآمد همگان بود. این موسیقدان شیوه آهنگسازی تجویدی را مهم دانست و تصریح کرد : وی در سازندگی تابع ذوق و تکنیک بود و همین مسئله باعث خاص بودن وی شده است . در ادامه فرهاد فخرالدینی از همسر مهربان و فداکار استاد تشکر کرد و جمعیت به احترام شوکت تجویدی، این بانوی مهربان که عمری در خدمت استاد بوده و همواره اذعان می کرد که"تجویدی متعلق به همه ایران است و نه فقط خانواده اش" ایستادند و دست زدند. فخرالدینی تجویدی را بخشی از فرهنگ عنوان کرد و افزود : ساز تجویدی یک هویت خاص داشت و همه می دانستند که این صدای ساز ، ساز ویلن علی تجویدی است. در پایان این مراسم ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و صدای علیرضا قربانی سه قطعه از ساخته های تجویدی را اجرا کرد. پایان مراسم همه می خواندند ؛جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم/ سنگ خار را گواه این دل شیدا بگیرم / مو به مو دارم سخن ها ،نکته ها از انجمن ها / بشنو ای سنگ بیابان ، بشنوید ای باد و باران / با شما همسازم اکنون ،با شما دمسازم اکنون ....
|



