تبليغاتX
راست پنجگاه

 

کنسرت ،سنت فراموش شده 

 

  

برگزاری کنسرت در چند ماه اخیر به گفته بسیاری از هنرمندان این عرصه ار حالت اتفاق بیرون آمده و به سنت مبدل گشته است .حال برگزاری  کنسرت تا یک پله مانده به اجرا یک طرف و لغو آن با توجیه های همیشه واهی از طرف دیگر ذهن هنرمندان" صحنه مدار" و نه" استودیو مدار" را با دغدغه مواجه کرده است؛البته دغدغه ای که گوش هیچ خلقی بدان بهکار نیست .

 

رامین کاکاوند: سنت لغو کنسرت نه اتفاق !

 

تعطیلی هنر موسیقی در ماههای عادی سال و به خصوص اخیرا   از پدیده اتفاق بیرون آمده و به سنت تبدیل شده است و مختص به به ماههای خاصی نمی شود. با این تفاسیر بهتر است تکلیف بود یا نبود موسیقی در جامعه هرچه زودتر مشخص شود تا اینکه افرادی در فکر مشغله ای  کارآمدتری باشند و در آینده دچار سرخوردگی و یاس نشوند.

 

آهنگساز آلبوم "عشق و مستی" با صدای حسام الدین سراج در ادامه مصالب بالا می افزاید: به دلیل نبودن مولفه اساسی و ساختاری "آموزش" وضعیت هنر موسیقی روز به روز حادتر می شود که اگر راه حلی جدی برای آن اندیشیده نشود ، بزودی اذهان و گوش ها از موسیقی خودی تهی و از موسیقی بی هویت و تاریخ مصرف دار پر می شود. شاید یک دلیل هم زیاد بودم موسیقی بی هویت وارداتی نسبت به موسیقی اصیل ایرانی در جامعه است.

کاکاوند به اهمیت ملکوتی موسیقی اشاره کرد و خاطرنشان می کند: زمانی که روح می خواست وارد جسم خاکی شود، ولی روح جسم خاکی را قبول نمی کرد ،بواسطه موسیقی ، روح وارد جسم شد؛ به گونه ای که حضرت مولانا می گوید:ناله تنبور و بعضی سازها/اندکی ماند بدان آوازها .اگر موسیقی برای ما تداعی کننده آرامش است ، به خاطر وجود خاطره در ناخودآگاه انسان از آن زمان است.

شهرام ناظری : این شرایط برایمان تازگی ندارد

 

صحبت از لغو کنسرت و شرایط نامنسجم به گونه ای است که شهرام ناظری می گوید: برايمان تازگي ندارد كه كنسرت دهيم، عده‌اي بريزند، سازها را بشكنند،ما را ببرند و يا همانجا كتكمان بزنند و ما “لت و پار” برگرديم.

وی وجود نظرات مخالف درباره موسیقی را تازه نمی داند و خاطرنشان می کند: وجود اين مسائل مال زمان فعلی  نيست و قرن‌هاست كه وجود دارد. شايد بيش از صدها سال باشد كه موسيقي ايران درگير با اين مساله است؛ جز دوره‌ي كوتاهي در چند دهه‌ قبل كه ظاهرا آزاد شد، اما كماكان در بخش‌هايي از جامعه، آن ديدگاه‌ها به چشم مي‌خورد.
به اعتقاد ناظري، اين مسايل، هميشه بوده است. عده‌اي با موسيقي مخالف و عده‌اي ديگر موافق بوده‌اند ما هم كه همواره درگير قضيه بوده‌ايم و اگر نباشد، دلمان تنگ مي‌شود!

او با تاكيد بر تناقض‌هاي موجود
تصریح می کند: از يك سو ، بي‌فرهنگي غوغا مي‌كند و از سوي ديگر كارهاي مثبت تعجب‌آوري انجام مي‌شود. ما با اين چيزها بزرگ شده‌ايم. درباره‌ي موسيقي نيز وضع همين است.

ناظری وجود مسایل و مشکلاتی را سد و مانعی برای اجرای داخل کشور می داند و اشاره می کند: ما كه دوست نداريم همه‌اش درخارج از كشور كنسرت دهيم اما ‌آنجا همه چيز طبق ضوابط است. براي من در شهر پاريس برنامه‌اي گذاشتند كه قيمت آن 16 فرانك بود و من از اين قيمت پائين بسيار متعجب بودم كه مسئولان سالن گفتند كه دولت براي حمايت از برنامه‌هاي هنري مثل اين اجرا خود بودجه(سوبسيد) مي‌دهد كه روند اجراي اثار هنري لطمه نبيند اما در ايران خشك و تر با هم مي‌سوزند و به دليل جو تجاري موجود، ارائه آثار هنري با تجاري فرقي ندارد.

وي وجود چنین سوبسید هایی را دراین کشورما در حوزه های تجاری  طبیعی می داند و اظهار می کند: اين امر در ايران حتي در حوزه توليد و انتشار كاست و سي‌دي نيز به چشم مي‌خورد. اگر كار شما سطح پائين و خاطره انگيز! بود به شما چك سفيد مي‌دهند ولي اگر كارتان حامل پيامي هنري بود رغبتي براي توليد و خريد آن نوار ديده نمي‌شود.
ناظري
در ادامه صحبت های خود اشاره می کند: اين روزها كار من همه‌اش “‌نه” گفتن شده است چرا كه بيشتر كارهايي كه پيشنهاد مي‌شود سطح پائين بوده و من نيز متقابلا اين آثار را همراهي نمي‌كنم، پس بايد ارگان‌هاي مسؤول كه به اين قضايا بي‌توجه هستند برنامه‌ريزي صحيحي را در اين راستا انجام دهند.

به گفته شهرام ناظري  هدف هنرمند متعهد، در درجه‌ي اول، اجتماع و كار كردن براي اجتماع است. البته نظرگاه ديگري هم وجود دارد كه مي‌گويد هنرمند، براي تاريخ كار مي‌كند و خيلي‌ها نيز بوده‌اند كه در زمان خود مطرح نشده‌اند بلكه در تاريخ آن كشور، جاودانه شدند.
وي
می گوید: با اين حال، زماني كه هنرمند با نظرگاهي بلند براي كشورش كار مي‌كند عليرغم وجود محدوديت ها به كار خود ادامه مي‌دهد چرا كه هدف نهائي او اجتماع است تنها هنرمند بازاري است كه مي‌گويد هنر براي “مردم و عوام‌پسندي” است. حال آنكه، هنرمند واقعي كسي است كه براي مردم كار مي‌كند اما با مطالعه در اجتماع و فرهنگ از آن‌ها، نفسي تازه و حركتي رو به رشد را مي‌گيرد و به راه خود ادامه مي‌دهد. حال اگر اثرش با استقبال روبرو شد كه چه بهتر و اگر هم نشد با عشق به آن اجتماع، راهش را ادامه مي‌دهد و بعدهاست كه معلوم مي‌شود راه او چقدر ارزشمند بوده است.

این خواننده موسیقی ملی در پایان صحبت های خود می گوید: احساسم بر اين است كه هنوز يك بي‌فرهنگي نسبتا مطلق حاكم است، اما روح تمدن بيداري كه در ذره ذره‌ي وجود هر ايراني و “ژن” آنها وجود دارد گاهي حضور خود را در صحنه‌ها به گونه‌اي نشان مي‌دهد كه همه را متعجب مي‌كند.

حسین زمان:عطای کنسرت را به لقایش می بخشیم

 

حسین زمان  با صراحت درباره این پدییده می گوید: برگزاری اجراهای زنده موسیقی درایران   امکاناتی و سختی هایی را طلب می کند که دربسیاری از مواقع هنرمندان عطای این کار را به لقایش می بخشند.

به گفته زمان، شرایط بی ثبات و فضای مسموم کنونی اجازه برگزاری کنسرت را به هنرمندان نمی دهد.وی می افزاید: بی ثباتی شرایط سیاسی در عرصه های  داخلی و خارجی و به طبع آن فضای مسموم کنونی اجازه برگزاری اجراهای زنده و کار در عرصه  هنر مهجور موسیقی  را به هنرمند نمی دهد.

 

وی با اشاره به اینکه برگزاری کنسرت فضای لطیف را می طلبد، تصریح می کند: زمانی می توان کار هنری و فرهنگی انجام داد که شرایط برای فعالیت لطیف و منسجم مهیا  باشد؛ اما متاسفانه در حال حاضر همه با عینک سیاست یا تجارت به هنرموسیقی نگاه می کنند و راه را برای ارایه آثار سطح بالا مسدود می کنند.

این خواننده پاپ اجرای موسیقی زنده درایران را منوط به پشت سرگذاشتن هفت خوان رستم  ارزیابی کرده   و خاطرنشان می کند: به صرف تصمیم هنرمند نمی توان در این جامعه کنسرت برگزار کرد. زیرا باید مقدمات زیادی و از جمله گرفتن مجوز، تبلیغات و... را سنجید و براساس آن عمل کرد و چه بسا بعد از پشت سرگذاشتن  این شرایط، گروه های فشار کنسرت را به هم بزنند. همانگونه که تجربه صحبت مرا تایید کرده است.

زمان که در حال حاضر آلبوم " قصه نگفته " را در دست انتشار دارد شرایط برگزاری کنسرت در خارج از کشور را نیز مقرون به صرفه ندانست و می گوید: به دلیل حجم بالا و هزینه های سرسام آور تبلیغات در خارج از ایران برای گروه های بزرگ مقرون به صرفه نیست که اجرای زنده داشته باشند.

وی تاکید می کند: هنرمند معتقد به اصول، در چنین شرایطی " خانه نشین " می شود. اما آنکه  پا براصول می گذارد، حتما" از نظر مالی تامین می شود.

به نظر این خواننده ،اجرای زنده موسیقی درشهری به عظمت تهران نیازبه یک سالن خاص با امکانات وفضای مناسب دارد ، اما درحال حاضر چنین امکاناتی که جوابگوی مخاطبان باشد وجود خارجی ندارد:.متاسفانه درشهرتهران بهترین سالنی که می توانست اندکی جوابگوی علاقه مندان هنرموسیقی باشد ، سالن میلاد بود که آن هم، توسط مسئولانی که شعارحمایت ازهنر و فرهنگ داده بودند بسته شد .

پروین بهمنی:دلایل واهی یا واهی های بی دلیل !

دغدغه بهمنی نیز علاوه برهنرمندان مرد به جنسیت او نیز باز می گردد . او می گوید: متاسفانه هر روز یک قانون جدید در مورد موسیقی بانوان در ایران گذاشته می شد، یک روز می گویند همخوانی مشکلی ندارد، فردای همان روز می گویند باید تعداد آقایان و خانم های همخوان به یک اندازه باشد، بعد دوباره کلا همخوانی را ممنوع می کنند. باید قانونی مشخص تدوین شود تا تکلیف ما هم مشخص باشد.

این خواننده موسیقی قشقایی از لغو کنسرت گروه "حاوا" ابراز گلایه می کند و می افزاید: متاسفانه نمی دانم چرا اوضاع به شیوه ای شده است که به راحتی کنسرت های موسیقی به دلایل واهی یا بدون دلیل لغو می شوند؟

وی ادامه می دهدد: در ماه  گذشته قرار بود ما در تهران و شیراز کنسرت داشته باشیم. قرار بود تا در روز های 17 و 18 شهریورماه شهر شیراز که موطن قشقایی هاست میزبان ما باشد، اما متاسفانه کنسرت ما در این شهر لغو شد و پشت سر آن کنسرت تهران هم کنسل شد. در ماه رمضان هم که کلا برگزاری کنسرت ممنوع است.

رضا موسوی زاده :برگزاری کنسرت خارج ازایران راحت تر است

سرپرست گروه فاخته نیز از این شرایط دست و پا گیر به تنگ آمده و برگزاری کنسرت را برخلاف صحبت های زمان در خارج از کشور راحت تر می داند. این هنرمند در پایان این گزارش کوتاه ، می گوید: متاسفانه در حال حاضر شرایط برگزاری کنسرت در داخل کشور برای گروههای موسیقی به صرفه نیست؛ چراکه تمام مسایل حاشیه ای نظیر فروش بلیط،چاپ بروشور و تبلیغات و کارهایی از این قبیل به عهده گروه وسرپرست است، در صورتی که گروه برای ارائه یک اجرای خوب باید در آرامش ذهنی و کاری به سرببرند،  نه اینکه یک هفته قبل از اجرا به دنبال فروش بلیط  و... باشد.

 این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه نحوه برگزاری کنسرت در خارج از کشور را مهیا تر و راحت تر عنوان می کند  و می افزاید: با توجه به اجراهای متعدد در خارج از کشور من به نتیجه رسیده ام که سازماندهی و برنامه ریزی برای اجرای در این فضا ها بهتراست؛ به گونه ای که ما فقط و فقط برای اجرای برنامه و نه تدارک مسایل حاشیه ای اما اثر گذار بدانجا می رویم.

 

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:27 |

 

نگاهی گذرا به جشنواره بیست ویکم موسیقی فجر ؛

هيجان های فراموش شده سرزمين مادريم

 جشنواره موسیقی فجر در حالی 21 ساله شد که از همان آغازش، تحت تاثیر شایعه های مختلفی چون برگزار نشدن جشنواره، کم بودن بودجه، برگزار نشدن بخش های حساسیت برانگیز جشنواره و...، روز هایش را با احتیاط و با پرهیز از شور و شوق و هیاهو و با کمترین تبلیغات بیرونی سپری کرد.

 جشنواره بین المللی موسیقی فجر از مرز 21 سالگی هم گذشت، اما در این دوره از جشنواره هم خبری از حضور هنرمندان شاخص و پیشکسوت نبود .

شور و شوق این  جشنواره به مانند جشنواره دوره  بیستم  نه در میان مسئولان و نه در میان مخاطبان موسیقی لمس نمی شد. نه هیجانی و نه دلهره ای برای به سرانجام رساندن یک جشن ملی . هرچند گروههای شرکت کننده از حداقل های یک اجرای خوب بی بهره نبودند، اما استقبال چندانی از جشنواره نشد.

 گرانی بلیت ، سرمای هوا ، اطلاع رسانی ضعیف و نامناسب و بی نظمی،  ازعمده  دلایلی است که بیست ویکمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر را به انتها و حاشیه های بی سرانجام رساند. 

مقوله گرانی بلیت جشنواره موسیقی فجر(8000 هزار تومان) در مقایسه با قیمت بلیت های جشنواره تئاتر و فیلم از مهمترین مواردی است که  منجر به خلوت شدن سالن های موسیقی شد. هرچند بلیت های اهدایی هم نتوانست گوشه ای از سالن ها را پرکند. البته با کم کردن بلیت های اهدایی مدیران و مسئولان و رساندن قیمت بلیت از 8000 تومان به 2000 تومان می توان حضور تمام اقشار جامعه را در این جشن  موسیقی ملی فراهم  و پر رنگ کرد.

هوشنگ کامکار سرپرست گروه کامکارها که امسال درجشنواره موسیقی فجر شرکت نکرد، معتقد است : این جشنواره برای موسیقی ایران فایده ای ندارد، چون باید درجشنواره موسیقی فجر گروه های معتبر موسیقی حضور داشته باشند تا هم برای جشنواره فجر اعتبار باشد و هم برای موسیقی ایران، اما کمتر گروه موسیقی معتبر در این جشنواره شرکت می کند.

او با طرح این پرسش که چرا در این جشنواره استاد شجریان نمی آید بخواند؟ گفته است : در همه جای دنیا جشنواره ها و فستیوال ها برای معتبر ترین گروه های موسیقی تنظیم می شوند و از آنها برای حضور در جشنواره دعوت می شود.

او معتقد است : برنامه های هرساله جشنواره فجر تکراری است، مسئولان تنها به جنبه های تبلیغی جشنواره فکر می کنند و نه به جنبه های هنری آن.

به گفته کامکار، گروه های دست پنجم خارجی هم در جشنواره راه ندارند. این گروه های خارجی که سطحشان بسیار پائین نیز است، بیشتر به گفته سفارتخانه ها و از روی آشنایی های محلی به ایران دعوت می شوند، نه بر اساس معیارهای هنری .

کامکار با اشاره به تکراری بودن برنامه های جشنواره موسیقی فجر گفته است : همیشه باید حرف جدی و نویی برای زدن وجود داشته باشد که به بهانه آن مراسمی را برگزار کرد، نه اینکه هر سال یکسری حرف تکراری زده شود و بیاییم و بی هیچ حاصلی، برگردیم. سالهای زیادی است که در این جشنواره یک سری قیافه محدود می بینیم .

پرویز مشکاتیان از دیگر هنرمندانی است که تا کنون در این جشن حضور نداشته است . او در این باره گفته است: « ما زیاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم. ما در 17 شهریور 1357 به خاطر کشتار مردم توسط رژیم، از رادیو استعفا دادیم و کانون چاووش را تشکیل دادیم. آنجا با مردم بودیم. شعرهای وطنی را به‌صورت سرود درمی‌آوردیم و به‌طور شبانه‌روز می‌ساختیم و ماحصل کار را در اختیار مردم می‌گذاشتیم. در آن شرایط به استبداد « نه » گفتیم و برای رسیدن به آزادی، استقلال و آینده بهتر، دوشادوش مردم به خیابانها رفتیم» .

وی وجود چنین مؤلفه‌هایی را منجر به کنار کشیدن هنرمندان دانسته  و تصریح کرده است : « زمانی‌ که گروه چرخنده جامعه، یک ‌صدایی بشود، ناگزیر بعضی از سازها به بیرون چرخه، پرتاب می‌شوند. پس در این شرایط اندیشمندان و کارکشته‌ها یا مهاجرت می‌کنند یا خلوت بر می‌گزینند» .

به گفته این آهنگساز برجسته ، جشنواره موسیقی، اگر شعوری باشد، باید منجر به شناساندن انواع موسیقی به انواع موسیقیدانها و انواع لایه‌های اجتماعی شود.

وی ادامه می‌دهد : «مسئولان جشنواره باید موسیقی جاری و ساری سال گذشته را تحلیل و بازشکافی کند، نکات قوت آن را صحه بگذارند و سال آینده بر روی آن نکات مانور بیشتری دهند. همچنین موزیسین داخلی و خارجی را کنار هم قرار دهند تا از چگونگی تجربه‌های یکدیگر استفاده کنند و ارتباط فرهنگی و موسیقایی را گسترش دهند، به‌خصوص کار موزیسینهای داخلی را در سال گذشته ارزیابی کرده و باعث تشویق و ترغیب آنها به کارهای متعالی‌تر شوند" .

کنسرت یا مجلس عروسی!

گروه "سل" از دیگر گروههایی است که در جشنواره موسیقی فجر شرکت نکرده‌ است . بهمن مه آبادی سرپرست این گروه پیش از این دراین باره  گفت : هیچ تفاوتی میان یک کنسرت با یک مجلس عروسی قائل نیستند .

 

وی تاکید کرد : برخی از کسانی که برگزاری یک کنسرت را مدیریت می‌کنند، از موسیقی تصور غلط یک مجلس شادمانی و عروسی دارند. در نظر آنها، برگزاری یک کنسرت موسیقی جدی با مراسم عروسی و جشن تولد هیچ فرقی ندارد.

مسولان سنتی در دنیای مدرن

امسال هم به مانند سالهای قبل، ردیفی از این همه صندلی  به خبرنگاران موسیقی تعلق نگرفت. دلیل نوعی احساس نگرانی و واهمه ها بالاخره در اجرای ارکستر ملی ، خود را نشان داد و خبرنگاران به نشانه اعتراض، تالار وحدت را ترک کردند. البته در روزهای بعد، تبعات این اعتراض، دامن تنی چند از خبرنگاران را گرفت و حالا کار به کجا ختم شود، خدا می داند. به قول کامبیز روشن روان ، انشاالله خیر است.

هرچند در این میان، دکتر همافر به نشانه حسن نیت، بلیت های اهدایی خود را در اختیار خبرنگاران گذاشت، اما علیرغم فروخته نشدن بلیت های ردیف 13، باز هم اصحاب رسانه ها بسیاری از اجراها را ایستاده نگاه کردند.

پایان سخن

با تمام این تفاصیل، برگزاری هر برنامه و جشنواره ای  که به نوعی، موسیقی و موسیقیدان را به صحنه بکشاند، خود جای بس امیدواری است . اما همین امکان کم و بودجه کم ، به گفته مدیرکل دفتر امور موسیقی، با نگاه تخصصی و حرفه ای می تواند، یکی از تاثیرگذارترین و جریان سازترین عامل در عرصه هنر موسیقی به شمار آید. 

به هرحال جشنواره بیست ویکم موسیقی فجر هم تمام شد و در این بین، می توان به حضور گروههای نوپایی چون ارکستر موسیقی سنتی دلخوش بود.

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:24 |

 

 

به بهانه اجرای ارکستر ملی با رامیس قلویوف و لطفیار ایمانف

 

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

 

ارکستر ملی ،نماد ملی ،هویت ملی ، فرهنگ ملی و هزاران اصطلاح زیبا و رنگارنگ و چشم نواز از این قبیل را هرروز و هرشب از رسانه ملی ،مطبوعات ملی و مسئولان ملی می شنویم و اندکی  به ذهن مبارک  فشار نمی آوریم  که هویت  ملی یعنی چه؟  چگونه شکل می گیرد و گسترش می یابد؛البته در برهه ای که آگاهانه و خواسته دغدغه  "نان شب " بر هر نیازی برتری دارد دیگر مفهوم ملیت و قومیت و غیرت ، نه تعصب  معنایی ندارد!

می گویند؛ ایران فرهنگی کهن  و غنی دارد.می گویند: دیگران کاشتند، ما خوردیم ؛پس ما بکاریم تا دیگران بخورند.حال در این وادی باید گفت :کدام کاشت؟کدام برداشت؟کدام آینده؟ و .... در مقایسه با معضلات کلان تر ، شاید  طرح  محدود شدن ارکستر های بزرگ ایران به دو ارکستر موسیقی  ملی و ارکستر سمفونیک ناملموس به نظر آید .اما نباید فراموش کرد که مشکلاتی  که الان بزرگشان می دانیم، اگر پدرخوانده ای مسئول و نه قوم مدار به کمترین های حقوق شهروندی آگاه بود ؛هرگز به پدید ار شدن  صفت  های نامانوس و نازیبا  در دایره لغاتی منجر نمی شد.

ارکستر ملی مستقل شد

 

روزهای 22 تا 26 آذر ماه 1384 ارکستر ملی به همراهی  تا ر "رامیس قلویوف " و" لطفیارایمانف " در تالار وحدت به صحنه رفت .  رییس اموربین الملل مرکز موسیقی در نشست مطبوعاتی که به خاطر این اجرا ترتیب داده شده بود، اعلام می کند:"بعد از اين اركستر موسيقي ملي تمام برنامه هايش را به طور مستقل اجرا خواهد كرد ؛ اين اركستر يك بودجه مستقل دارد كه از سوي مركز موسيقي تامين مي شود و دستمزد نوازنده هاي آن از آن محل تامين مي شود."خبر  به ظاهر جذاب بود و نشاط آور! اما جذابیتی که چندان رنگ واقعیت به خود نمی گرفت ؛چراکه ارکستر موسیقی ملی با کمتر از یک دهه فعالیت  تازه جای پای  ارکستر سمفونیک تهران بعد از نیم قرن سابقه و مشکل می گذارد و به اصطلاح شاهنامه آخرش خوش است!

 

رییس انجمن موسیقی :ارکستر ملی بودجه مستقل ندارد

این اجرا به گفته فرهاد فخرالدینی همزمان با مستقل شدن و دور از نظارت انجمن موسیقی با بودجه جداگانه شروع به کار و اولین پله از این استقلال را با اجرای دو هنرمند آذربایجانی تبار آغاز کرد؛ البته ایرج نعمیایی درباره این روند استقلال می گوید : درهنگام تشكيل اركستر موسيقي ملي قرار بر اين شد كه پشتيباني اوليه اركستر با مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي باشد ؛ اما در نهايت ، تخصيص بودجه اين اركستر از سوي انجمن موسيقي ايران انجام شد.

نعیمایی تصریح می کند:"اخیرا ارکستر موسیقی ملی به صورت رسمی به ثبت رسیده است و می‌تواند از حیطه انجمن موسیقی ایران خارج شود. اما آنچه مسلم است اینکه دریافت حقوق این ارکستر از سوی انجمن موسیقی ایران صورت می‌‏پذیرد."

نعمیایی می افزاید: "بودجه‌‏ای به عنوان بودجه مستقل در ردیف‌ بودجه‌های دولتی برای ارکستر موسیقی ملی وجود ندارد. بنابراین ما که یک موسسه خصوصی هستیم و مرکز موسیقی وزارت ارشاد به عنوان یک مرکز دولتی، قسمتی از بودجه خود را به ما اختصاص داده است که می‌‏توانیم این بودجه را به امور دیگر اختصاص دهیم . اما از آن جایی که ارکستر موسیقی ملی زیر نظر انجمن موسیقی ایران فعالیت می‌کند، قسمتی از بودجه انجمن موسیقی به ارکستر موسیقی ملی اختصاص یافته است."

رییس انجمن موسیقی ایران خاطرنشان می کند:"گروه هاي ديگر مي‌‏توانند ، با هزينه اي سالانه و اندك حمايت شوند و سرپا بمانند و اگر مي بينيد كه از اركستر موسيقي ملي به اين شكل حمايت مي شود ، سعي بر آن بوده كه اين اركستر يك نماد ملي باشد . اما حقيقتا اركستر ملي با ساير اركسترها وگروه ها فرقي نمي كند."

حال با صحبت ها باید گفت " که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"!البته امیدورایم که ارکستر در آخر به وضعیت ار کستر سمفونیک تهران دچار نشود و کاسه چه کنم چه کنم را به دست نگیرد.!

فعالیتی مغایر با اساسنامه

اگر کمی به عقب رویم می بینیم که اساس شکل گیری ارکستر موسیقی ملی برای چه بوده است. دوران هشت ساله کابینه خاتمی برای تمام عرصه ها  و از جمله هنر موسیقی همراه با افت و  خیزهایی شدید و تحولات عمده ای بود .در این فضا موسیقی پاپ وارد عرصه شد و رقابت بین دو نوع موسیقی بوجود آمد. بعد از 20 سال محدویت، قانون  ، سخت گیری و تعصب در عرصه ارائه موسیقی پاپ  ،طبیعی بود که در آن شرایط  بازار موسیقی موسیقی پاپ عرصه موسیقی سنتی را  تسخیر کند ؛البته این هجوم بی رویه و بی سابقه  از طریق رسانه ملی و بعد از اعتراض محمد رضا شجریان  به رییس صدا وسیما در باره  بی توجهی به حقوق مولف و مصنف بیشتر شد،  که آن  رشد یکدفعه هم دیری نپایید و خاموش شد.

در این شرایط مرکز موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که تا سال ۱۳۷۸ مرکز سرود و آهنگهای انقلابی نام داشت، ‌با  ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدينی  را راه انداخت تا سهمی در پشتیبانی از موسيقی ملی و سطح بالای فرهنگ خود ایفا کند.

برای اين کار نيز شجريان اعلام آمادگی کرد که در آغاز به کار اين ارکستر به عنوان خواننده به مدت پنج شب کنسرت اجرا کند. ارکستر ملی اما در تداوم کار خود و پس از اختلافاتی که بين شجريان و مسولان ارکستر به وجود آمد، و نيز به جهت بوروکراسی غير شفاف خود نتوانست بار تحولی را در موسيقی سنتی به دوش بگيرد.

 برابر اساسنامه آن قرارشد  آثار شاخص و در سطح ملی، از آهنگسازان گذشته و معاصر را اجرا کند که این روند در آغاز راه کمی رعایت می شد.اما متاسفانه در چند سال اخیر این ارکستر اجرا های خود را به آثار دسته چهارم و پنجم  و تکرای  بعضی از آهنگساز ایرانی و خارجی خلاصه کرده است ؛به گونه ای که این روند دل بسیاری از منتقدان را به درد آورده و منجرشده که آنها به طور علنی  شمشیر از نیام بکشند.

فخرالدینی در توجیه فعالیت های ارکستر  و نقد به اصطلاح نا بجای  بعضی نويسندگان ، درباره تكرار بعضي قطعات در كنسرت ها می گوید :" يك آهنگ را بايد بارها و با خواننده هاي متعدد اجرا كرد ، ضمن آن كه بايد اجازه داد كه موسيقي ايران جهاني شود . خواهش مي‌‏كنم كه براي علي نقي خان هاي وزيري سد ايجاد نكنيد . كمك شما خبرنگاران و نويسنده هاي مطبوعاتي مي تواند ، گامي مثبت در راه شناساندن موسيقي ايران به دنيا باشد."

وی می افزاید: ارکستر موسیقی ملی به علت اینکه باید قطعات تولیدی داشته باشد، بر خلاف ارکستر سمفونیک، نمی‌تواند صد در صد برنامه سالیانه داشته باشد. ارکستر موسیقی ملی باید جاده و ریل حرکتی خود را بسازد و بعد حرکت کند؛ یقیناً این ارکستر نمی‌تواند مانند ارکستر سمفونیک که رپرتوار آن آماده است و دغدغه ندارد، برنامه سالیانه خود را مشخص و طبق آن عمل کند."

رهبر ارکستر موسیقی ملی به نوشتن قطعه برای ارکستر ملی اشاره می کند  ومی افزاید: "ارکستر ملی در حال حاضر وارد هشتمین سال فعالیت خود می‌شود و در این سال‌ها بالغ بر 200 قطعه موسیقایی برای آن نوشته شده است؛ طبعاً و با توجه به 14 میلیون نفری که در تهران زندگی می‌کنند باید هر قطعه حدود 140 بار اجرا می‌شد."

وی اظهار می کند: "ما به کمک اصحاب رسانه‌ها نیاز داریم، اما متأسفانه بعضی از دوستان زمانی که یک قطعه دو بار اجرا می‌شود در بوق و کرنا می‌کنند و آن را بر سر ارکستر ملی می‌زنند."

فخرالدینی از اهالی رسانه خواست تا حلقه دید خود را وسیع‌تر کنند و به فعالیت‌هایی که در عرصه موسیقی ملی انجام یا در حال انجام است، بها بدهند؛ چرا که موسیقی ایرانی قابلیت جهانی شدن را دارد.

سهم آهنگسازان ایرانی در ارکستر ملی چقدر است؟

هدف از برگزاري كنسرت با نوازنده هاي مهمان و کشورهای خارجی به گفته فرزین پیروزپی،  از اهداف اركستر موسيقي ملي است .وی می گوید : سعي ما بر اين است كه پاي هنرمندان بزرگ موسيقي دنيا را كه روابط فرهنگي مشتركي با ما دارند ، به ايران باز كنيم و در نهايت پيوندهاي فرهنگي مستحكمي ايجاد نماييم."

 در این موضوع شک نیست که هنرمندانی که قلویوف، ایمانف بزرگ و دنیا دیده اند.اما در این بین  چرا این هزینه ها و زمان ها برای اجرای آثار هنرمندان صاحب سبکی  مانند حسین علیزاده، محمد رضا لطفی، پرویز مشکاتیان و .... گذاشته نمی شود.اگر هنرمندان از این دسته در فهرست نامداران هنر موسیقی ایران قرار گرفته اند ،پس چرا بر  آثارشان گرد زمان  می نشیند ونسلی که الان باید "بکارد" آن را نمی شنود؟" چرا برای يک ارکستر موسيقی ملی با سازهای ايرانی سرمايه گذاری صورت نمی گيرد؟ با وجود تلاشهايی که در دو دهه اخير در ابداع برخی از سازهای ايرانی و ارکستراسيون اين سازها و نيز توجه به سازهای محلی و نواحی مختلف ايران به عمل آمده،  چرا بايد در يک ارکستری که عنوان "ارکستر موسيقی ملی ايران" را بر خود دارد، بيش از ۵۰ ساز آن از سازهای کلاسيک فرنگی باشد و کمتر از ۱۰ ساز ايرانی؟"چرا اجراهای ارکستر ملی که نماد موسیقی ایرانی است به سالی نهایت دوبار ختم می شود؟

فخرالدینی در همین زمینه می گوید :عرضه و تقاضای موسیقی در ایران به هیچ عنوان هماهنگ نیست. تمام گرفتاری های ارکستر هم روی دوش من و امثال من مانده است. ما حتی یک بیلبورد برای ارکستر نداریم. این ها دردهایی هستند که بسیار گفته ایم اما شنیده نشده است.

مشکل کمبود سالن های موسیقی را در ایران باید جدی گرفت. مشکلی است که متاسفانه بر پیکره موسیقی ایران ضربه ای جبران ناپذیر زده است. تنها تالار موجود برای اجرای موسیقی ما تالار وحدت است.

وی بیان می کند:در همان روزهایی که ما برنامه داریم، تئاتر هم برنامه دارد، به ما که قرار است در ساعت 21 برنامه مان را آغاز کنیم، ساعت 20 سالن را تحویل می دهند، شب اول هم که در ساعت 15/20 دقیقه این سالن تحویل داده شد. حالا شما فکر کنید که هیچکس نمی آید کارشناسانه برخورد کند که صدابرداری اینهمه ساز پس چه می شود؟

رهبر ارکستر موسیقی ملی ایران خاطرنشان می کند : کسی این را نمی بینید که ما با چه استرسی روی صحنه حاضر می شویم. به این فکر نمی کنند که 45 دقیقه برای گذاشتن نت ها و پارتیتوره ، نورپردازی ، نصب میکروفون و... بسیار کم است. من به عنوان رهبر تنها ارکستر بزرگ ملی ایران، هیچوقت از برنامه های تالار خبر ندارم تا بتوانم برای اجرای ارکستر برنامه ریزی دقیق داشته باشم.

وی ادامه می دهد: تالار وحدت هم که تنها تالار موجود است، باز در اختیار ما نیست تا بتوانیم تعداد اجراها را بیشتر کنیم، به هیچ عنوان عرضه و تقاضای موسیقی در ایران هماهنگ نیست. تمام گرفتاری های ارکستر هم روی دوش من و امثال من مانده است. ما حتی یک بیلبورد برای ارکستر نداریم. این ها دردهایی هستند که بسیار گفته شده و نشنیده نشده است.

پایان این گزارش می تواند همان آرزویی  علی رهبری باشد که به شور و شوقی به ایران آمد و به صحنه رفت و چگونه به گفته اهالی مطبوعات "خودی " بدرقه شد که " الکساندر در فت!" در یکی ازشب های اجرا لطفیار ایمانف نیز برای ارکستر ملی آرزو ‌کرد که این ارکستر  در تمام دنیا برنامه اجرا کند . ما هم دست از دنیا کوتاه می‌گوییم، انشاءالله!

ناگفته نماند که مشکلات که در این جامعه  حل شدنی نیست؛ دعا و آروز تنها چاره کار در این جامعه است. همانطور که علی رهبری نیز چنین آرزویی را برای ارکستر سمفونیک تهران طلب کرد و ناباورانه رفت!

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:22 |
اجرای ارکستر ملی
ارکستر ملی با تار قلی‌اف و صدای ایمانف در تالار وحدت
باز هم دست ایرانی‌ها از ارکستر ملی کوتاه ماند

ارکستر موسیقی ملی با همراهی رامیز قلی‌اف (نوازنده تار) و لطفیار ایمانف (خواننده اپرا) شب گذشته در حالی به صحنه رفت که با گذشت نزدیک به سه دهه از عمر انقلاب، هنوز آثار هنرمندان بزرگی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و ... در قالب ارکستر ملی درنیامده است.

ارکستر موسیقی ملی اوایل مهرماه و همزمان با جشن خانه موسیقی به همراهی برهان محمد قولوف (خواننده تاجیکی) و سالار عقیلی به صحنه رفت و از شب گذشته با تکنوازی تار رامیز قلی‌اف و صدای لطفیار ایمانف به صحنه ‌رفته که این برنامه تا تا 25 آذرماه ادامه دارد.

این ارکستر شب گذشته در دو بخش، غیر از اجرای قسمت اول قطعه "کنسرتو تار" از ساخته‌های فرهاد فخرالدینی،  به طور کامل به اجرای قطعاتی از دیار آذربایجان و مردم ترک زبان پرداخت. اجرای این قطعات از آهنگسازان دیگر ممالک در حالی است که هنوز آثار آهنگسازان بزرگ ما چون حسین علیزداه و پرویز مشکاتیان هنوز در قالب ارکستر ملی درنیامده است.

در بخش نخست قطعه "فانتزی" بر اساس آثار عزیز حاجی بیکف، "اخو تار" از سعید رستمف، "وطنیمدیر" از سلیمان علسگرف با شعر محمد فضولی، "لاچین" از فکرت امیرف با ارکستراسیون فخرالدینی، "مرغ سحر" از مرتضی خان نی داوود با تنظیم جدید از توفیق باکی خانف، "حیراتی" از آذر رضایف، "آلاگئوز" از سعید رستمف با شعر زینال جبارزاده، "گتمه گتمه" از سعید رستمف اجرا شد که اجرای قطعه "حیراتی" در مایه‌های حماسی و با مشابهت ریتم قطعه معروف "ایران ای مرز پرگهر" از همایون خرم مخاطبان را به وجد آورد.

همچنین در بخش دیگر فخرالدینی بخش اول کنسرتو تار را به رامیز قلی‌اف تقدیم کرد و قطعاتی نظیر "باخا باخا اودوباخیز" با شعر و موسیقی لطفیار ایمانف، "آیریلیق" با شعر و آهنگ از علی سلیمی، "ایلک محبت" و "آی یشیغیندا" (اولین محبت و در نور ماه) از قنبر حسینلی با تنظیم رضایف، "رقص آندلس" از آنتوان روبنشتین بود. به علاوه دو تصنیف بیات شیراز (قیزلارین برینجی سی) و تصنیف "عسگرا" از اپرت آرشین مال آلان از عزیز بیکف با صدای ایمانف پایان بخش این کنسرت بود. 

این اجرا به گفته فرهاد فخرالدینی همزمان با مستقل شدن و دور از نظارت انجمن موسیقی با بودجه جداگانه شروع به کار و اولین پله از این استقلال را با اجرای دو هنرمند آذربایجانی آغاز کرد. البته ایرج نعمیایی در مصاحبه‌ای درباره این روند استقلال گفت: "اخیرا ارکستر موسیقی ملی به صورت رسمی به ثبت رسیده است و می‌تواند از حیطه انجمن موسیقی ایران خارج شود. اما آنچه مسلم است اینکه دریافت حقوق این ارکستر از سوی انجمن موسیقی ایران صورت می‌‏پذیرد."

نعمیایی افزود: "بودجه‌‏ای به عنوان بودجه مستقل در ردیف‌ بودجه‌های دولتی برای ارکستر موسیقی ملی وجود ندارد. بنابراین ما که یک موسسه خصوصی هستیم و مرکز موسیقی وزارت ارشاد به عنوان یک مرکز دولتی قسمتی از بودجه خود را به ما اختصاص داده است که می‌‏توانیم این بودجه را به امور دیگر اختصاص دهیم . اما از آن جایی که ارکستر موسیقی ملی زیر نظر انجمن موسیقی ایران فعالیت می‌کند، قسمتی از بودجه انجمن موسیقی به ارکستر موسیقی ملی اختصاص یافته است."

پایان بخش این کنسرت صحبت‌های ایمانف بود که برای ارکستر ملی آرزو می‌کرد که در تمام دنیا برنامه اجرا کند و ما هم دست از دنیا کوتاه می‌گوییم انشاءالله!

ناگفته نماند که مشکلات حل شدنی نیست؛ دعا و آروز تنها چاره کار در این جامعه است. همانطور که علی رهبری نیز چنین آرزویی را برای ارکستر سمفونیک تهران طلب کرد و ناباورانه رفت!

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=265470
+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:16 |

 

گزارش شب اول کنسرت شجریان در تالار وزارت کشور

پدر خوانده موسيقی ايران در ميان هياهوی مردم به صحنه رفت 

 

شب اول کنسرت شجریان در حالی برگزار شد که فقط خبرنگاران معدودی از رسانه ها توانستند - برای تهیه گزارش - خود را وارد تالار نمایند، آن هم در حالی که صندلی برای نشستن نداشتند و تا پایان اجرا، بصورت ایستاده گزارش خود را نوشتند.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، محمدرضا شجریان شب گذشته با همراهی تار حسین علیزاده، ‏کمانچه کیهان کلهر و تنبک همایون شجریان در سالن 3000 نفری وزارت کشور با اجرای چند قطعه تازه و نو به صحنه رفت.

کنسرت گروه اساتید، به خوانندگی محمدرضا شجریان ، شب گذشته ، با 45 دقیقه تاخیر، در دو بخش جداگانه در تالار وزارت کشور برگزار شد.

در بخش نخست این کنسرت، حسین علیزاده به صورت مرکب‌نوازی در دو دستگاه "نوا" و "راست پنجگاه" به بداهه‌نوازی تار پرداخت. بعد از بداهه‌نوازی علیزاده، در "آواز دشتی" نیز به ترتیب پیش‌درآمد دشتی از یوسف فروتن، ساز و آواز، یک تصنیف قدیمی با شعری از مولانا، ساز و آواز و "بزن آن زخمه" با شعری از دکتر شفیع کدکنی از ساخته‌های حسین علیزاده اجرا شد.

همچنین بخش دوم با مقدمه "روح الارواح" که اذان موذن‌زاده اردیبلی نیز در آن ساخته شده، با بداهه‌خوانی شجریان و بداهه‌نوازی حسین علیزاده شروع شد. به علاوه یک قطعه سازی و آوازی برگرفته از کلام شعر سعدی، چهارمضراب از حسین علیزاده به همراه آواز، تصنیف قدیمی، آواز افشاری، ضربی افشاری، ساز و آواز و دستی افشان از علیزاده نیز اجرا شد.

حسین علیزاده قطعه "بزن آن زخمه" را در "دشتی " با شعر شفیعی کدکنی همراه کرده بود. این هنرمند قبلا این تجربه را در قطعه ترکمن و آلبوم‌های "فریاد" و "شورانگیز" نیز نشان دادن بود. همچنین در قطعه "دستی افشان" نیز یک بدعت آشکار دیده می‌شد که در آن شجریان برای اولین بار شعری از سهراب سپهری را خواند. شهرام ناظری این تجربه را 15 سال پیش در آلبوم "در گلستانه" به منصه ظهور رسانده بود.

دو تصنیف "دوش دوش دوش" از علی اکبرخان شیدا در افشاری به روایت عبداله دوامی و "مرغ سحر" ساخته مرتضی خان نی‌داوود با شعر بهار پایان‌بخش این کنسرت بود که بعد از اصرار مخاطبان اجرا شد.

به گزارش خبرنگار موسیقی "مهر"، طی روزهای گذشته بلیت‌های کنسرت شجریان تا سقف 200هزار تومان در بازار سیاه خرید و فروش می شده است. در حالی که شب گذشته پیش از آغاز اولین اجرای کنسرت، شخصی که در حال فروش تعداد زیادی بلیت بود، توسط ماموران انتظامی دستگیر شد. همچنین به دلیل استقبال زیاد مردم از این کنسرت و فروش بلیت های کلیه شبهای این کنسرت در همان روز اول پیش فروش، قرار بود شب‌های اجرا نیز 150 بلیت روز فروش شود، اما جمعیت زیادی که برای خرید بلیت های روز فروش، جلوی تالار وزارت کشور جمع شده بودند، با بدقولی مسئولان برگزاری کنسرت مواجه شدند و از تماشای کنسرت شجریان بی‌نصیب ماندند.

این گزارش حاکی است : درطول زمان اجرا، علاقه، شور و اشتیاق، در صورت مخاطبان به وضوح دیده می‌شد، این در حالی بود که سکوت جمعی  ناشی از هیجان، مخاطبان را تا آخر اجرا، همراهی می‌کرد. اما این سکوت در آخر به هیاهو مبدل شد.

گفتنی است؛ کنسرت محمدرضا شجریان هشتم تا چهاردهم آذر(غیر از روز دهم) درتالار وزارت کشور برپاست و مدیر برنامه‌های شجریان اعلام کرده است : "عواید این کنسرت به ساخت باغ هنر بم اختصاص نمی‌یابد، چرا که این پروژه 3 میلیارد تومانی به بودجه‌ای بیش از این حرف‌ها محتاج است که با برگزاری 10 تا از این نوع کنسرت‌ها هم کاری از پیش برده نمی‌شود."

همچنین شایان ذکر است ؛ به طور کلی متولیان برگزاری کنسرت های موسیقی از یک قاعده و ضابطه مشخص و منطقی در تعامل با رسانه ها پیروی نمی کنند. لذا در مورد اخیر نیز، رسانه ها مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. درحالی که فعالیت های فرهنگی- هنری نیازمند انعکاس رسانه ای هستند تا ماهیت "مردمی" پیدا کنند.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=259919

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:14 |

اجرای سمفونی نهم بتهوون در میان تشویق زودهنگام مخاطبان

علی رهبری : برای ارکستر سمفونیک تهران دعا کنید!

سمفونی نهم بتهوون برای دومین‌بار در ایران، این بار به رهبری علی رهبری در تالار وحدت و در میان تشویق‌های بی‌وقفه و زودهنگام مخاطبان و گله‌گذاری‌های رهبری از وضعیت مالی ارکستر اجرا شد.

ارکستر سمفونیک تهران بعد از 30 سال برای دومین بار روزهای 26 و 27 آبان سمفونی نهم بتهوون را به رهبری علی رهبری و در میان تشویق‌های زودهنگام مخاطبان و گله‌مندی‌های علی رهبری از وضعیت حقوق نوازنده‌ها و اعضای گروه کر به صحنه برد.

این اجرا هرچند به مانند تمرینی دوباره برای ارکستر سمفونیک محسوب می‌شد، اما خود این اجراها راه را برای اجرای دقیق، منظم  و باکیفیت ارکستر باز می‌کند، به شرط آنکه حس خفته "مسئولیت‌پذیری" در میان مسئولانی که ادعای تعلق به حوزه فرهنگ را دارند، آشکار شود و جسارت در عمل جای تعارف‌ها و کلیشه‌ها را بگیرد.

علی رهبری در دو شب اجرا، در ابتدا قطعه "نیما" از علیرضا مشایخی را اجرا کرد. وی در پایان اجرای سمفونی از حقوق کم نوازندگان و اعضای گروه کر گله کرد و گفت: "هر چند صدای ارکستر سمفونیک تهران در شرایط فعلی مانند ارکستر سمفونیک وین و لندن نمی‌شود، اما برای من که سال‌های سال این ارکسترها را رهبری کرده‌ام، مهم این است که صدای خوب و باکیفیت از ارکستر سمفونیک تهران و تالار وحدت به گوش برسد نه لندن و وین!"

رهبری در ادامه افزود: "آموزش به نسل جوان از دلایل عمده آمدن من به ایران و فعالیت در عرصه موسیقی است، وگرنه من نیاز مادی ندارم؛ البته در این شرایط آشفته و با این حقوق کم نوازنده‌ها و گروه کر، من چند ماه دیگر نمی‌توانم به صورت بچه‌های گروه نگاه کنم."

علی رهبری در پایان درد دل خود با مخاطبان گفت: "در این شرایط اگر می‌توانید دعا کنید یا با همسایه خود صحبت کنید، شاید برای این مشکل راهکاری پیدا شود!"

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=255344

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:12 |
 
تعطيلی موسيقی در رمضان از نگاه افتخاری(۱)

عليرضا افتخاری ؛

ناآگاهی آقايان به تماشگر شدن هنرمندان می انجامد

زندگی برای هنرمند صحنه اپرا است که باید تلاش کند و بیافریند، نه این قشر، بواسطه ناآگاهی بعضی از آقایان، در ماه مبارک رمضان ، تماشاگر شوند.

"علیرضا افتخاری" با اعلام این مطلب گفت : هنرمند در عرصه هنری تماشاگر نیست، بلکه او در صحنه اپرا زندگی می کند که باید تلاش و در پی آن آفرینش کند؛ اما متاسفانه در این جامعه، به بهانه های واهی و از روی نا آگاهی، این فرصت تلاش  از هنرمند موسیقی سلب می شود.  محدودیت های غیرمنطقی و  تعطیل شدن موسیقی در ماه مبارک رمضان، یکی از آن موارد است.

این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه افزود: ماه مبارک رمضان  اگر با برنامه خوب همراه شود؛ به طور یقین می تواند برای بیشتر مخاطبان و به خصوص نسل جوان یک ماه به یاد ماندنی باشد ، اما آنچه ما از رسانه و حتی در محافل عمومی می بینیم فقط سخنرانی و موعظه است. آن هم از زبان کسانی که مردم، اشتیاق  زیادی برای شنیدن صحبت های آنها ندارند؛ البته در شرایط به ظاهر خیلی عالی یکی، دو تا مجموعه طنز تهیه می کنند تا هر ثانیه  به شعور مردم  توهین کند و روز به روز، آنها را بی فرهنگ تر و لمپن تر به بار آورد.  

افتخاری  با اشاره به اینکه  صحبت های اصولی یا باید از دهان هنرمندان مقبول یا از طریق هنر آنها به مخاطبان ارائه شود، خاطرنشان کرد: هنر بهترین راه برای نزدیک کردن بندگان به منبع زیبایی هاست.  ولی درحال حاضر هنرمندی که سالها جوانی و عمرش را در این مملکت گذرانده است، هنوز اندر خم یک کوچه است و برای جلوی دوربین رفتن، باید هفت خوان رستم را طی کند.

خواننده آلبوم های "مستانه"،"کاروان" و...،  داشتن روحیه خوب و شاد را راز موفقیت دانست و تصریح کرد: روحیه شاد برای هنرمند با کار و در بین مردم بودن به وجود می آید و برای مخاطبان با لمس کردن علایق خود و به بار نشستن اهداف خود. حال آنکه چنین محدودیت هایی در ماه مبارک رمضان، ماهی  که در این ماه درهای رحمت الهی به روی بندگان گشوده می شود و ماه میهمانی خداست، ثمره ای جز از دست دادن روحیه و آنچه امروزه به نام بیماری اعصاب معروف است، ندارد. در حالی که ماه رمضان، ماه شور و نشاط و اوج عبودیت است.

علیرضا افتخاری  در پایان صحبت های خود گفت: رمضان موسیقی خاص خود را دارد و به طور مثال دستگاه " نوا " در سحر می تواند برای روزه داران موثر باشد. همچنین با استفاده از اشعار عرفانی و سخنان نغزی چون صحبت های " خواجه عبدالله انصاری "، می توان آثاری بدیع خلق کرد و در این ماه از طریق رسانه های جمعی پخش کرد تا اینکه آرامش و روح نواز موجود در اين ماه را دو چندان می کند.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=239153
+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:10 |
 
تحول در موسيقی ملی از ديد شهرام ناظری(۲)
 

شهرام ناظری ؛
موسیقی پاپ مانند پپسی کولا تاریخ مصرف دارد!

موسیقی سنتی باید متحول شود. شناخت و آگاهی از گویش فرهنگی کلمات و کشف و شناسایی الحان متنوع موسیقی سنتی و به خصوص فرهنگ سازی، از طریق رسانه های جمعی، نسل جوان را به طرف موسیقی سنتی می کشاند.

"شهرام ناظری"، خواننده موسیقی سنتی ایران، در گفت وگو با خبرنگار موسیقی خبرگزاری "مهر" ضمن بیان این مطلب گفت: با علم و دانش و شناخت گویش های فرهنگی کلمات و همچنین شناسایی الحان موسیقی سنتی ایران و مطابقت موسیقی سنتی با این الحان و گویش ها، می توان جوانان امروزی را به موسیقی بومی آشنا وعلاقه مند کرد.

خواننده آلبوم های " آتش در نیستان "و" کیش ومهر " در ادامه افزود: بسیاری از مردم تصور می کنند که موسیقی سنتی ایرانی به طور کلی همانی است که در حال حاضر  ارائه می شود؛ در صورتی که موسیقی سنتی ایران از قابلیت های بسیاربالایی برای ارائه برخوردار است، اما متاسفانه به دلیل تزیینی بودن آن در زمان قاجار و استفاده برای پادشاهان و درباریان کم کم قابلیت هایی حماسی ، نشاط آور بودن و هیجانی این موسیقی گرفته شد.

وی با اشاره به اینکه این نوع از موسیقی سنتی دیگر در جامعه ما جواب نمی دهد، تصریح کرد: به طور یقین برای گرایش جوانان  باید فرهنگ سازی کرد؛ البته برای شناخت گوشه ها و الحان فراموش شده، باید تحقیق و پژوهش کرد. به فرض مثال باید یک تفاوت عمده و فاحش بین موسیقی ای که بر اشعار حافظ و سعدی گذاشته می شود و نوع موسیقی ای که بر اشعار فردوسی ومولوی گذاشته می شود، باشد؛ چراکه اشعار سعدی موسیقی آرام و اشعار فردوسی موسیقی حماسی  را می طلبد.

 این موسیقیدان در بخش دیگر گفت وگو با خبرنگار مهر، درباره موسیقی پاپی که چند سال اخیر در جامعه ما رواج پیدا کرده ، گفت : همانگونه که "پپسی کولا "و مکدونالد" تاریخ مصرف دارد، موسیقی پاپی که در کشور ما تولید می شود نیز تاریخ مصرف دارند. این نوع موسیقی کاملا سطح پایین است ؛ چراکه، نه مثل موسیقی آن طرف جدید است و نه کیفیت دارد و فقط  یک موسیقی تقلیدی و ضعیف صرف محسوب می شود.

شهرام ناظری این عصر را عصر "بی هویتی "و "چپاول "خواند و در پایان گفت: هرچند بعید است که دیگر این جامعه در مسیر درست گام بردارد، اما به فرض محال این مسیر درست  مستلزم یک فرهنگ سازی و تحول سازی است که به طور طبع در یک قرن جواب می دهد نه چهار یا پنج سال.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=222074
+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:8 |
 
 
تحول در موسيقی ملی از ديد همايون خرم

امیرهمایون خرم ؛

 خواننده سازنده نیست!

 

آهنگسازان موسیقی ایرانی باید با توجه به پیشرفت زمان و حفظ اصالت موسیقی ایرانی، نحوه ونوع ارائه آثار خود را تغییر دهند.

"امیر همایون خرم"، آهنگساز ونوازنده ویلن، در گف وگو با خبرنگار موسیقی خبرگزاری "مهر"، ضمن بیان این مطلب گفت: نحوه ارائه موسیقی ایرانی باید با حفظ اصالت موسیقی ایرانی و با توجه به زمانه تغییرکند که این مقوله هم توسط سازنده و آهنگساز امکان پذیر است.

خالق قطعه به یاد ماندنی " ای ایران "،" تنهاماندم "،" توای پری کجایی " و... در ادامه افزود: متاسفانه شیوه ای که در حال حاضر برای ارائه موسیقی ایرانی در پیش گرفته شده دیگر جواب نمی دهد؛چرا که به دلیل خواننده سالاری در موسیقی ایرانی واز طرف دیگر عدم آگاهی به فرهنگ نوشتاری، این قشر فقط همان دروسی که از قدیم یاد گرفته اند در قالب آثار موسیقایی عرضه می کنند؛ به الطیع این آثاربه دلیل پاسخ نگفتن به عنصر زمان موفقیتی کسب نخواهند کرد.

خرم با اشاره به اینکه خواننده سازنده نیست، خاطرنشان کرد: تنها در شرایطی که خواننده ها با نظر آهنگساز پیش رود می توان امید وار بود که در نوع موسیقی ایرانی دگرگونی احساس کرد؛اما متاسفانه در شرایط کنونی هرکسی خود را بی نیاز از علم آهنگسازی می داند .

این آهنگساز وجود دوعنصرعلم واحساس رابرای ارائه آثار نو وتازه ضروری دانست وتصریح کرد: آهنگساز برای خلق آثار مطابق با زمان ودر عین حال اصیل وماندگار، باید نسبت به این کارعلم داشته باشد؛ یعنی در آثار بزرگان موسیقی که از نظر کمیت وکیفیت آثاری شاخص دارند تحقیق و تفکر کند که این مولفه ها اکتسابی است . همچنین برای خلق بعضی از آثار باید زمان وموهبت الهی نیز دخیل باشد.

به گفته خرم،  تلفیق شعر وموسیقی از مهمترین مباحثی که در همه زمان ها وبه خصوص دوره کنونی باید مورد توجه قرار بگیرد. وی گفت : هر کلمه ای می تواند یک ملودی همطراز در موسیقی داشته باشد وشناخت این ملودی هم سنگ ،کار آهنگساز توانا وخوب است .

امیرهمایون خرم در پایان افزود: در بسیاری از گوشه های موسیقی ایرانی مانند گوشه "وصال" کمتر کسی کار کرده است و جامعه ما آهنگسازانی را می طلبد که این گوشه ها را زنده وبا توجه به نیاز زمان و مخاطب و حفظ اصالت ها آثاری جدید ارائه دهند.

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=223303

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:7 |
جواب پرويز مشکاتيان به کامکار
درپی انتشار سخنان بیژن کامکار در باره انحلال گروه عارف
پرویز مشکاتیان به بیژن کامکار جواب داد
خبر از هم پاشیده شدن گروه عارف چندی پیش توسط جمشید عندلیبی اعلام شد . بیژن کامکار دیروز در گفت وگو با روزنامه شرق مسائلی درباره انحلال گروه عارف مطرح کرد و پرویز مشکاتیان امروز در گفت و گو با "مهر" به او پاسخ داد.

 پرویز مشکاتیان، درگفت و گوی تلفنی با خبرنگار موسیقی  "مهر"  گفت :  امرمحال وممتنع اگرباورکردنی باشد ، بهتر ازامرممکنی است که باورکردنی نباشد. "گروه عارف ازهم پاشید " البته امری است محال ولی باورکردنی . اما گروه عارف را من درست کرده ام . البته امری ممکن است ولی باورنکردنی. بیژن عزیزگفته است درگروه عارف و درکنارمن نوازندگانی نشسته اند که سن نوه مرا دارند، البته هم محال است وهم غیرممکن وهم باورنکردنی .
او گفته است کنسرت وزارت کشور را برگزار کردیم و بعد به کردستان عراق رفتیم و در بازگشت به من گفته شد که من از "مسئولیت مالی گروه عزل شده ام" .

مشکاتیان افزود: به حضورخوانندگان عزیزعارضم که کنسرت وزارت کشورحدود سه هفته زودترازدهم ویازدهم دی ماه باید برگزار می شد، اما به علت اینکه کامکارها  وعند لیبی درآن تاریخ به کردستان رفتند ، اگرچه همه هماهنگی ها انجام شده بود، ناگریزکنسرت عقب افتاد و یکی دو اسپانسر که دراین زمینه به گفت وگو نشسته بودند، به دلیل این تعویق کنارکشیدند. حتی دکترهدایتی (مشاور وزیرکشورو رئیس سالن ) که دراین اجراها یاریی شان بی حد و اندازه بود، مرا به کناری کشیدند و پرسیدند که  آیا واقعا این اجرا انجام خواهد شد؟


مشکاتیان ادامه داد: وانگهی من همیشه برای بیژن ، اردشیر، ارژنگ و به طورکلی خانواده کامکار، احترام خاصی قائل بوده وهستم . تا بدانجا که "بیژن " را که سن چندان بالاتری نسبت به من و"شهرام " ندارد را " پیر گروه " نامیده ام . هرگز! هیچ کس بیژن را از مسئولیت مالی گروه عزل نکرده است. روابط من با گروه برمبنای دوستی بسیاررفیقانه وهم چراغی بسیارشفیقانه است. بیژن مسئول تشکیل یک کمیته پنج نفره شد ، همین جا باید بگویم که سرپرست گروه ، ضربان قلب بچه هایش را درگروه می شنود و باید بشنود . من درگروه اکنون " عارف " سه جریان فکری می بینم ، اول جریانی که قضایا را کاملا حرفه ای می بیند، همانطور که "بیژن" از "سیب زمینی " و مسایل اقتصادی سخن به میان می آورد.  برایشان خیلی مهم نیست که سالن کجا باشد ، صحنه چگونه آراسته شده باشد، لباس چگونه باشد و... یک خط درمیان به تمرین می آیند، خودشان را بالاتر ازهمه گروه می دانند ، هنوز تنفس اعلام نشده ، سیگارشان را روشن می کنند ، وسط تمرین می روند چای و شیرینی میل می کنند ، شب کنسرت یک ربع مانده به اجرا به سالن می آیند، برنامه را اجرا می کنند، درحین  اجرا صندلی ها را می شمارند و ضرب در قیمت بلیط می کنند و نیز تصوری از برداشت و تبسمی از... آخر اجر گلهایشان را می گیرند ومی ر وند وازفردا هم هرروززنگ می زنند که دلشان برای شما تنگ است و هر لحظه درفراق شما اشکی تا اندازه ای شور می ریزند .

مشکاتیان ادامه داد: جریان دوم، بعد ازجریان اول به گروه پیوسته است این جریان از نظریات و منویات سرپرستی به خوبی آگاه است ومی شود گفت نیاز به نان، هنرش را به هرزه سازی وا نداشته است. با قضایا منطقی برخورد می کند. مشکل گروه را مشکل خویش می پندارد. منظبط تر از اندازه است، به گونه ای که زودتراززمان تمرین درمحل حاضراست. با تمایل تمام آب درقوری می ریزد و میوه در سبد می چیند! به مشکلات کاملا واقف است و با اینکه توانایی اجرا، آفرینش و سرپرستی دارد. گروه عارف برایش نوعی "ها بی " (معشوقه) است .

پرویز مشکاتیان در بخش پایانی پاسخش به صحبت های بیژن کامکار نوشت: جریان سوم بعد ازجریان دوم به گروه پیوسته است.  مرتب با سرپرستی درارتباط است. از آن ارتزاق فکری وعملی می گیرد. نگاهش به قضایا بسیار نوگرایانه و انقلابی است. اگردستانش را ببرند، بدون انگیزه و اندیشه نمی نوازد و به تنها چیزی که نمی اندیشند، مادیات است.

وی اظهار داشت : اگر من در شب اجرا 500ساقه گل آفتابگردان درصحنه می نهم که با سه وانت از سه شهر پیرامون تهران جمع آوری شده است، این را اول احترام به مخاطب و دوم ارج نهادن به خود می پندارد، درصورتی که گروه دوم این عمل را تایید و گروه اول آن را تکذیب و حتی ولخرجی می دانند .

وی افزود: من برآن بودم که کمیته پنج نفره متشکل باشد از سه نفر از گروه اول، دو نفراز گروه دوم و سوم که به مسایل گروه غیر از رهبری موسیقایی بپردازند. همین جا بگویم درگروه تبادل نظر همیشه به صورت مستمر انجام گرفته و می گیرد .

وی اظهار داشت: خوب! آقایان کامکارها وعندلیبی به کردستان عراق رفتند و پس ازبازگشت یک نامه به من دادند که کمیته تشکیل شد و تصمیمات مالی این شد ، آن شب تا صبح چهره بچه های معصوم هنرمندی در نظرم می آمد که می دانستم بعد از اجرا اگرهم دلشان برایم تنگ شده تا مدتی پیدایشان نمی شود که مبادا صحبت مالی به میان آید . استدلال درآن نامه اینگونه بود که چون سن فلانی به اندازه سن نوه من است، باید افتخارکند که در کنار من قرار گرفته است . پس " x تومان " بابت دوشب به او داده شود که آن هم پول بنزین ماشینش درمدت تمرین گروه نمی شد! خوب، این است و دیگر گمان می کنم فقط در کتاب باید پیدا کرد که به قد و به چهره هر آنکس که شاه خوبان شد/ جهان بگیرد اگر، دادگستری داند .

وی افزود:  چه باید می کردم! پس ازاینکه گفتم منظور من از کمیته این نبود، پاسخ شنیدم که ما کس دیگری را قبول نداریم و... با مشورت نماینده بچه ها و سه تن از موسیقدانان بنام  و تنی  چند از دوستان اقتصاد دانم، به یک جمع بندی رسیدیم که 50 درصد حق گروه به چه منوالی تقسیم شود، فردای آن روز انجام شد . بیژن عزیز، درهمین مصاحبه گفته است که من هرگز نمی توانم قبول کنم که سهم من با سهم کسی که هم سن نوه من است، برابرباشد. نه عزیز من! شما که در تجمع گروه حضور داشتید، البته برابر نبوده است، ولی تفاوت از زمین تا آسمان هم نمی توانسته باشد .

مشکاتیان در پایان گفت : شگفتم زد از پیر! آخر هنرمندی که می تواند با هنرش چیزی بگوید که ما مردم فریب خورده چپاول و قربانی شونده تظاهر، به حقایق پی ببریم و هنرمندی که می تواند ازطریق هنرش به ما مردمی که در انتقال از امروز به فردای خود، حرکتی درجهت فروتر شدن می کنیم ، و متاسفانه از این حرکت نیز، توهمی تقدیری داریم، چرا باید امکانی بدین اندازه شریف و والا را دست کم بگیرد ، آخر نه مگر خود او هم قطره ای ازهمین اقیانوس است .

پرویز مشکاتیان در پایان  تاکید کرد به زودی در یک کنفرانس مطبوعاتی، بسیاری از ناگفته هایش را در مورد گروه عارف را فاش خواهد کرد. 

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 18:0 |
 
همراهی با محمد رضا شجريان در سفر به بم؛

ازنسل اول تا نسل سوم


گر زمين‌ زيرپاي‌ مردم‌ بم‌ نمي‌لرزيد، شايد استاد شجريان‌ در سرزميني‌ كه‌ آگاهانه‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ و فرهنگش‌ تعصب‌ داشته‌ و دارد، هرگز پا به‌ صحنه‌ نمي‌گذاشت‌.اما آن‌ مرد آمد و سنگي‌ تمام‌ گذاشت‌ بر تمام‌ خواسته‌هاي‌ «تحول‌ ساز» و «تحول‌گرايش‌». گويي‌ تقدير توهم‌ آميز هم‌ رقم‌ زده‌ بود كه‌ زلزله‌يي‌ چنين‌ خانمانسوز و دهشتناك‌ يك‌ شبه‌ جان‌ قومي‌ را بگيرد تا او براي‌ جاري‌ كردن‌ نت‌ زندگي‌ عزم‌ صحنه‌ كند.

باغ‌ هنر، طرحي‌ قابل‌ تامل‌!
آن‌ روز كه‌ در خبرها آمده‌ بود مرد آواز ايران‌ به‌ نفع‌ فرزندان‌ اين‌ سرزمين‌ كنسرت‌ مي‌دهد كمتر كسي‌ مي‌توانست‌ روزي‌ را در تخيلات‌ خود پيش‌بيني‌ كند كه‌ او با تمام‌ سوال‌هاي‌ بي‌جواب‌ ولي‌ قابل‌ تامل‌ كمر همت‌ ببندد و باغبان‌ باغ‌ هنر بم‌ شود.اما او به‌ صحنه‌ آمد و «همنوا با بم‌» ندا داد:بي‌همگان‌ به‌ سر شود\بي‌تو به‌سر نمي‌شود.
شجريان‌ آمد و آمدنش‌ با آگاهي‌ و علم‌ از ياري‌ ميليون‌ها ايراني‌ بود. او 20 تيرماه‌ 1384 با همراهي‌ جمعي‌ از خبرنگاران‌ براي‌ سركشي‌ از قوم‌ دردكشيده‌ اما اميدوار، راهي‌ بم‌ يا «آلونك‌هاي‌» به‌هم‌ پيوسته‌ شد تا از باغ‌ هنر نيز ديداري‌ داشته‌ باشد.آنجا بود كه‌ خرابي‌ شهر بعد از دو سال‌، طرح‌ باغ‌ هنر استاد را قابل‌ تامل‌تر مي‌كرد! به‌ هر حال‌ او رفته‌ تا بگويد: مرا عهديست‌ با جانان‌ كه‌ تا جان‌ در بدن‌ دارم‌\ هواداران‌ كويش‌ را چو جان‌ خويشتن‌ دارم‌.
تاكيد اين‌ هنرمند در اين‌ سفر بر لفظ‌ «مردم‌» و «ملت‌» بسان‌ قسم‌ خوردني‌ آرماني‌ مي‌ماند.او اعتقاد راسخ‌ دارد كه‌ مردم‌ اگر بخواهند توانايي‌ انجام‌ هركاري‌ را دارند.
اگر استاد ساز به‌ دست‌ گيرد...
جوانه‌ زدن‌ و به‌ ؤمر نشستن‌ زميني‌ كه‌ كلنگ‌ آن‌ در سالروز فاجعه‌ بم‌ توسط‌ محمدرضا شجريان‌ و مشاركت‌ خانه‌ موسيقي‌ زده‌ شد، جدا از هزينه‌ 5\2 ميليارد توماني‌، عزم‌ و اراده‌ ملي‌ را مي‌طلبد و به‌ قول‌ حافظ‌، عشق‌ و شباب‌ و رندي‌ مجموعه‌ مراد است‌\چون‌ جمع‌ شد معاني‌ گوي‌ بيان‌ توان‌ زد.در حال‌ حاضر 270 ميليون‌ تومان‌ از اين‌ هزينه‌ تامين‌ شده‌ است‌ و مهيا كردن‌ بيش‌ از دو ميليارد ديگر، اگر استاد ساز به‌ دست‌ گيرد و ديگر همطرازانش‌ مسووليتي‌ در دل‌، بطور يقين‌ ميسر خواهد شد.
باغ‌ هنر بم‌ در 14 هكتار مربع‌ در حال‌ ساخت‌ است‌.اين‌ بنا به‌ سبك‌ باغ‌هاي‌ ايراني‌ نظير باغ‌ «فين‌» در كاشان‌ تنظيم‌ شده‌ و شامل‌ يك‌ هنرستان‌ و مدرسه‌ موسيقي‌، آمفي‌تئاتر، گالري‌ هنرهاي‌ تجسمي‌، كتابخانه‌، سالن‌ اجتماعات‌ به‌ همراه‌ محوطه‌سازي‌ هفت‌ باغ‌ متوالي‌ ايراني‌ است‌.باغ‌ هنر در محل‌ جنوب‌ غربي‌ شهر بم‌ قراردارد و در معماري‌ آن‌ سعي‌ بر معماري‌ اصيل‌ و بومي‌ با لحاظ‌ شرايط‌ اقليمي‌ و منطقه‌يي‌ شده‌ است‌.
به‌ گفته‌ شجريان‌، راه‌اندازي‌ مجموعه‌ باغ‌ هنر به‌ رونق‌ صنعت‌ گردشگري‌ و احياي‌ روحيه‌ مردم‌ بم‌ كمك‌ مي‌كند.
زير بنا و مساحت‌ اين‌ پروژه‌ هفت‌ هزار متر مربع‌ است‌ كه‌ سه‌ هزار و 200 متر مربع‌ آن‌ به‌ مدرسه‌ موسيقي‌ اختصاص‌ دارد.اين‌ خواننده‌ موسيقي‌ اصيل‌ ايراني‌، مدرسه‌ موسيقي‌ واقع‌ شده‌ در اين‌ مجتمع‌ را تنها مدرسه‌ موسيقي‌ فولكلوريك‌ كشور مي‌داند كه‌ علاقه‌مندان‌ از ساير نقاط‌ كشور مي‌توانند براي‌ تحصيل‌ به‌ اين‌ مركز بيايند.او تاكيد مي‌كند: ساخت‌ و تكميل‌ اين‌ مجموعه‌ تنها و تنها با كمك‌ هاي‌ مردمي‌ امكان‌پذير است‌أ چرا كه‌ جذب‌ كمك‌هاي‌ بين‌المللي‌ بايد به‌ دنبال‌ موافقت‌ دولت‌ صورت‌ بگيرد كه‌ آن‌ هم‌ به‌ ديدگاه‌ و نظر دولت‌ها و ذهنيت‌ منفي‌ و مثبت‌ آنها تغيير خواهد كرد!
شجريان‌ زير ذره‌بين‌ نگاه‌ مردم‌ و رسانه‌ها
محمدرضا شجريان‌ كاري‌ اساسي‌ و بنيادي‌ را در شهر بم‌ دنبال‌ مي‌كندأاو ساخت‌ پروژه‌ باغ‌ هنر را بعد از برگزاري‌ سه‌ شب‌ اجرا، بطور رسمي‌ به‌ عهده‌ گرفت‌ و منتظر كمك‌ هيچ‌ ارگان‌ و نهادي‌ نماندأ وي‌ حتي‌ براي‌ همراهي‌ آشنايان‌ مورد اعتماد خود را برگزيد.بدين‌ منوال‌ مهندس‌ بهار مشيري‌ )فرزند مرحوم‌ فريدون‌ مشيري‌(،مهندس‌ فرداد خواجه‌نصيري‌ )همسر بهار مشيري‌( و علي‌ جهاندار )شاگرد استاد( با رهبري‌ شجريان‌، تيمي‌ را تشكيل‌ دادند تا بر امور و روند ساخت‌ اين‌ باغ‌ نظارت‌ كنند.اما با تمام‌ دوندگي‌ها تاكنون‌ فقط‌ و فقط‌ نزديك‌ به‌ 40 درصدكار پيش‌ رفته‌ و ساخت‌ 60 درصد ديگر،به‌ گفته‌ خود شجريان‌، همت‌ اهالي‌ مطبوعات‌ و اصحاب‌ رسانه‌ها را مي‌ جويد تا در پي‌ اين‌ فاجعه‌، پيامد آن‌ و زندگي‌ مردم‌ آن‌ را برسنگلاخ‌هاي‌ پر از درد، دوباره‌ در ذهن‌ مردم‌ زنده‌ شود.

اعتراض‌ برگراني‌ بليت‌هاي‌ كنسرت‌ «همنوا با بم‌» شجريان‌ را براي‌ اجراي‌ زنده‌ مردد كرده‌است‌.او خاطر نشان‌ مي‌كند:با برگزاري‌ كنسرت‌ براي‌ انجام‌ اين‌ امور زياد موافق‌ نيستم‌أ چرا كه‌ نمي‌توانم‌ مردم‌ را مجبور به‌ خريد بليت‌هاي‌ گرانقيمت‌ كنم‌.هرچند وي‌ مصمم‌تر از آني‌ است‌ كه‌ فكرش‌ را مي‌كنيم‌.وي‌ در همين‌ راستا مي‌گويد: اگر برگزاري‌ كنسرت‌ من‌ براي‌ توسعه‌ اين‌ كار موؤر باشد، به‌ شخصه‌ و با توجه‌ به‌ شرايط‌، كنسرت‌ برگزار مي‌كنم‌.اما زماني‌ كه‌ اين‌ هنرمند پاي‌ شرايط‌ را به‌ ميان‌ مي‌كشد بطور يقين‌ از وقايع‌ پشت‌ پرده‌ و كارشكني‌هايي‌ سخن‌ مي‌گويد كه‌ هموار كردن‌ راه‌ آن‌ با قلم‌ «ما» امكان‌پذيراست‌.

شجريان‌ حساب‌ 4280 بانك‌ ملي‌ شعبه‌ هفت‌ تير را به‌ نام‌ خود براي‌ دريافت‌ كمك‌ هاي‌ مالي‌ افتتاح‌ كرده‌ است‌.

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت 17:57 |