برگزاری کنسرت در چند ماه اخیر به گفته بسیاری از هنرمندان این عرصه ار حالت اتفاق بیرون آمده و به سنت مبدل گشته است .حال برگزاری کنسرت تا یک پله مانده به اجرا یک طرف و لغو آن با توجیه های همیشه واهی از طرف دیگر ذهن هنرمندان" صحنه مدار" و نه" استودیو مدار" را با دغدغه مواجه کرده است؛البته دغدغه ای که گوش هیچ خلقی بدان بهکار نیست .
رامین کاکاوند: سنت لغو کنسرت نه اتفاق !
تعطیلی هنر موسیقی در ماههای عادی سال و به خصوص اخیرا از پدیده اتفاق بیرون آمده و به سنت تبدیل شده است و مختص به به ماههای خاصی نمی شود. با این تفاسیر بهتر است تکلیف بود یا نبود موسیقی در جامعه هرچه زودتر مشخص شود تا اینکه افرادی در فکر مشغله ای کارآمدتری باشند و در آینده دچار سرخوردگی و یاس نشوند.
آهنگساز آلبوم "عشق و مستی" با صدای حسام الدین سراج در ادامه مصالب بالا می افزاید: به دلیل نبودن مولفه اساسی و ساختاری "آموزش" وضعیت هنر موسیقی روز به روز حادتر می شود که اگر راه حلی جدی برای آن اندیشیده نشود ، بزودی اذهان و گوش ها از موسیقی خودی تهی و از موسیقی بی هویت و تاریخ مصرف دار پر می شود. شاید یک دلیل هم زیاد بودم موسیقی بی هویت وارداتی نسبت به موسیقی اصیل ایرانی در جامعه است.
کاکاوند به اهمیت ملکوتی موسیقی اشاره کرد و خاطرنشان می کند: زمانی که روح می خواست وارد جسم خاکی شود، ولی روح جسم خاکی را قبول نمی کرد ،بواسطه موسیقی ، روح وارد جسم شد؛ به گونه ای که حضرت مولانا می گوید:ناله تنبور و بعضی سازها/اندکی ماند بدان آوازها .اگر موسیقی برای ما تداعی کننده آرامش است ، به خاطر وجود خاطره در ناخودآگاه انسان از آن زمان است.
شهرام ناظری : این شرایط برایمان تازگی ندارد
صحبت از لغو کنسرت و شرایط نامنسجم به گونه ای است که شهرام ناظری می گوید: برايمان تازگي ندارد كه كنسرت دهيم، عدهاي بريزند، سازها را بشكنند،ما را ببرند و يا همانجا كتكمان بزنند و ما “لت و پار” برگرديم.
وی وجود نظرات مخالف درباره موسیقی را تازه نمی داند و خاطرنشان می کند: وجود اين مسائل مال زمان فعلی نيست و قرنهاست كه وجود دارد. شايد بيش از صدها سال باشد كه موسيقي ايران درگير با اين مساله است؛ جز دورهي كوتاهي در چند دهه قبل كه ظاهرا آزاد شد، اما كماكان در بخشهايي از جامعه، آن ديدگاهها به چشم ميخورد.
به اعتقاد ناظري، اين مسايل، هميشه بوده است. عدهاي با موسيقي مخالف و عدهاي ديگر موافق بودهاند ما هم كه همواره درگير قضيه بودهايم و اگر نباشد، دلمان تنگ ميشود!
او با تاكيد بر تناقضهاي موجود تصریح می کند: از يك سو ، بيفرهنگي غوغا ميكند و از سوي ديگر كارهاي مثبت تعجبآوري انجام ميشود. ما با اين چيزها بزرگ شدهايم. دربارهي موسيقي نيز وضع همين است.
ناظری وجود مسایل و مشکلاتی را سد و مانعی برای اجرای داخل کشور می داند و اشاره می کند: ما كه دوست نداريم همهاش درخارج از كشور كنسرت دهيم اما آنجا همه چيز طبق ضوابط است. براي من در شهر پاريس برنامهاي گذاشتند كه قيمت آن 16 فرانك بود و من از اين قيمت پائين بسيار متعجب بودم كه مسئولان سالن گفتند كه دولت براي حمايت از برنامههاي هنري مثل اين اجرا خود بودجه(سوبسيد) ميدهد كه روند اجراي اثار هنري لطمه نبيند اما در ايران خشك و تر با هم ميسوزند و به دليل جو تجاري موجود، ارائه آثار هنري با تجاري فرقي ندارد.
وي وجود چنین سوبسید هایی را دراین کشورما در حوزه های تجاری طبیعی می داند و اظهار می کند: اين امر در ايران حتي در حوزه توليد و انتشار كاست و سيدي نيز به چشم ميخورد. اگر كار شما سطح پائين و خاطره انگيز! بود به شما چك سفيد ميدهند ولي اگر كارتان حامل پيامي هنري بود رغبتي براي توليد و خريد آن نوار ديده نميشود.
ناظري در ادامه صحبت های خود اشاره می کند: اين روزها كار من همهاش “نه” گفتن شده است چرا كه بيشتر كارهايي كه پيشنهاد ميشود سطح پائين بوده و من نيز متقابلا اين آثار را همراهي نميكنم، پس بايد ارگانهاي مسؤول كه به اين قضايا بيتوجه هستند برنامهريزي صحيحي را در اين راستا انجام دهند.
به گفته شهرام ناظري هدف هنرمند متعهد، در درجهي اول، اجتماع و كار كردن براي اجتماع است. البته نظرگاه ديگري هم وجود دارد كه ميگويد هنرمند، براي تاريخ كار ميكند و خيليها نيز بودهاند كه در زمان خود مطرح نشدهاند بلكه در تاريخ آن كشور، جاودانه شدند.
وي می گوید: با اين حال، زماني كه هنرمند با نظرگاهي بلند براي كشورش كار ميكند عليرغم وجود محدوديت ها به كار خود ادامه ميدهد چرا كه هدف نهائي او اجتماع است تنها هنرمند بازاري است كه ميگويد هنر براي “مردم و عوامپسندي” است. حال آنكه، هنرمند واقعي كسي است كه براي مردم كار ميكند اما با مطالعه در اجتماع و فرهنگ از آنها، نفسي تازه و حركتي رو به رشد را ميگيرد و به راه خود ادامه ميدهد. حال اگر اثرش با استقبال روبرو شد كه چه بهتر و اگر هم نشد با عشق به آن اجتماع، راهش را ادامه ميدهد و بعدهاست كه معلوم ميشود راه او چقدر ارزشمند بوده است.
این خواننده موسیقی ملی در پایان صحبت های خود می گوید: احساسم بر اين است كه هنوز يك بيفرهنگي نسبتا مطلق حاكم است، اما روح تمدن بيداري كه در ذره ذرهي وجود هر ايراني و “ژن” آنها وجود دارد گاهي حضور خود را در صحنهها به گونهاي نشان ميدهد كه همه را متعجب ميكند.
حسین زمان:عطای کنسرت را به لقایش می بخشیم
حسین زمان با صراحت درباره این پدییده می گوید: برگزاری اجراهای زنده موسیقی درایران امکاناتی و سختی هایی را طلب می کند که دربسیاری از مواقع هنرمندان عطای این کار را به لقایش می بخشند.
به گفته زمان، شرایط بی ثبات و فضای مسموم کنونی اجازه برگزاری کنسرت را به هنرمندان نمی دهد.وی می افزاید: بی ثباتی شرایط سیاسی در عرصه های داخلی و خارجی و به طبع آن فضای مسموم کنونی اجازه برگزاری اجراهای زنده و کار در عرصه هنر مهجور موسیقی را به هنرمند نمی دهد.
وی با اشاره به اینکه برگزاری کنسرت فضای لطیف را می طلبد، تصریح می کند: زمانی می توان کار هنری و فرهنگی انجام داد که شرایط برای فعالیت لطیف و منسجم مهیا باشد؛ اما متاسفانه در حال حاضر همه با عینک سیاست یا تجارت به هنرموسیقی نگاه می کنند و راه را برای ارایه آثار سطح بالا مسدود می کنند.
این خواننده پاپ اجرای موسیقی زنده درایران را منوط به پشت سرگذاشتن هفت خوان رستم ارزیابی کرده و خاطرنشان می کند: به صرف تصمیم هنرمند نمی توان در این جامعه کنسرت برگزار کرد. زیرا باید مقدمات زیادی و از جمله گرفتن مجوز، تبلیغات و... را سنجید و براساس آن عمل کرد و چه بسا بعد از پشت سرگذاشتن این شرایط، گروه های فشار کنسرت را به هم بزنند. همانگونه که تجربه صحبت مرا تایید کرده است.
زمان که در حال حاضر آلبوم " قصه نگفته " را در دست انتشار دارد شرایط برگزاری کنسرت در خارج از کشور را نیز مقرون به صرفه ندانست و می گوید: به دلیل حجم بالا و هزینه های سرسام آور تبلیغات در خارج از ایران برای گروه های بزرگ مقرون به صرفه نیست که اجرای زنده داشته باشند.
وی تاکید می کند: هنرمند معتقد به اصول، در چنین شرایطی " خانه نشین " می شود. اما آنکه پا براصول می گذارد، حتما" از نظر مالی تامین می شود.
به نظر این خواننده ،اجرای زنده موسیقی درشهری به عظمت تهران نیازبه یک سالن خاص با امکانات وفضای مناسب دارد ، اما درحال حاضر چنین امکاناتی که جوابگوی مخاطبان باشد وجود خارجی ندارد:.متاسفانه درشهرتهران بهترین سالنی که می توانست اندکی جوابگوی علاقه مندان هنرموسیقی باشد ، سالن میلاد بود که آن هم، توسط مسئولانی که شعارحمایت ازهنر و فرهنگ داده بودند بسته شد .
پروین بهمنی:دلایل واهی یا واهی های بی دلیل !
دغدغه بهمنی نیز علاوه برهنرمندان مرد به جنسیت او نیز باز می گردد . او می گوید: متاسفانه هر روز یک قانون جدید در مورد موسیقی بانوان در ایران گذاشته می شد، یک روز می گویند همخوانی مشکلی ندارد، فردای همان روز می گویند باید تعداد آقایان و خانم های همخوان به یک اندازه باشد، بعد دوباره کلا همخوانی را ممنوع می کنند. باید قانونی مشخص تدوین شود تا تکلیف ما هم مشخص باشد.
این خواننده موسیقی قشقایی از لغو کنسرت گروه "حاوا" ابراز گلایه می کند و می افزاید: متاسفانه نمی دانم چرا اوضاع به شیوه ای شده است که به راحتی کنسرت های موسیقی به دلایل واهی یا بدون دلیل لغو می شوند؟
وی ادامه می دهدد: در ماه گذشته قرار بود ما در تهران و شیراز کنسرت داشته باشیم. قرار بود تا در روز های 17 و 18 شهریورماه شهر شیراز که موطن قشقایی هاست میزبان ما باشد، اما متاسفانه کنسرت ما در این شهر لغو شد و پشت سر آن کنسرت تهران هم کنسل شد. در ماه رمضان هم که کلا برگزاری کنسرت ممنوع است.
رضا موسوی زاده :برگزاری کنسرت خارج ازایران راحت تر است
سرپرست گروه فاخته نیز از این شرایط دست و پا گیر به تنگ آمده و برگزاری کنسرت را برخلاف صحبت های زمان در خارج از کشور راحت تر می داند. این هنرمند در پایان این گزارش کوتاه ، می گوید: متاسفانه در حال حاضر شرایط برگزاری کنسرت در داخل کشور برای گروههای موسیقی به صرفه نیست؛ چراکه تمام مسایل حاشیه ای نظیر فروش بلیط،چاپ بروشور و تبلیغات و کارهایی از این قبیل به عهده گروه وسرپرست است، در صورتی که گروه برای ارائه یک اجرای خوب باید در آرامش ذهنی و کاری به سرببرند، نه اینکه یک هفته قبل از اجرا به دنبال فروش بلیط و... باشد.










