نگاهي به كارنامه دولت نهم در عرصه موسيقي :
پرسشهاي بيپاسخ مسئولان دولت نهم
ميتوان بدون ترديد يكي از عجيبترين و تلخترين رويدادهاي حوزه موسيقي را در چهار سال گذشته، لغو كنسرتهاي موسيقي با بهانههاي سليقهاي به وسيله مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست. عجيب و در عين حال تلخ به اين دليل كه اين قيبل كنسرتها هزينههاي بسياري را به لحاظ اتلاف سرمايه و زمان به تهيه كنندگان تحميل ميكنند و به يقين به دليل پيش فروش كردن بليتهاي كنسرت، تماشاگران در چرايي برگزار نشدن كنسرت مي مانند و هيچوقت به پاسخ روشني نمي رسند.
قسم حضرت عباس يا دم خروس
به يقين لغو كنسرت "دبو" به فاصله دو ساعت مانده به اجرا، يكي از مهمترين و پرحاشيهترين مواردي بود كه به دستور وزرات ارشاد دولت نهم انجام شد؛ حال آنكه دلايل لغو كنسرت از برگزاري آن جالبتر بود و وزرير فرهنگ و ارشاد اسلامي به صراحت اعلام كرد كه: «مشخصات ثانویه گروه دبو با مشخصات اولیهای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»
ماجرا بسيار ساده و مضحك بود و از آنجايي آغاز مي شد كه اعضاي اين گروه در كشور آمريكا متولد شدند و مسئولان ارشاد با تحقيق و تجسس توانستند اصالت نوازندههاي اين گروه را كشف كنند و راي به لغو كنسرت آنها بدهند. صفار هرندي در مصاحبهاي گفته بود: «مشخصات اولیهای که داده بودند درباره یک گروه اندونزیايي بود، ولی هنگام اجرا بیشتر نوازندگان آمریکایی بودند و در کل مشخصات ثانویه با مشخصات اولیهای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»
اما دفاع وزير ارشاد دولت نهم از لغو كنسترت در حالي صورت ميگرفت كه رئيس جمهور و مشاور هنريش اين اقدام را منجر به مخدوش شدن چهره فرهنگي ايران ميدانستند و با هدايايي از گروه "دبو" دلجويي و آنها را به كشور خود بدرقه كردند.
كريس دي برگ نيامده رفت
كريسديبرگ يكي ديگر از چهرههايي بود كه خبر كنسرت مشترك او با گروه آريان به تيتر داغ رسانهها در سال گذشته تبديل شد. اين در حالي بود كه مقامات عاليرتبه در کشورهای آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی، کریس دی برگ را از آمدن به ایران منع کرده بودند، اما او با وجود این فشارها و توصیهها به ایران آمد و كشور ما مي توانست اقدام اين خواننده صلح طلب را به فال نيك بگيرد و از حضور او بهترين بهره را براي تغيير ذهنيت جهانيان ببرند، اما نه تنها اين كار را نكردند بلكه از اهرمهاي مختلف براي برگزار نكردن كنسرت اواستفاده كردند. از جمله مهمترين دلايل مخالفان اين بود كه وي پیش از این به نفع یک گروه تروریستی به اجرای کنسرت پرداخته است.
از جمله ویدیوهایی که از اجرای این خواننده ایرلندی در شبکه جهانی اینترنت موجود است، کنسرتی است که در پاریس برگزار شده است و در آن اعضای گروهک منافقین اقدام به حمل تصاویری از سران این گروهک تروریستی و پرچمهای جعلی این گروهک میکنند.
داركوب و ماجراي ميخكوب شدنش
اجراي گروه داركوب به خوانندگي مهران مديري در آذرماه سال گذشته و در آخرين روزهاى مانده به برگزارى كنسرت از ديگر كنسرتهاي مهم بود كه با وجود تبليغات فراوان و داشتن مجوز لغو شد؛ اين در حالي بود كه دو هفته پيش همين گروه با مهران مديري در همان تالار به اجراي برنامه پرداخته بود. اما مسئولان وزارت ارشاد پاسخ درستي به گروه ندادند و اجراي آنها متوقف شد. اين اتفاق براى نخستينبار رخ نمي دهد. اين سومين بارى است كه برنامه گروه داركوب لغو ميشود. يك بار در تالار انديشه حوزه هنرى، يك بار در تالار وزارت كشور و همين اواخر در سالن اريكه ايرانيان. محمدرضا گلزار در دو برنامه قبلى قرار بود گروه را يارى كند اما تكرار لغو كنسرتها سبب شد تا او از خير همكارى با اين گروه بگذرد و در همان حاشيه امن سينما به فعاليت بپردازد.
البته مسئولان وزارت ارشاد پاسخ روشني به اين گروه ندادند و آنها با وجود چاپ بليت، تبليغات، هزينه برگشت برخي نوازندگان گروه كه مقيم خارج از كشور هستند و صرف ديگر هزينهها نتوانستند بالاخره برنامه خود را اجرا كنند.
گروههاي پژوهشي هم بر لبه تيغ
البته شمشير تيز وزارت ارشاد در دولت نهم فقط گردن گروههاي پاپ را نزد؛ بلكه كنسرتهاي پژوهشي و تكنوازان خاص نيز گردنشان از رد اين شمشير بي نصيب نماند. لي لي افشار يكي از گيتاريستهاي ايراني تبار است كه شهرت جهاني دارد و قرار بود تيرماه سال گذشته در تالار وحدت برنامه اجرا كند اما پس از حضور اين نوازنده در ايران مسئولان ارشاد دستور لغو كنسرت وي را به دليل نداشتن مجوز صادر كردند؛ اما اين نوازنده گيتار ميگويد: «چندی پیش با تالار قرارداد بستم و مسئولان تالار هم پیگیر کسب مجوز این کنسرت از دفتر موسیقی وزارت ارشاد شدند و طبق قولی که داده شده بود، تالار اقدام به فروش بلیت و تبلیغات کرد ولی متاسفانه گویا به دلیل تغییر مدیريت تالار وحدت و نبود هماهنگی با مدیریت جدید این کنسرت لغو شد.
لغو كنسرت پژوهشي داريوش صفوت و ژان دورينگ نيز از ديگر برنامههايي بود كه در سال گذشته رخ داد؛ به يقين حضور چهرهاي مانند ژان دورينگ در ايران نيازمند هماهنگيهاي طاقت فرسايي بود كه متاسفانه مسئولان تالار وحدت به دليل برگزاري يك همايش، اين كنسرت را لغو كردند. طبق قانون در صورت مصادف شدن كنسرت با جشنهاي ملي، تالار ميتواند كنسرت را يكطرفه لغو كند اما تالار در تاريخ مورد نظر هيچ برنامه ويژهاي نداشت.
اين تنها مرور بخشي از كنسرتهاي لغو شده در دولت نهم بود و ميتوان به صورت تيتروار برخي ديگر از موارد لغو كنسرت را اينگونه برشمرد: لغو كنسرت شهرام ناظري در يزد، گروه پارسيان در تهران، گروه بامداد در مشهد، گروه بابك رياحیپوروآرش رادان در دانشگاه تهران، گروه راك ميرا، گروه آريان، قاسم افشار، كنسرت لي لي افشار در كرمان و مواردي كه فراتر از مجال اين نوشتار است.
و باقي ماجرا
آيا در چنين شرايطي مي توان به بقاي گروههاي موسيقي و نوازندههاي موسيقي اميدوار بود؟ آنچه حيات گروههاي موسيقي را تداوم ميبخشد چيزي جز ايجاد فضاي فعاليت و رونق اقتصادي اين صنف نيست. در شرايط حاضر برنامهريزي براي برگزاري هرگونه كنسرتي براي برگزاركنندگان آن حكم ريسك بزرگي را دارد كه ميتواند سرمايه و نيروي انساني آنها را به نابودي و يك بنبست محتوم هدايت كند. تداوم اين سياست در حال حاضر رغبت سرمايهگذاري بخش خصوصي براي برگزاري كنسرتها را از بين برده و نتيجهاي ندارد جز اين كه تنها شرايط مهاجرت نسل نوپاي موسيقي ايران به خارج از كشور يا شكلگيري موسيقي زيرزمين را فراهم ميكند
.