تبليغاتX
راست پنجگاه

 

جشن آواهاي باستاني؛ جرقه اي براي حفظ ميراث معنوي

برگزاري هر رويداد فرهنگي دركشور را بايد به فال نيك گرفت؛حتي اگر اين رويداد يكبار اتقاق بيفتد.به هر حال اولين جشن آواهاي باستاني با هدف معرفي و گسترش موسيقي فولكلور و توسعه طبيعت گردي در مجتمع توريستي در استان همدان برگزار مي شود .

در اين جشن، شش گروه سرشناس به نام هاي نور محمد درپور،عاشيق حسن اسكندري،گروه ليان،گروه مهرگان،گروه فرج عليپورو گروه حاوا به ترتيب اجراي موسيقي خراساني،آذري،جنوبي،لري،كردي و ايل قشقايي مي پردازند و موسيقي آييني و چندين هزار ساله خود را اجرا مي كنند.

در نگاه نخست برگزاري اين جشن با هدف حفظ ميراث معنوي و موسيقي محلي قوم هاي مختلف برگزار

مي شود و به يقين پرداختن به اين موضوع به توسعه گردشگري فرهنگي منجر مي شود؛چرا كه بسياري از توريست هاي خارجي كه شيفته فرهنگ ايراني هستند با ديدن اين مراسم شگفت زده تر مي شوند و راه براي توسعه هر چه بيشتر صنعت گردشگري فراهم مي شود.

در نگاه ديگر،بايد برگزاري جشنواره هاي مربوط به موسيقي نواحي را بيشتركرد و نسبت به ضبط آثار آنها همت گمارد؛چرا كه اغلب استادان موسيقي نواحي در سن پيري به سر مي برند و ممكن است تا چند صباح ديگري زنده نباشند و با مرگ هر يك از آنها يك ميراث از بين مي رود.همچنين به دليل نبودن محلي براي آموزش و معرفي ،نسل جوان آشنايي چنداني نسبت به اين نوع موسيقي ندارند و به يقين تا آشنايي به وجود نيايد ،علاقه اي نيز به وجود نخواهد بود و اين امر منجر به پوچي دروني و از بين رفتن هويت فرهنگي مي شود.

در پايان اينكه ،متاسفانه در چند سال اخير با حذف بسياري از جشنواره ها مانند جشنواره نواحي و بخش نواحي جشنواره موسيقي فجر راه را براي گسترش وپرورش چهره هاي جوان بسته شد و اين موضوع هرچند با پيگيري رسانه هاي مكتوب مواجه شد اما مسئولان فرهنگي هيچ پاسخ روشني به عدم برگزاري اين جشنواره ندادند و به يقين بايد تلاش بخش خصوصي را براي راه اندازي اين جشن موسيقايي نيكو دانست .

منبع:روزنامه همشهري

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 11:21 |

کشانده شدن هنر موسیقی به زیر زمین ها در دولت نهم

واژه موسیقی فاخر از زمان دولت نهم و آن هم در اختتامیه جشنواره موسیقی فجر از سخنان گهربار وزیر فرهنگ و ارشاد و اسلامی بود.بعد از آن ماجرا یاداشت ها نوشتند و سفسطه ها آراییدن که موسیقی فاخر چنان است و چنان نیست!و هر که به مصداق ذهنیت خود حدیثی روایت کرد تا صحبت ناپخته و احساسی وزیر فرهنگ را فرهنگی جلوه دهد.غافل از اینکه که هنر فاخر وغیر فاخر نمی شناسد؛البته به لطف حضور آقای صفار هرندی ،گوش مردم پر شد از آهنگ های زیر زمینی و کامپیوتری مانند "ساسی مانکن" و"جیگلی " و غیره .

تنها اينترنت و ديگر هيچ

به هر حال رشد بی رویه گروههای موسیقی زیر زمینی و گسترش آهنگ های این گرههای در میان اقشار مختلف جامعه در دولت نهم به یقین نشان از نبود فضای مناسب برای اجرای گروههای موسیقی جوان است؛چرا که موسیقی زیر زمینی در ایران به نوعی از موسیقی گفته می شود که مجوز رسمی از دستگاهها رسمی کشور دریافت نکرده اند ؛در صورتی که تعریف بین اللملی آن به نوعی از موسیقی گفته می شود که تمایلی برای حضور در صحنه و اجرای زنده را ندارند؛یعنی بر خلاف گرههای زیر مینی ایرانی !بر هر حال در این گزارش قرار است در پاراگراف های کوتاه و جدی نگاه گذرا به این نوع از موسیقی بیندازیم که در دهه اخیر و به ویژه در چند سال اخیر دغدعه بسیاری از جوانان ایرانی شده است.

اینترنت تنها وسیله ارتباط این گروه‌ها با یکدیگر و تنها بازار معرفی محصولاتشان است. این آلبوم‌های زیرزمینی و معترضانه به سادگی در اتاق اغلب جوانان پیدا می‌شوند. کیفیت کار بسیاری از این گروه‌ها هنوز پائین و سطحی است اما هر کدام از این گروه‌های زیرزمینی علاقمندان خود را دارند. علاقمندانی که به ضبط موسیقی مورد علاقه خود یعنی رپ، راک یا هوی‌متال در یک اتاق ساده با یک هدست معمولی رضایت می‌دهند.

دلایل فعالیت گروهها موسیقی زیر زمینی در دولت نهم را در یک نگاه دقیق تر می توان عمدتا سه موضوع را دلیل اصلی فعالیتهای زیرزمینی و مخفی دانست ؛ "توقیف"،"تقلب" و"توهم" .

"توقیف" یا ممنوعیت عامل اساسی و اصلی فعالیتهای پنهانی و زیرزمینی در طول تاریخ بوده است و "تقلب" یا دگرنمایی و فریب را نیز به عنوان جوانترین عامل ( در بین عوامل سه گانه ) می توان نام برد که وجودش مربوط به همین یکی دو قرن اخیر و رواج شاخه های فکری و سیاسی و اجتماعی بوده ومبتنی بر فریب و مظلوم نمایی و مخالف خوانی دروغین و کسب محبوبیت و جذب پیروان و جلب توجهات و نگاهها در حال و حالتی غیر واقعی و ناراستین است.دلیل سوم،"توهم" و خیالپردازی است که خود بزرگ بینی و غلط نگاری و خویش شیفتگی ها مولد و زاینده آن و خودسانسوری و توهم توطئه و... مولد و زائیده آن هستند .

سه سال اخیر برای ما شاید سال‌های امید موسیقی زیر مینی بود؛البته دلایل رشد این نوع موسیقی را قبلا نوشتیم.محسن نامجو، آبجیز، کیوسک و حتی بعضی از صداهایی که در بین صداهای آزاردهنده و ضعیفی که به عنوان موسیقی رپ می‌شنویم ما را نسبت به آینده موسیقی باکلام ایران امیدوارتر می‌کند. گرچه تقریبا همه‌این‌ها به‌جز آلبوم "ترنج" محسن نامجو که آن هم مجوز ارشاد ندارد، زیرزمینی‌اند. ولی قبل از این هم صداهایی از این دست در موسیقی ‌ما بوده است که تعداد انگشت‌شماری مثل "اوهام" توانسته‌اند در ذائقه‌افرادی که به صورت جدی موسیقی را پیگیری می‌کنند تاثیرگذار باشند. حالا در طی سه سال اخیر این ‌همه اتفاق را حتی با عنوان "زیرزمینی" باید مثبت شمرد و باید فضای را فراهم کرد که این گروهها موسیقی خود را به روی زمین بیاورند تا موسیقی گوشخراش لوس آنجلسی در ذهن علاقه مندان به موسیقی رخنه نکند؛به یقین خسارت های فرهنگی و اینکه منجر به بی هویتی یک نسل و به مرور یک جامعه می شود غیر قابل جبران است. مگر نه این‌که "نازی نازی نازگل من" یا "تف به مرامت عوضی" هم زیرزمینی‌ا‌ست یا همه صداهایی که از خارج از ایران شنیده می‌شوند غیرمجاز، ولی به واقع این کجا و آن کجا؟

هفت خوان مجوز؛دليلي براي زير زميني شدن

گروه 127 یکی دیگر از گره های موسیقی زیر مینی بنام است.127 اصلا به فکر مجوز گرفتن نیست. اعضای گروه در فضای زیرزمین‌مانندی در شهرک اکباتان تهران تمرین می‌کنند. ناتوانی در بالا و پایین کردن پله ها ی وزارت ارشاد برای کسب مجوز یکی دیگر از دلایلی است که 127 را از گرفتن مجوز مایوس می کند.همچنین آنها می گویند:اگر به همین کاری که می‌کنیم مجوز بدهند قبول داریم. می‌دانید ما اصلا حالش را نداریم که برای گرفتن مجوز از پله‌ها بالا و پایین برویم و بگوییم آقا جان مادرت به ما مجوز بده. این به نظر من خیلی عجیب است. به همین خاطر تا الان سراغش نرفته‌ایم. چرا باید اینکار را بکنیم؟ فکر نمی‌‌کنم کاری که ما می‌کنیم به کسی لطمه‌ای بزند.

گروه کیوسکی از دیگر گروه ههای موسیقی است. ترانه‌های تولید شده کیوسک نشان دهنده سرخوردگی و خستگی قشر مرفه و یا حداقل متوسط رو به بالای جامعه است. ترانه آدم معمولی به خوبی این خستگی را نشان می‌دهد: « نمی خام عاشق بشم اگه آخرش جداییه... نمی‌خوام پولدار باشم اگه قیمتش رهاییه ... .نمی‌خوام زندگیمو به پای شهرت بریزم.... دوست دارم خودم باشم یه آدم معمولی» ریشه یابی این فرآیند به تغیر و تحولات سبک‌های زندگی‌های امروز متوجه می‌شود. آدم‌های طماع که قانع شدن برایشان در حکم آرزویی محال درآمده است. هرچه می‌دوند کمتر می‌رسند و می‌ایستند و دستی در موهای خود می‌کنند و به تمام ناکامی‌ها و نرسیدن‌ها فکر می‌کنند.

مضمون هاي سياسي -اجتماعي

مضمون‌های مورد اشاره در ترانه‌های کیوسک نگاه‌هایی اجتماعی – سیاسی و فرهنگی از شرایط زیستی- شهری جامعه ارایه می‌دهند، مفهوم‌های مدی که با شکل‌گیری ادبیات جامعه مدنی تبدیل به فرهنگ گفتمانی و غالب گروه‌های روشنفکر و جریانات متفاوت از نیازهای اصلی و مورد تقاضای جامعه شد. کیوسک نیز همین راه را تاکنون پیموده است. زبان لخت انتقاد با طرح‌هایی کاملا «رو» و قابل مصداق، خصوصیت بارز این گروه است. ایهام مورد استفاده در ترانه‌های کیوسک همگی ایهام‌هایی نزدیک هستند که مخاطب ترانه‌ها را خیلی سریع به مقصود مورد اشاره، راهنمایی می‌کند. در ترانه روزمرگی این مساله نمود بارز دارد: « خوشبختی یعنی یه مرد خیکی، حساب بانکی، ماشین مشکی... ازدواج شکل یه زن چاقه، دستپخت عالی، جهیزیه کامل... خانواده یعنی چندتا بچه لوس، آخرهفته جاده چالوس... عشق یعنی دختر شریک بابا، عروسی که کردی بیا سهمتو بردار...» این مصداق‌های رو، گاهی در ترانه‌های این گروه به شوری می‌زند.

........

با اين همه تفاسير مي توان نتيجه گرفت كه بهتر است به همه گروههاي موسيقي اجازه فعاليت داد نه اينكه با قوانين سليقه اي،بسياري از گروهها را به سمت فعاليتهاي پنهاني كشاند.

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 18:41 |

نگاهي به كارنامه دولت نهم در عرصه موسيقي :

پرسش‌هاي بي‌پاسخ مسئولان دولت نهم

مي‌توان بدون ترديد يكي از عجيب‌ترين و تلخ‌ترين رويدادهاي حوزه موسيقي را در چهار سال گذشته، لغو كنسرت‌هاي موسيقي با بهانه‌هاي سليقه‌اي به وسيله مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست. عجيب و در عين حال تلخ به اين دليل كه اين قيبل كنسرت‌ها هزينه‌هاي بسياري را به لحاظ اتلاف سرمايه و زمان به تهيه كنندگان تحميل مي‌كنند و به يقين به دليل پيش فروش كردن بليت‌هاي كنسرت، تماشاگران در چرايي برگزار نشدن كنسرت مي مانند و هيچوقت به پاسخ روشني نمي رسند.

قسم حضرت عباس يا دم خروس

به يقين لغو كنسرت "دبو" به فاصله دو ساعت مانده به اجرا، يكي از مهم‌ترين و پرحاشيه‌ترين مواردي بود كه به دستور وزرات ارشاد دولت نهم انجام شد؛ حال آنكه دلايل لغو كنسرت از برگزاري آن جالب‌تر بود و وزرير فرهنگ و ارشاد اسلامي به صراحت اعلام كرد كه: «مشخصات ثانویه گروه دبو با مشخصات اولیه‌ای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»

ماجرا بسيار ساده و مضحك بود و از آنجايي آغاز مي شد كه اعضاي اين گروه در كشور آمريكا متولد شدند و مسئولان ارشاد با تحقيق و تجسس توانستند اصالت نوازنده‌هاي اين گروه را كشف كنند و راي به لغو كنسرت آنها بدهند. صفار هرندي در مصاحبه‌اي گفته بود: «مشخصات اولیه‌ای که داده بودند درباره یک گروه اندونزیايي بود، ولی هنگام اجرا بیشتر نوازندگان آمریکایی بودند و در کل مشخصات ثانویه با مشخصات اولیه‌ای که داده شده بود، تطبیق نداشت.»

اما دفاع وزير ارشاد دولت نهم از لغو كنسترت در حالي صورت مي‌گرفت كه رئيس جمهور و مشاور هنريش اين اقدام را منجر به مخدوش شدن چهره فرهنگي ايران مي‌دانستند و با هدايايي از گروه "دبو" دلجويي و آن‌ها را به كشور خود بدرقه كردند.

كريس دي برگ نيامده رفت

كريس‌دي‌برگ يكي ديگر از چهره‌هايي بود كه خبر كنسرت مشترك او با گروه آريان به تيتر داغ رسانه‌ها در سال گذشته تبديل شد. اين در حالي بود كه مقامات عالي‌رتبه در کشورهای آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی، کریس دی برگ را از آمدن به ایران منع کرده بودند، اما او با وجود این فشارها و توصیه‌ها به ایران آمد و كشور ما مي توانست اقدام اين خواننده صلح طلب را به فال نيك بگيرد و از حضور او بهترين بهره را براي تغيير ذهنيت جهانيان ببرند، اما نه تنها اين كار را نكردند بلكه از اهرم‌هاي مختلف براي برگزار نكردن كنسرت اواستفاده كردند. از جمله مهمترين دلايل مخالفان اين بود كه وي پیش از این به نفع یک گروه تروریستی به اجرای کنسرت پرداخته است.

از جمله ویدیو‌هایی که از اجرای این خواننده ایرلندی در شبکه جهانی اینترنت موجود است، کنسرتی است که در پاریس برگزار شده است و در آن اعضای گروهک منافقین اقدام به حمل تصاویری از سران این گروهک تروریستی و پرچم‌های جعلی این گروهک می‌کنند.

داركوب و ماجراي ميخكوب شدنش

اجراي گروه داركوب به خوانندگي مهران مديري در آذرماه سال گذشته و در آخرين روزهاى مانده به برگزارى كنسرت از ديگر كنسرت‌هاي مهم بود كه با وجود تبليغات فراوان و داشتن مجوز لغو شد؛ اين در حالي بود كه دو هفته پيش همين گروه با مهران مديري در همان تالار به اجراي برنامه پرداخته بود. اما مسئولان وزارت ارشاد پاسخ درستي به گروه ندادند و اجراي آنها متوقف شد. اين اتفاق براى نخستين‌بار رخ نمي دهد. اين سومين بارى است كه برنامه گروه داركوب لغو مي‌شود. يك بار در تالار انديشه حوزه هنرى، يك بار در تالار وزارت كشور و همين اواخر در سالن اريكه ايرانيان. محمدرضا گلزار در دو برنامه قبلى قرار بود گروه را يارى كند اما تكرار لغو كنسرت‌ها سبب شد تا او از خير همكارى با اين گروه بگذرد و در همان حاشيه امن سينما به فعاليت بپردازد.

البته مسئولان وزارت ارشاد پاسخ روشني به اين گروه ندادند و آن‌ها با وجود چاپ بليت، تبليغات، هزينه برگشت برخي نوازندگان گروه كه مقيم خارج از كشور هستند و صرف ديگر هزينه‌ها نتوانستند بالاخره برنامه خود را اجرا كنند.

گروه‌هاي پژوهشي هم بر لبه تيغ

البته شمشير تيز وزارت ارشاد در دولت نهم فقط گردن گروه‌هاي پاپ را نزد؛ بلكه كنسرت‌هاي پژوهشي و تك‌نوازان خاص نيز گردن‌شان از رد اين شمشير بي نصيب نماند. لي لي افشار يكي از گيتاريست‌هاي ايراني تبار است كه شهرت جهاني دارد و قرار بود تيرماه سال گذشته در تالار وحدت برنامه اجرا كند اما پس از حضور اين نوازنده در ايران مسئولان ارشاد دستور لغو كنسرت وي را به دليل نداشتن مجوز صادر كردند؛ اما اين نوازنده گيتار مي‌گويد: «چندی پیش با تالار قرارداد بستم و مسئولان تالار هم پی‌گیر کسب مجوز این کنسرت از دفتر موسیقی وزارت ارشاد شدند و طبق قولی که داده شده بود، تالار اقدام به فروش بلیت و تبلیغات کرد ولی متاسفانه گویا به دلیل تغییر مدیريت تالار وحدت و نبود هماهنگی با مدیریت جدید این کنسرت لغو شد.

لغو كنسرت پژوهشي داريوش صفوت و ژان دورينگ نيز از ديگر برنامه‌هايي بود كه در سال گذشته رخ داد؛ به يقين حضور چهره‌اي مانند ژان دورينگ در ايران نيازمند هماهنگي‌هاي طاقت فرسايي بود كه متاسفانه مسئولان تالار وحدت به دليل برگزاري يك همايش، اين كنسرت را لغو كردند. طبق قانون در صورت مصادف شدن كنسرت با جشن‌هاي ملي، تالار مي‌تواند كنسرت را يك‌طرفه لغو كند اما تالار در تاريخ مورد نظر هيچ برنامه ويژه‌اي نداشت.

اين تنها مرور بخشي از كنسرت‌هاي لغو شده در دولت نهم بود و مي‌توان به صورت تيتروار برخي ديگر از موارد لغو كنسرت را اين‌گونه برشمرد: لغو كنسرت شهرام ناظري در يزد، گروه پارسيان در تهران، گروه بامداد در مشهد، گروه بابك رياحی‌پوروآرش رادان در دانشگاه تهران، گروه راك ميرا، گروه آريان، قاسم افشار، كنسرت لي لي افشار در كرمان و مواردي كه فراتر از مجال اين نوشتار است.

و باقي ماجرا

آيا در چنين شرايطي مي توان به بقاي گروه‌هاي موسيقي و نوازنده‌هاي موسيقي اميدوار بود؟ آن‌چه حيات گروه‌هاي موسيقي را تداوم مي‌بخشد چيزي جز ايجاد فضاي فعاليت و رونق اقتصادي اين صنف نيست. در شرايط حاضر برنامه‌ريزي براي برگزاري هرگونه كنسرتي براي برگزاركنندگان آن حكم ريسك بزرگي را دارد كه مي‌تواند سرمايه و نيروي انساني آن‌ها را به نابودي و يك بن‌بست محتوم هدايت كند. تداوم اين سياست در حال حاضر رغبت سرمايه‌گذاري بخش خصوصي براي برگزاري كنسرت‌ها را از بين برده و نتيجه‌اي ندارد جز اين كه تنها شرايط مهاجرت نسل نوپاي موسيقي ايران به خارج از كشور يا شكل‌گيري موسيقي زيرزمين را فراهم مي‌كند.

+ نوشته شده توسط آمن خادمی در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 16:34 |